در دنیای امروز، طعمه سیل اطلاعات بی اهمیتی که مغز ما را بمباران می کند، آسان است. در حالی که پیشرفتهای تکنولوژیکی زندگی ما را غنی میکنند، تأثیری موذی نیز دارند: توانایی برقراری ارتباط با ذخایر وسیع اطلاعات، چالشهایی را برای عملکرد مغز ما ایجاد میکند که اغلب از توانایی آن برای سازگاری پیشی میگیرد. یک جنبه مهم که اغلب نادیده گرفته می شود، تأثیر بیش از حد دیجیتال بر توانایی های شهودی مغز است.
محمد را در نظر بگیرید، یک استاد سابق که اکنون بر گسترش شبکه حرفه ای خود از طریق پلتفرم های دیجیتال متمرکز شده است. زمانی ذهن او با کنجکاوی رشد می کرد، اما جذابیت TikTok خیلی زود توجه او را به خود جلب کرد. مه مغزی به درون او نفوذ کرد و توانایی او برای ترکیب اطلاعات پیچیده را مخدوش کرد. جریان بیامان رسانههای اجتماعی ظرفیت تفکر عمیق او را کمرنگ کرد و شناخت او را به جای خواندن و پردازش عمیق به یک سیستم «کلیک کنید و لذت ببرید» تبدیل کرد.
محمد تلاش می کرد تا مفاهیم پیچیده ای را در کار و زندگی جمع کند. نقش او به عنوان برگزارکننده کنفرانس مستلزم هماهنگی ترتیبات سفر برای سخنرانان در یک کنفرانس پزشکی بینالمللی بود، اما او این کار را به طور فزایندهای دشوار میدانست، حتی به اشتباه یک استراحت یک هفتهای در مصر را برای یک استاد رزرو میکرد.
هر پیمایش در فید بی پایان TikTok وضوح ذهنی او را تار می کرد، اما او نمی توانست متوقف شود. حتی در زمان استراحت، تلفن او همیشه در دسترس بود. محمد در حسرت روزهایی که افکارش آزادانه جریان مییابند، متوجه تاثیر بیش از حد رسانههای اجتماعی بر تواناییهای شناختیاش شد. او برای مدت طولانی روی کارها تمرکز کرد و متوجه کاهش در حفظ حافظه شد.
او که مصمم بود قدرت ذهنی خود را به دست آورد، زمان TikTok خود را به قهوه صبح و بعد از شام به مدت یک ساعت محدود کرد. اگرچه در ابتدا چالش برانگیز بود، اما مه به تدریج از بین رفت و شفافیت بازگشت. محمد با تمرکز جدید، حس کنجکاوی فکری را که زمانی تعریف میکرد، دوباره برانگیخت و لذت خواندن را دوباره کشف کرد – و ماهیت فسادپذیر عملکرد شهودی مغزش را درک کرد.
ناتوانی مغز
مانند محمد، بسیاری به دلیل افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی، دامنه توجه کوتاه تری را تجربه می کنند و استفاده از توانایی های شهودی ما را سخت تر می کند. شهود توانایی مغز برای تصمیم گیری بر اساس پردازش اطلاعات ناخودآگاه و تشخیص الگو است. متکی بر فعال شدن سریع شبکه های عصبی مختلف و انتقال دهنده های عصبی مانند دوپامین و سروتونین است. چیزی که مردم اغلب آن را «عصب» مینامند، شهود است که توسط شبکههای عصبی پویا در مناطق مختلف مغز پشتیبانی میشود. دوپامین تمرکز را تیز می کند و توجه را افزایش می دهد و امکان پردازش سریع اطلاعات را فراهم می کند. سروتونین خلق و خوی و رفتار اجتماعی را تنظیم میکند و به رفاه کمک میکند، عواملی ضروری برای تصمیمگیری شهودی. سطوح بهینه سروتونین باعث افزایش انعطاف پذیری شناختی و خلاقیت می شود که برای ایجاد بینش های جدید ضروری است.
فعل و انفعال بین این انتقال دهنده های عصبی و فعالیت شبکه های عصبی متنوع، مبنای استدلال شهودی است. از آنجایی که اطلاعات به سرعت پردازش میشوند، دوپامین و سروتونین توجه و پاسخهای احساسی را تعدیل میکنند و در نهایت بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند.
فکر کن یا غرق شو
علیرغم چالش های ناشی از بار دیجیتال، یافته های اخیر علوم اعصاب نشان می دهد که فناوری می تواند عملکردهای شهودی طبیعی مغز ما را بهبود بخشد. درک مکانیسم های عصبی زیربنایی شهود امکان مداخلات هدفمند را برای تقویت توجه و توانایی های تصمیم گیری فراهم می کند.
تقویت فعالیت انتقال دهنده های عصبی برای تقویت شهود بسیار مهم است. مطالعه ای توسط Baas و همکاران. (2016) نشان داد که افراد با ظرفیت سنتز دوپامین بالاتر، کنترل توجه کمتری را نشان میدهند، که نشان میدهد افزایش انتقال دوپامین ممکن است تواناییهای شهودی را بهبود بخشد. همچنین نشان داده شده است که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی سطح سروتونین را افزایش داده و به تصمیم گیری بهتر کمک می کند.
برای مقابله با اثرات منفی اضافه بار دیجیتال، میتوانیم استراتژیهای مختلفی را اتخاذ کنیم. یکی از رویکردهای امیدوارکننده سم زدایی دیجیتال است که در آن افراد برای مدت زمان مشخصی از دستگاه ها جدا می شوند تا بار اطلاعاتی را کاهش دهند و تمرکز خود را دوباره به دست آورند. تمرینهای منظم ذهن آگاهی نیز میتواند عملکرد توجه و استراتژیهای مقابله را بهبود بخشد.
فناوری های نوظهور مانند نوروفیدبک و تحریک مغز می توانند توانایی های شهودی را بیشتر تقویت کنند. نوروفیدبک به افراد آموزش می دهد تا الگوهای فعالیت مغز را تغییر دهند، که منجر به بهبود در توجه و تصمیم گیری می شود. تحریک مغز می تواند فعالیت عصبی را در مناطق خاصی که در استدلال شهودی دخیل هستند تعدیل کند و به طور بالقوه ظرفیت های ما را افزایش دهد.
افکار نهایی
شهود از تعامل پیچیده شبکههای عصبی و انتقالدهندههای عصبی پدید میآید که تصمیمگیری سریع بر اساس پردازش ناخودآگاه را ممکن میسازد. دوپامین و سروتونین نقش کلیدی در تعدیل توجه و حالات عاطفی ایفا می کنند و بر استدلال شهودی تأثیر می گذارند. در حالی که بیش از حد دیجیتال چالشهای مهمی را ایجاد میکند، پیشرفتهای اخیر علوم اعصاب و راهحلهای فناوری راههای امیدوارکنندهای را برای مقابله با این اثرات ارائه میدهند.
با استفاده از فناوری و ترکیب مداخلات هدفمند، میتوانیم عملکردهای شهودی طبیعی مغز را تقویت کنیم، که منجر به بهبود توجه، تصمیمگیری و رفاه کلی میشود.
این پست در سایت kokoro.today نیز منتشر شده است.