این پست قسمت 1 از یک مجموعه 2 قسمتی است.
داچر کلتنر، دکترا، مدیر موسس مرکز علمی خوب و استاد روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است. آخرین کتاب او، AWE: علم جدید شگفتی روزمره و چگونه می تواند زندگی شما را متحول کند، یک بررسی ریشه ای و تحقیق عمیقا شخصی در مورد این احساس گریزان ارائه می دهد. کلتنر با تحقیقات جدید در مورد اینکه چگونه هیبت مغز و بدن ما را متحول می کند، در کنار بررسی هیبت در طول تاریخ و در زندگی خود در طول دوره غم و اندوه، به ما نشان می دهد که چگونه پرورش هیبت منجر به قدردانی از آنچه در طبیعت ما انسانی ترین است. .
مارک ماتوسک: شما ترس را به عنوان پدیده ای طبیعی توصیف می کنید که بقا را تقویت می کند. چطور اینطور است؟
داچر کلتنر: من به عواطف خود متعالی از منظری تکاملی می پردازم که آنها را به تاریخ ما به عنوان پستانداران اجتماعی و مزایایی که برای بقا ارائه می کنند ردیابی می کند. وقتی مردم با اسرار گستردهای مواجه میشوند که آنها را درک نمیکنند، این موجی از پاسخها را برمیانگیزد که ما آن را هیبت مینامیم، که عملکردی حیاتی دارد. به عنوان مثال، ما غازها را دریافت می کنیم، که پاسخ پستانداران به پیوند با دیگران برای مواجهه با خطر است. ما اشک، پاسخ پاراسمپاتیک و همچنین فعال شدن عصب واگ داریم، فرآیندهای مفهومی که باعث احساس کوچک بودن و اتصال به نیروهای بزرگ و اغلب معنوی می شود.
این ساختار عمیق تکاملی هیبت است، و تحقیقات ما در 25 کشور نشان میدهد که این احساسات واقعاً بخشی از DNA پستانداران ما هستند و برای ما مفید هستند زیرا ما را به گروهها متصل میکنند. آنها به ما کمک می کنند تا با هم همکاری کنیم و هویت جمعی خود را درک کنیم. اکنون اجماع فزاینده ای وجود دارد که ما با همکاری و عضویت در یک جمع زنده می مانیم، و هیبت تقویت کننده بزرگ این گرایش است.
م.م.: چه اتفاقی میافتد وقتی یک نفر از هیبت محروم میشود؟
DK: وقتی ما از هیبت محروم هستیم، در برابر افسردگی و اضطراب آسیب پذیر هستیم. ما تمرکز بسیار عمیقی روی خود داریم که فناوری می تواند آن را تشدید کند. به عنوان مثال، ما زمان زیادی را روی یک صفحه نمایش کوچک صرف می کنیم. ما شروع به احساس انزوا و قطع ارتباط می کنیم و ممکن است نمایه استرس (افزایش یافته) را نشان دهیم. تخیل خود را از دست می دهیم. مجموعه ای از مطالعات نشان می دهد که هیبت تخیل ما را تسریع می کند. به نظر می رسد این به برخی از مشکلاتی که بچه ها با آن روبرو هستند مرتبط است، که بخشی از آن مربوط به بیماری همه گیر است. ما نمی کنیم سرگردان به اندازه کافی در فرهنگ ما وجود دارد یا از رمز و راز استقبال می کنیم. ما همیشه تستمحور و نتیجهمحور هستیم و تمایل به پذیرش پیچیدگی نداریم، که منبع اصلی هیبت است. به همین دلیل است که تا حدی، جوانان ما بیش از همیشه استرس دارند و در برابر افسردگی، اضطراب و سایر شرایط آسیب پذیر هستند.
MM: هیبت چگونه تخیل را غنی می کند؟
DK: تجربیات هیبت ما را بر آن می دارد تا شروع کنیم به تصور آنچه فراتر از دانش فعلی ما است. وقتی برادرم درگذشت، همانطور که در کتاب توضیح میدهم، مانند یک دانشمند به مرگ نزدیک شدم: خوب، به من مدرک بدهید، من نمی دانم چه چیزی فراتر است. با این حال من این تجربیات را داشتم که نمی توانستم توضیح دهم. چند بار واقعاً توانستم احساس دستش روی پشتم او این دستهای بزرگ را داشت، و من آنجا مینشستم و فکر میکردم، “خدایا، هنوز او را آنجا احساس میکنم.” این درک عادی من از جهان را به چالش کشید و باعث شد تصور کنم چه چیزی ممکن است دلیل آن باشد. شاید بدن من خاطرات لمس او را ذخیره کرده است؟ یا شاید در دنیای فیزیک کوانتومی، او می تواند هنوز مرا لمس کن هیبت ما را تحریک می کند تا در مورد آنچه نمی فهمیم فکر کنیم و یکی از منابع بزرگ تخیل است. همچنین می تواند ما را به تجربه معنوی و تعجب باز کند که نیروهای الهی ماوراء طبیعی چگونه می توانند باشند.
MM: در کتاب، شما در مورد هشت “دروازه به سوی هیبت” صحبت می کنید. من مجذوب این شدم که بدانم رایج ترین دروازه برای اکثر مردم چیزی است که به عنوان زیبایی اخلاقی شناخته می شود. میشه بیشتر بگی؟
DK: پس از جمع آوری داستان های هیبت از سراسر جهان، متوجه شدیم که زیبایی اخلاقی رایج ترین موضوع است. دیدن کسی که فداکاری بزرگی انجام می دهد یا فردی شجاع که بر بیماری یا فقر غلبه می کند، مایه هیبت است. مثل زمانی که از شجاعت و مهربانی مردم غرق شدیم. شما در مورد ملاله (یوسف زی، فعال پاکستانی و برنده جایزه صلح نوبل) می شنوید که با پدرسالاری که سعی داشت او را بکشد، می جنگد، زیرا برای مثال برای حقوق زنان و دختران برای تحصیل تلاش می کرد. وقتی در مورد شجاعت او می شنویم، ما را وادار می کند تصور کنیم که چگونه می توانیم شجاع تر باشیم. من همیشه نمونه هایی از زیبایی اخلاقی را می بینم. من در برکلی قدم می زنم و می بینم که کسی تمام پول خود را به یک فرد بی خانمان می دهد – فقط خود به خود – و فکر می کنم، “وای، ببین مردم چه می کنند. ببینید چقدر حاضرند به دیگران کمک کنند و فداکاری کنند.» این یادآوری است که چگونه می توانیم از یکدیگر الهام بخش باشیم. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به این نمونه ها نیاز داریم.
MM: این همچنین یادآوری است که چیزهای الهامبخش نیازی به بزرگی ندارند.
DK: دقیقا. این یکی از تصورات نادرست دیگری است که من هنگام شروع تحقیقاتم داشتم، این که ترس واقعاً در مورد گرند کانیون است، یا چیزی عظیم، وقتی که در واقع در اطراف ما باشد. هیبت لازم نیست حماسی یا بزرگ باشد. آلبرت اینشتین، در میان دیگران، معتقد بود که هیبت یک حالت اساسی آگاهی است. ما فقط باید چیزها را به کناری فشار دهیم و چیزهای فوقالعاده را وارد کنیم.
MM: بیایید در مورد یکی دیگر از دروازه های رایج برای هیبت صحبت کنیم: جوشش جمعی. همه ما می دانیم که هیجان گروهی می تواند مثبت یا منفی باشد که توسط یک رویداد ورزشی یا کنسرت راک یا نوعی فعالیت فرقه ای مانند تجمع نازی ها تحریک شود.
DK: مانند هر ویژگی انسانی، جوشش جمعی می تواند برای خوب یا بد استفاده شود. همین امر در مورد همه شگفتی های زندگی صادق است. امیل دورکیم (جامعه شناس فرانسوی) این توصیف شگفت انگیز از جوشش جمعی را دارد و توصیف می کند که چگونه افراد در گروه ها شروع به حرکت هماهنگ می کنند، که ما به طور غریزی انجام می دهیم. این به ما احساس شادی می دهد، مثل اینکه ما بخشی از یک قبیله هستیم ما این از خودمان بزرگتر است این باعث میشود که چه خوب و چه بد، هیبت را تجربه کنید. وقتی شما روایتهای نسلکشی رواندا را میخوانید، آن هوتوها با هم میرقصیدند، شعار میدادند و با هم حرکت میکردند که مردم را کشتند. یکی از اکتشافات مورد علاقه من در کار جوشان جمعی، قدرت رقص است که دانشمندان به آن توجه کافی نکرده اند. رقص باورنکردنی است. این بسیار احساسات و هیبت را به همراه دارد، و اکنون علم جدیدی در مورد رقص وجود دارد که در مورد مزایای آن صحبت می کند. به طور مشابه با ورزش، که برای مدت طولانی توسط دانشمندان “غیر جدی” در نظر گرفته می شد.
یکی از معایب مهم فناوری این است که فرصت جوشاندن جمعی را از بین می برد. ما با هم موسیقی گوش نمی کنیم. ما فیلم یا رویدادهای ورزشی را با هم به اشتراک نمی گذاریم. ما با یک یا دو نفر استریم می کنیم و این یک ضرر واقعی است که تامین کنندگان فناوری باید در مورد آن تجدید نظر کنند.