[ad_1]
قصد من از نوشتن این وبلاگ این است که تجربیاتی را که با پسرم پشت سر گذاشتم به اشتراک بگذارم، از اولین تظاهرات بیماری او و سفرمان در قسمت های متعدد بعدی شروع شد. همچنین، هدف من این است که به عنوان یک والدین و روانپزشک در مورد مسائلی که این تجربیات مطرح می کنند، مانند نحوه عملکرد فرآیند تشخیصی در سلامت روان، و نحوه کار با ارائه دهندگان درمان و مسائل مربوط به دارو، توضیحاتی ارائه کنم. امیدوارم خواندن این مطلب برای افراد مبتلا به مشکلات روانی و همچنین خانواده و دوستانشان مفید باشد.
منبع: David Sánchez-Medina Calderón از Pixabay
رویدادهایی که منجر به بازدید از اورژانس می شوند
رویدادهایی که منجر به بستری شدن در بیمارستان می شود از فردی به فرد دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت است. درک چگونگی وقوع این رویدادها می تواند زمینه کلی بیماری فرد را فراهم کند. برای پسرم اتفاقات به سرعت اتفاق افتاد. یک روز قبل از اولین بستری شدنش در بیمارستان، بیل وسایلش را جمع کرد تا به یک آپارتمان مشترک نقل مکان کند. بعداً با هم جمع شدیم که او در ماشینش یکی از دوستانش را تعقیب می کرد که ناگهان یک دور چرخید و ناپدید شد. چند ساعت بعد از او در زندان با من تماس گرفت.
گروهبان این وقایع را توضیح داد: پلیس پس از مشاهده یک غریبه در حال خرابکاری خودروهای پارک شده در پشت یک کسب و کار محلی با پلیس تماس گرفت. ظاهراً او از سنگ برای شکستن شیشه های جلو استفاده می کرد. وقتی پلیس رسید و از او پرسید که چه کار میکنی، گفت: «من نگهبان پارکینگ هستم و این ماشینها کاری ندارند که اینجا باشند.»
شنیدن این حرف وحشتناک بود و ترس من را از اینکه بیل خیلی بیشتر از آن چیزی که اعتراف کرده بود بیمار است تأیید کرد. بعداً، پس از بهبودی از این قسمت، بیل توانست به من بگوید که فکر میکند برای شغلی به عنوان رئیس FBI مورد آزمایش قرار میگیرد و این بخشی از آزمایش بود.
اما آن روز، از محل کار به زندان رفتم و دیوانه وار با درمانگر سابق او و برخی از دوستانم تماس گرفتم که می توانستند به من کمک کنند تا درباره گزینه ها فکر کنم. بیل در دوران دبیرستان تحت درمان بود، زمانی که رفتار مخالفی داشت. روانپزشک او به من گفت که در مورد مصرف مواد مخدر او صحبت کرده اند، که من را غافلگیر کرد.
رازداری در مورد مصرف مواد مخدر در خردسالان
درمانگر در پاسخ به این سوال که چرا به من نگفتهاند – از آنجایی که بیل در سن 16 سالگی خردسال بود، گفت: “این امر به اتحاد درمانی آسیب میرساند.”
من متحیر شده بودم که او مهم ندانسته است که خانواده را در تصمیم گیری هایش لحاظ کند. یک منطقه خاکستری در مورد افشای اطلاعات مربوط به نوجوانان به والدین وجود دارد. قانون واضح است که به عنوان قیم، والدین حق درخواست اطلاعات درمان را دارند: خردسالان نمی توانند به درمان رضایت دهند. یکی از والدین یا قیم از طرف صغیر رضایت می دهد. اما از منظر بالینی وضعیت پیچیده تر است.
یکی از جنبه های درمان، تقویت استقلال فرد، از جمله حریم خصوصی است. با این حال، روانشناسان ممکن است اطلاعات محرمانه را بدون رضایت برای محافظت از بیمار یا دیگران در برابر آسیب افشا کنند (استاندارد 5.05). بنابراین، یک درمانگر نمی تواند به یک خردسال قول دهد که اطلاعات از والدینی که حضانت قانونی دارند، حفظ می شود. نظر من این است که مصرف مواد مخدر صرفاً بخشی از رفتار سرکش نیست، بلکه به دلیل خطرات آسیب پایدار مغزی که منجر به مستعد روانپریشی میشود یا خطر رفتار تکانشی که میتواند خطرناک باشد، نشاندهنده یک خطر آشکار و فعلی است.
اثرات محرک های روانی بر بیماری های روانپزشکی آینده
آمارهای مربوط به THC در نوجوانی نشان میدهد که از سنین 15 تا 25 سالگی به طور گسترده استفاده میشود، با 25% استفاده مکرر و 31% پرهیز از آن. در مجموع، مقایسه کاربران مکرر با افراد پرهیز نشان داد که استفاده مکرر عملکرد مدرسه را کاهش میدهد و میزان مشکلات رفتاری را افزایش میدهد. شواهد انباشتهای وجود دارد که نشان میدهد همه داروهای تغییردهنده ذهن، از جمله حشیش، خطر ابتلا به اختلالات روانپریشی و همچنین کاهش پیشرفت تحصیلی و حرفهای را افزایش میدهند. این امر به ویژه برای آموزش پس از متوسطه مهم است، جایی که نشان داده شده است که با توجه به رابطه قوی بین تکمیل آموزش پس از متوسطه (PSE) و ورود به مشاغل حرفه ای، تأثیر مواد مخدر تفریحی حیاتی است. مطالعاتی که پرهیزکنندگان ماریجوانا را با مصرفکنندگان مکرر در نوجوانی مقایسه میکنند، نشان میدهند که استفاده مکرر با فرصتهای بسته برای ورود به PSE مرتبط است و حتی استفاده گاهبهگاه میتواند باعث تأخیر در شروع یا تکمیل PSE شود.
من در مورد اثرات بی انگیزه THC و دانش آموزانی که در دوران دانشگاهم علف هرز می کشیدند فکر کردم. برخی از آنها میتوانستند زیاد سیگار بکشند و هیچ عارضهای ظاهری نداشته باشند، در حالی که به نظر میرسد برخی دیگر در چرخه بیپایانی استفاده گرفتار شدهاند و پس از آن بیش از حد هدر میروند. اگرچه بیل تا زمانی که به اختلال دوقطبی در کالج مبتلا شد، در مدرسه خوب عمل می کرد، مشکل دیگری که با استفاده از THC در نوجوانی مرتبط است، نرخ بالاتر ابتلا به بیماری های روانپزشکی است. بسیاری از علائم قابل مشاهده روان پریشی – پارانویا، تشدید اضطراب و اختلال فکر – اساساً در روان پریشی ناشی از مواد مخدر و در اسکیزوفرنی یا روان پریشی شیدایی یکسان هستند. برای پزشک، این یک معضل تشخیصی ایجاد میکند و سعی میکند تا مشخص کند مشکل اصلی چیست.
[ad_2]