13:22 - 2024/09/13

تائو ضعف | روانشناسی امروز

[ad_1] منبع: Jon Anders Wiken / Adobestock نرم بر سخت غلبه می کند. ملایم بر صلب غلبه می کند. همه می دانند که این درست است -تائو ته چینگ من از اینکه همه به من می گویند من خیلی قوی هستم خسته شده ام. من احساس قوی نمی کنم؛ احساس ضعف می‌کنم و ...

تائو ضعف | روانشناسی امروز

[ad_1]

  جان اندرس ویکن / Adobestock

منبع: Jon Anders Wiken / Adobestock

نرم بر سخت غلبه می کند. ملایم بر صلب غلبه می کند. همه می دانند که این درست است -تائو ته چینگ

من از اینکه همه به من می گویند من خیلی قوی هستم خسته شده ام. من احساس قوی نمی کنم؛ احساس ضعف می‌کنم و می‌خواهم که خوب باشد.» بیش از 15 سال از زمانی که این کلمات را از یک نجات یافته از سرطان در حین اداره یک گروه حمایت از سرطان شنیدم می گذرد. به عنوان یک نجات یافته از سرطان، من سخنان او را درک کردم. به عنوان یک درمانگر، شجاعت لازم برای گفتن آنچه را که بسیاری از ما، نه فقط بازماندگان سرطان، در درون خود داریم، با صدای بلند می‌دانم.

به عنوان هدیه در تولد 50 سالگی ام، درست پس از اتمام دوره شدید شیمی درمانی و پرتودرمانی، تی شرتی به من دادند که روی آن نوشته شده بود “من به الاغ سرطان زدم”. من از پیشنهادی که از طرف افراد خیری که در طول سفر از من حمایت کردند، قدردانی کردم. با این حال، من هرگز نتوانستم پیراهن را بپوشم، زیرا احساس می کردم چیزی را “لگد” نمی کنم. من از بسیاری جهات خوش شانس بودم که پس از عمل جراحی قلب باز که سفر سرطان من را آغاز کرد و شیمی درمانی و پرتودرمانی های بعدی، هنوز زنده بودم. در طول مرحله درمان، به دلیل سمومی که برای جلوگیری از بازگشت سرطان به بدنم پمپاژ می شد، کاملاً ضعیف شدم. ذهنی با “چه می شود اگر؟” سوالاتی که در ذهنم جاری است. و از نظر احساسی با داشتن ترس از زنده ماندن به عنوان یک همراه همیشگی.

از زمان تشخیص سرطان من با افراد بی‌شماری بوده‌ام که انواع چالش‌ها، تراژدی‌ها و آسیب‌ها را تجربه کرده‌اند. در نتیجه، شاهد تلاش‌های بی‌شماری برای «قرار دادن چهره‌ی شجاع»، «قوی ماندن» و «ادامه مبارزه» بوده‌ام.

این مبارزه بین نیروهای مخالف قدرت و ضعف در کار من به عنوان یک روان درمانگر نقش اساسی داشته است و همیشه در نقش فعلی من به عنوان اولین پاسخ دهنده روانشناختی که کمک های اولیه روانشناختی (PFA) را در پی تراژدی های عمیق ارائه می دهد، حضور دارد. در واکنش به تیراندازی‌های دسته جمعی که در ویرجینیا بیچ و چساپیک، ویرجینیا، تظاهرات Alt Right در شارلوتزویل، ویرجینیا، و رویدادهای پایتخت کشورمان در شورش 6 ژانویه رخ داد، از نزدیک دیدم که چگونه چنین تجربیاتی زخم‌های روانی آسیب‌پذیری را باز می‌کند. که بسیاری سعی در پنهان کردن آن دارند.

با توجه به نگرش فرهنگ ما “استوار بایست و چانه خود را بالا نگه دار” تعجب آور نیست که پس از هر تراژدی تیراندازی جمعی جنبش “قوی” قدرت را در دست بگیرد. از بنرها، شعارها، سخنرانی ها و غیره، فریاد تجمعی بازتابی به معنای نشان دادن حس صلابت جمعی در برابر غم و اندوه شدید است. ایستادن در برابر تراژدی‌های بی‌معنا، به‌عنوان یک عمل سرپیچی – امتناع از اجازه دادن به شر در همه مظاهر آن، پیروز شود. اگرچه در اعداد ایمنی وجود دارد، اما ممکن است شفا فردی از آن رنج ببرد قوی بمان اسطوره

بیشتر کارهای PFA من شامل تعامل با پلیس، آتش نشانی، اعزام، و سایر پرسنل اورژانس و ماهیت رواقی ریشه دار آنها در مواجهه با تراژدی است. در این میدان‌ها، جایی که «مکیدش کن» و «آسیب نخوری مگر اینکه استخوانی بیرون زده باشد» هنوز بخشی از فرهنگ گارد قدیمی است، من نیروهای جدیدتری پیدا کرده‌ام که به این درک رسیده‌ام که روش قدیم اگر این گروه، که اعضای آن به طور معمول با چالش مواجهه با تراژدی روبرو می شوند، با این ایده کنار می آیند که «ضعف» یک نقص شخصیتی نیست، بلکه نشان دهنده انسانیت است، چرا از آن پیروی نکنیم. رهبری آنها؟

بسیاری از مراجعینی که در طول سال‌ها دیده‌ام، در شرایطی که به بهترین شکل می‌توان آن را به عنوان یک حالت ضعیف توصیف کرد، به درمان می‌آیند – از نظر عاطفی، ذهنی، جسمی و در برخی موارد، از نظر روحی تحت تأثیر شرایط قرار گرفته‌اند. با این مشتریان، من رویکرد تائوئیستی را ترجیح می دهم که “هر که نرم و تسلیم باشد، شاگرد زندگی است.” من ترجیح می‌دهم به آنها کمک کنم که کمتر شبیه «سنگ» مقاومت سخت‌شده باشند و بیشتر شبیه آب انعطاف‌پذیری و نرمی باشند که «سخت و غیر قابل انعطاف را حل می‌کند».

با توجه به سنت تائوئیست در جریان با طبیعت به جای کار علیه آن، بیشتر پاسخ های PFA من با اشک و سیل غم شروع می شود. قطع کردن این روند با شعارهایی که باعث توقف این عبارات طبیعی استرس آسیب زا می شود، می تواند به غم و اندوه پیچیده، دور زدن روحی، یا حتی حملات اضطراب و هراس کمک کند زیرا فشار احساسات طبیعی بر سد مقاومت فشار می آورد.

اینکه آیا یک جامعه یا یک فرد پس از تجربه یک رویداد خردکننده که ماهیت معنای انسان بودن را متزلزل می‌کند قوی‌تر می‌شود، به این بستگی ندارد که چقدر بلند فریاد می‌زنند، بلکه مشخص می‌شود که چقدر آرام و بی‌صدا به درد رسیدگی می‌کنند و قلب‌های شکسته را التیام می‌دهند.

گفتم: دل من چطور؟

گفت: به من بگو در آن چه داری؟

گفتم: درد و اندوه.

گفت: با آن بمان. زخم جایی است که نور به شما وارد می شود.» – مولانا

برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان