17:46 - 2024/09/04

Pied Piper و گنجاندن محل کار

[ad_1] سه “بازمانده پاییپر” داستان Pied Piper of Hamelin داستانی است که اکثر ما به خوبی می دانیم – داستان هشدار دهنده ای از وعده های شکسته شده و عواقب بعدی. با این حال، جزئیات کمتر شناخته شده در این افسانه بینش عمیقی را ...

Pied Piper و گنجاندن محل کار

[ad_1]

سه “بازمانده پاییپر”

داستان Pied Piper of Hamelin داستانی است که اکثر ما به خوبی می دانیم – داستان هشدار دهنده ای از وعده های شکسته شده و عواقب بعدی. با این حال، جزئیات کمتر شناخته شده در این افسانه بینش عمیقی را در مورد محل کار مدرن ارائه می دهد.

طبق داستان، زمانی که لوله‌بر بچه‌ها را از شهر دور کرد، سه کودک معلول – یک کودک ناتوان از راه رفتن، یک کودک نابینا و یک کودک ناشنوا – نتوانستند دنبال کنند. این سه کودک به شهر بازگشتند و شاهد ناپدید شدن مرموز همسالان خود بودند و به مردم شهر نشان دادند که بچه ها کجا برده شدند. ناجی بودند.

ارزش تنوع

این بخش از داستان اغلب نادیده گرفته می شود، با این حال حاوی پیامی قدرتمند در مورد ارزش کسانی است که دنیا را متفاوت می بینند. همانطور که این سه کودک توانستند اطلاعات مهمی را ارائه دهند که بقیه شهر نسبت به آن نابینا بود، افراد دارای معلولیت دیدگاه های منحصر به فردی را به محل کار می آورند که می تواند ارزشمند باشد، به ویژه در شناسایی و پرداختن به مسائلی که دیگران ممکن است از دست بدهند.

در کتاب فوق العاده او، کد قناری: راهنمای تنوع عصبی، کرامت، و تعلق متقاطع در کار، Ludmila N. Praslova بحث می کند که چگونه افراد دارای تنوع عصبی می توانند با شناسایی علائم اولیه فرهنگ سمی در محل کار، نقش مهمی در خدمات منابع انسانی ایفا کنند. مانند قناری ها در معادن زغال سنگ، این افراد اغلب به عوامل محیطی حساس تر هستند که ممکن است مورد توجه همسالان عصبی خود قرار نگیرد. این آگاهی افزایش یافته می‌تواند دارایی قدرتمندی باشد که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا قبل از تشدید مسائل به آنها رسیدگی کنند و در نتیجه یک محیط کاری سالم‌تر و فراگیرتر ایجاد کنند.

با این حال، استدلال برای استخدام افراد دارای معلولیت بسیار فراتر از توانایی آنها برای الهام بخشیدن به دیگران یا عمل به عنوان سیستم های هشدار اولیه برای مسمومیت در محل کار است. در حالی که اینها کمک‌های مهمی هستند، اما دلایل اصلی شرکت‌ها نیستند که باید فعالانه به دنبال گنجاندن افراد دارای معلولیت در نیروی کار خود باشند.

همه بخشی از “ما” هستند

دلیل واقعی ساده و در عین حال عمیق است: بازنمایی. تقریباً 15 درصد از جمعیت جهان با نوعی ناتوانی زندگی می کنند و همه آنها بخشی جدایی ناپذیر ما هستند: خون، خویشاوندان، خواهران و برادران، والدین، فرزندان و دوستان ما. این بدان معناست که اگر محل کار ما منعکس کننده این جمعیت شناسی نباشد، محل کار، شرکت ها و کسب و کارهای بزرگ امروزی واقعاً معرف جوامعی نیستند که در آن فعالیت می کنند. آنها نماینده “ما” نیستند.

شمول فقط به معنای فراهم کردن فرصت‌هایی برای کسانی نیست که در غیر این صورت ممکن است به حاشیه رانده شوند. این در مورد اطمینان از این است که هر یک از اعضای جامعه، خانواده‌های ما، عزیزان ما، “ما” سزاوار این شانس هستند که دیده شوند، شنیده شوند و به خاطر مشارکت‌های منحصر به فردشان ارزش قائل شوند.

وقتی شرکت‌ها متعهد به استخدام افراد دارای معلولیت می‌شوند، فقط یک تعهد اخلاقی را انجام نمی‌دهند، بلکه از مجموعه‌ای غنی از استعدادها و چشم‌اندازهایی بهره می‌برند که می‌تواند باعث نوآوری و رشد شود. افراد دارای معلولیت خلاقیت، انعطاف‌پذیری و مهارت‌های حل مسئله را به ارمغان می‌آورند که غالباً از طریق تجربیات آنها در مسیریابی در دنیایی که همیشه با نیازهای آنها طراحی نشده است، تقویت می‌شود. با ادغام این افراد در محل کار، شرکت‌ها می‌توانند از شیوه‌های تفکر متنوعی بهره ببرند که می‌تواند به ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید منجر شود.

ایمن‌تر و قوی‌تر: شامل کردن همه، هر گروهی را قوی‌تر می‌کند و همه افراد در آن را ایمن‌تر می‌کند

علاوه بر این، زمانی که محل کار منعکس کننده تنوع جامعه است، پیامی قدرتمند به کارمندان، مشتریان و ذینفعان ارسال می کند: همه در اینجا ارزش دارند. این پیام فرهنگ فراگیری و تعلق را تقویت می‌کند، که برای جذب و حفظ استعدادهای برتر، به ویژه در میان نسل‌های جوان‌تر که تنوع و شمول را در انتخاب‌های شغلی خود اولویت دارند، ضروری است.

در پایان، داستان Pied Piper of Hamelin به ما یادآوری می‌کند که کسانی که دنیا را متفاوت می‌بینند، می‌توانند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهند. در محیط کار مدرن، افراد دارای معلولیت بیش از الهام بخشیدن یا محافظت انجام می دهند – آنها بخشی حیاتی از جامعه ما را نشان می دهند که شایسته است نه از روی خیریه، بلکه به دلیل شناخت ارزش ذاتی آنها در آن گنجانده شود.

زمان آن فرا رسیده است که شرکت ها اطمینان حاصل کنند که محل کار آنها واقعاً منعکس کننده تنوع دنیای اطراف ما است و به همه این فرصت را می دهد تا استعدادهای منحصر به فرد خود را در موفقیت جمعی سازمان سهیم کنند. تا زمانی که همه آنها با کمال میل این کار را انجام دهند، شاید بتوانیم یک “Pied Piper” جدید پیدا کنیم، آهنگی که موسیقی متناسب با گوش افراد C-Suite را پخش کند. موسیقی که می‌تواند مدیران ارشد را وادار کند که درهای محل کار جمعی ما را کاملاً باز نگه دارند، در حالی که میلیون‌ها بیکار، افراد دارای معلولیت (و سایر جمعیت‌های بیکار)، درست وارد می‌شوند و جایگاه شایسته خود را در میان ما می‌گیرند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان