بسیاری از تحقیقات روانشناختی در مورد تئوریهای توطئه تا به امروز بر تلاش برای توضیح اینکه چرا مردم آنها را باور میکنند متمرکز شدهاند. اما بر خلاف ماهیت خاص و مشترک تفکر هذیانی که مبتنی بر ایمان به سوبژکتیویته است، باورهای تئوری توطئه معمولاً محصول افرادی نیستند که به تنهایی تئوریهای توطئه را ارائه میکنند.1
علیرغم کلیشهای «تئوریسین توطئه» که نقطهها را با تکههای ریسمان روی یک تابلوی اعلانات در زیرزمین و در حالی که کلاه ایمنی به سر دارد، به هم متصل میکند، آنها آنقدر نظریهپردازی نمیکنند که با جستجوی فعال «تحقیق خود را انجام میدهند». برای اطلاعات، اغلب به صورت آنلاین. به این معنا، ما باید جایگزینی اصطلاح «نظریهپرداز توطئه» را با «خداباور توطئه» در نظر بگیریم.2
ما همچنین باید بدانیم که تئوریهای توطئه فقط روایتهایی نیستند که در فضای مجازی یا آنلاین پیدا میکنیم بشنو، اما داستان هایی هستند که ما هستیم گفت. اگرچه برخی از افرادی که این کار را انجام می دهند ممکن است به معنای سنتی “نظریه پردازان توطئه” صادقانه باشند، برخی دیگر نظریه های توطئه را به عنوان اطلاعات نادرست بر اساس نادرست بودن شناخته شده خود برای منفعت یا سود مالی یا قدرت ایجاد می کنند. کاس سانستاین، پروفسور حقوق دانشگاه هاروارد، کسانی را که این کار را انجام می دهند، «کارآفرینان تئوری توطئه» می نامد، در حالی که برایان کیلی، فیلسوف کالج پیتزر، صراحتاً آنها را «دروغگوهای توطئه» می خواند.3،4
برای سیاستمداران – به ویژه آنهایی که تمایلات اقتدارگرایانه دارند – تئوری های توطئه می توانند به عنوان تبلیغاتی عمل کنند که از نیازهای روانی یک جمعیت رای دهنده بهره برداری می کنند.
در اینجا شش راه وجود دارد که سیاستمداران از تئوری های توطئه برای منافع شخصی استفاده می کنند:
1. بد جلوه دادن مخالفان
تئوریهای توطئه اغلب میتوانند به انحراف مخالفان خود کمک کنند، و ادعا کنند که آنها بخشی از گروهی شرور هستند یا هیچ سودی ندارند. در انتخابات اخیر ایالات متحده، توطئه “تولد” اوباما که ادعا می کرد او در ایالات متحده به دنیا نیامده است یا هیلاری کلینتون بخشی از “دولت عمیق” است، به این شکل مورد استفاده قرار گرفت. چنین ادعاهای نادرستی می تواند قانع کننده باشد – در سال 2016، نظرسنجی ها نشان داد که حدود 40٪ از جمهوری خواهان نظریه توطئه مادرزادی را باور داشتند.5
2. بی اعتمادی به منابع معتبر اطلاعاتی
به تصویر کشیدن مطبوعات آزاد بهعنوان مغرضانه، غیرقابل اعتماد و غیرقابل اعتماد، تاکتیک آزمودهشده و واقعی رهبران اقتدارگرا است که امیدوارند رأیدهندگان را متقاعد کنند که هر چیزی را که در اخبار گزارش میشود باور نکنند – بهویژه تصویرهای منفی از سیاستمدار – و در عوض به آنها اعتماد کنند. ادعاهای توطئه آمیز درباره “دشمن مردم” بودن مطبوعات یا روزنامه نگاران دروغگو نشان دهنده یک تاکتیک رایج است که به سیاستمداران اجازه می دهد تصاویر منفی درباره آنها را در اخبار انکار یا رد کنند.
3. رد سرزنش
تئوریهای توطئه گاهی اوقات میتوانند بهعنوان حواس پرتی عمل کنند که توجه مردم را از کاری که یک سیاستمدار انجام میدهد منحرف کند. در طول همهگیری کووید-19، برخی از سیاستمداران آمریکایی که برای مهار شیوع این بیماری تلاش میکردند، تئوری توطئه نشت آزمایشگاهی را ترویج کردند که این نظریه در آزمایشگاهی در چین ایجاد شده است (ادعای هنوز ممکن، اما عمدتاً بدون پشتوانه که توسط اکثر کارشناسان علمی رد شده است). در چیزی که به عنوان یک بازی سرزنش دو طرفه بود، مقامات چینی ادعای متقابلی را مطرح کردند که SARS-CoV-2 توسط آمریکایی ها در طول بازی های جهانی نظامی که ماه ها قبل از شروع همه گیری در ووهان برگزار شد، به چین آورده شد.
4. ایجاد روایت «ما و آنها».
سیاستمدارانی که بر روی پلتفرم های پوپولیستی که تشکیلات سیاسی، رسانه های خبری و کارشناسان علمی را به عنوان «نخبگان» غیرقابل اعتمادی که با مردم ارتباط ندارند، محکوم می کنند، اغلب از تئوری های توطئه استفاده می کنند تا گروه های اپوزیسیون – اعم از دشمنان خارجی و داخلی – را به عنوان «دشمن» معرفی کنند. ” بسیاری از رهبران اقتدارگرا بر اساس این ادعا که “دشمنان درون” کشور را ویران می کنند، به قدرت رسیده اند. تئوری توطئه QAnon که بخشهایی از آن توسط سیاستمداران مختلف در سالهای اخیر تأیید شده است، تا آنجا پیش میرود که ادعا میکند دموکراتهای ایالات متحده بخشی از “دولت عمیق” هستند که در قاچاق جنسی کودکان و حتی برداشت آدرنوکروم از کودکان دست داشتند.
5. خود را قربانی یا کاندیدای ضد نظام جلوه دهد
روایات مربوط به قربانی شدن – با ادعای اینکه شخص توسط دولت فعلی در قدرت، مخالفان سیاسی، دادگاه ها و مطبوعات مورد آزار و اذیت قرار می گیرد – می تواند توسط سیاستمداران برای جلب همدردی استفاده شود. در واقع، نگرشهای سیاسی ضد نظام و پوپولیستی اغلب پیشبینیکنندههای قویتری برای باور تئوری توطئه نسبت به جهتگیریهای سنتی چپ-راست هستند. با توسل به چنین احساساتی، می توان از تئوری های توطئه استفاده کرد تا یک سیاستمدار را به عنوان یک قهرمان مردم و یک بیگانه، به راه انداختن جنگ علیه دشمنانی که در بالا توضیح دادیم، بکار برد.
6. تحریک یا توجیه خشونت
اگر یک سیاستمدار بتواند رأی دهندگان را به این ایده بفروشد که «ما» باید جنگی را علیه «آنها» به راه انداخت زیرا کشور در خطر است، تئوریهای توطئه مخالفان سیاسی را غیرانسانی میکند (مثلاً ادعا میکند که آنها «قاچاق جنسی کودکان، عمیق» هستند. ایالت، مردم مارمولک”) یا پیشنهاد اینکه اپوزیسیون سیاسی طبق قوانین بازی نمی کند (مثلا دزدی در انتخابات” از طریق تقلب گسترده در رای دهندگان یا انجام “شکار جادوگران”) می تواند منطقی برای توسل به رفتار سیاسی غیر هنجاری از جمله خشونت
مطالب ضروری تئوری های توطئه
همانطور که می بینید، بین اهداف مختلفی که تئوری های توطئه می توانند برای سیاستمدارانی که برای قدرت رقابت می کنند، همپوشانی داشته باشند، وجود دارد. همچنین توجه داشته باشید که صحت تئوریهای توطئه اغلب مورد مناقشه قرار میگیرد، زیرا آنها لزوماً نادرست نیستند، زیرا ادعاهایی مبتنی بر کنایه بدون هیچ مدرکی برای اثبات آنها هستند.6،7
صرف نظر از حقیقت یا نادرستی بالقوه آنها، هدف نهایی از ترویج تئوری های توطئه سیاسی تضعیف ایمان به نهادهای سنتی دموکراتیک (مثلاً مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد) و ایجاد مرز بین یک سیاستمدار از یک سو و سیاست آنهاست. مخالفان و سایر تهدیدات متخاصم دیگر از سوی دیگر. به عنوان روایاتی که حزب اپوزیسیون و رای دهندگان آن را به عنوان “دیگران” غیرانسانی نشان می دهد که کشور و موجودیت “مردم واقعی” آن را تهدید می کنند، تئوری های توطئه اغلب به یک بازی قدرت اقتدارگرا تبدیل می شود که میل به یک رهبر “مرد قوی” را دامن می زند. مایل به اتخاذ تدابیر شدید برای سرکوب مخالفان به نام بردن کشوری به آینده نویدبخش یا گذشته ای خیالی است.