همه ما کاملاً با این ایده آشنا هستیم که گاهی اوقات افراد در هنگام اجرای تحت فشار شدید، شکوفا می شوند و گاهی اوقات شکست می خورند یا خفه می شوند. هیچکس نمیخواهد زمانی که در آزمون، در یک بازی، در اتاق هیئت مدیره یا در خیابان بسیار مهم است، عملکردی پایینتر تولید کند. اما آیا راهی برای جلوگیری از این اتفاق وجود دارد؟ این کار با درک اینکه واقعاً خفگی در مغز ما چه میکند شروع میشود.
میمون ها هم می خواهند برنده شوند
محققان آدام اسمولدر، پاتریک مارینو. امیلی اوبی، سام اسنایدر، هیرو میاتا، نیک پاولوفسکی، ویلیام بیشاپ، بایرون یو، استیون چیس و آرون باتیستا در کارنگی ملون، دانشگاه پیتزبورگ، و موسسه پزشکی هاوارد هیوز فعالیت الکتریکی مجموعهای از نورونهای مرتبط با آمادهسازی حرکتی را مطالعه کردند. میمون های رزوس
در مطالعهای که در مجله «Neuron» منتشر شد، میمونها برای انجام یک کار دستیابی با تحریک بصری تحت شرایطی با سطوح مختلف پاداش برای تکمیل موفقیتآمیز آموزش دیدند. نتیجه عملکرد اصلی این بود که وقتی پاداشهای بالقوه بسیار بالا بود، عملکرد به طور متناقضی به سطوح پایین کاهش یافت. به عبارت دیگر، میمون ها “تحت فشار خفه شدند”.
سپس دانشمندان می خواستند بدانند چرا این اتفاق افتاده است. مکانیسم هایی در مغز که ممکن است با کاهش عملکرد مرتبط باشد چه بود؟
عدم آماده سازی مناسب
حرکات ارادی توسط قشر حرکتی کدگذاری می شوند و به نخاع و سپس به عضلات ما منتقل می شوند. اما الگوبرداری و برنامه ریزی واقعی حرکات “بالا دست” در مناطق به اصطلاح پیش حرکتی اتفاق می افتد. این فعالیت برنامه ریزی را می توان چند 100 میلی ثانیه قبل از وقوع حرکت اندازه گیری کرد.
آدام اسمولدر، نویسنده اصلی این مقاله خاطرنشان کرد که آنها «پیدا کردند که پاداشها با سیگنالهای آمادهسازی هدف تعامل میکنند تا فعالیت عصبی را به سمت منطقهای مرتبط با اجرای بهبود یافته هدایت کنند، و سپس، با بالاترین پاداش، از این منطقه دور میشوند». این نشان می دهد که انگیزه و انگیزه بسیار بالا در واقع می تواند منجر به “فروپاشی در اطلاعات عصبی شود، و این ارتباط تنگاتنگی با زمانی که حیوانات تحت فشار خفه می شوند” است.
دانشمندان پیشنهاد میکنند که با پتانسیل افزایش پاداشهای آینده، رفتارها «بیش از حد محتاطانه میشوند و زمانی که جکپاتها ارائه میشوند، خود نظارتی میشوند». نویسندگان پیشنهاد میکنند که برای غلبه بر این مشکل، مردم باید «توازن مناسبی بین خودآگاهی و خودکنترلی پیدا کنند، و فقط به طور کلی آن را آزاد نگه دارند، حتی اگر تمایل طبیعی به کاهش وجود داشته باشد».
خونسردی خود را برای جلوگیری از شکست در آینده پرورش دهید
اما در واقع چگونه این کار را انجام می دهید؟ برای من این نشان دهنده ماندن در لحظه حال و تمرکز بر فرآیند است. پاداش ها در آینده هستند، اکنون تنها چیزی است که واقعی است. پاداش هایی که فکر می کنیم در دسترس هستند، هرگز به دست نمی آیند، اگر آنچه را که واقعاً انجام می دهیم انجام ندهیم. بنابراین علاوه بر پرورش خونسردی خود، آن را در زمان حال انجام دهید.
نتایجی که در بالا توضیح داده شد، درک مکانیکی از رابطه کلاسیک “U معکوس” بین برانگیختگی و عملکرد ارائه می دهد. با افزایش برانگیختگی، قصد، تمایل به انجام، عملکرد نیز افزایش می یابد. تا زمانی که این کار را نکند. در یک نقطه خاص، ما به یک پلاتو عملکرد می رسیم و به دنبال آن کاهش می یابد حتی زمانی که تلاش افزایش می یابد.
وقتی این مطالعه را خواندم، بلافاصله آرزو کردم که ای کاش زمانی که مشغول نوشتن بودم به آن دسترسی داشتم تبدیل شدن به بتمن. در آن کتاب، من استدلال کردم که بخش مهمی از توانایی بتمن برای اجرای تحت فشار، آموزش و تمرکز او بر زمان حال و پرداختن به کارهایی بود که اکنون انجام میدهد، نه آنچه ممکن است بعدا اتفاق بیفتد. در آن زمان من به این داده های عصبی و هیجان انگیز جدید دسترسی نداشتم.
این همچنین من را به یاد تمایز بین ذهنیت تمرین و عملکرد می اندازد. در طول تمرین، ما نسبت به تغییرات در کنترل حرکت که بخشی از یادگیری اصلاح کاری است که انجام میدهیم، بازتر هستیم. در نتیجه رفتار حرکتی متغیرتر است و همچنین نسبت به انگیزه های ما و احساس ما کاملاً حساس است. وقتی مجموعه ای از مهارت ها را داریم و فقط عمل را انجام می دهیم، عملکرد حرکتی کمتر متغیر و کیفیت بالاتری دارد. ما سعی نمی کنیم به چیزهایی فکر کنیم، ما فقط انجام می دهیم.
اگرچه کتاب او در مورد رهبری بر اساس تجربیاتش بود که NFL San Francisco 49ers را به مسابقات قهرمانی سوپربول متعدد رساند، بیل والش با عنوان “امتیاز از خودش مراقبت می کند” خلاصه ای عالی است. برای موفقیت و اجتناب از مشکلات در عملکرد، باید در زمان حال بمانیم، روی فرآیند تمرکز کنیم و اجازه دهیم نتایج به طور طبیعی از تلاشهای ما ناشی شود.
(ج) E. Paul Zehr (2024)