ماه گذشته، من یک سخنرانی با Connecting Climate Minds در جنوب صحرای آفریقا در مورد سازماندهی شبکه های اجتماعی برای پیشگیری و درمان مشکلات روانی و روانی اجتماعی ناشی از بحران آب و هوا-اکوسیستم-تنوع زیستی (CEB) انجام دادم. شرکتکنندگان از این پیشنهاد هیجانزده شدند، زیرا گفتند این بحران مشکلات اجتماعی، روانشناختی، عاطفی و رفتاری گستردهای را در سراسر منطقه ایجاد میکند.
داستان هایی که آنها به اشتراک گذاشتند منعکس کننده اتفاقاتی است که در ایالات متحده و سراسر جهان رخ می دهد. من به لزوم ایجاد سلامت روانی و تابآوری در سطح جمعیت اشاره کردم، اما تأکید کردم که مفاهیم سنتی تابآوری مفید نخواهد بود. در عوض، من از آنها خواستم تا بر آنچه که من «تاب آوری تحول آفرین» می نامم تمرکز کنند.
چرا تاب آوری تحول آفرین مورد نیاز است
بحران CEB برای چندین دهه بدتر خواهد شد. ایجاد تابآوری انسانی در برابر بحران به چیزی بیش از این نیاز دارد چقرمگی، مقاومت در برابر ضربه، یا “بازگشت” به شرایط قبلی پس از ناملایمات، چیزی است که بسیاری از مردم فکر می کنند تاب آوری شامل آن می شود.
یکی از دلایل این است که تمرکز بر توانایی بازگشت به عقب فرض میکند که ناملایمات پایان مییابند و به افراد زمان میدهد تا بهبود یابند و به شرایط قبلی بازگردند. با این حال، انباشت بی امان استرس های سمی، شرایط اضطراری و بلایای ناشی از بحران CEB به طور فزاینده ای زمان کمی برای بهبودی و بازگشت به وضعیت قبل از بحران برای مردم باقی می گذارد.
علاوه بر این، بسیاری از مردم، از جمله جمعیت های به حاشیه رانده شده و کم درآمد و کسانی که در دوران کودکی آزار و اذیت یا نژادپرستی مداوم، تبعیض جنسیتی، و دیگر ستم های سیستمی را تجربه کرده اند، نمی خواهند به شرایط قبلی بازگردند. آنها می خواهند افزایش دهد احساس سلامتی، ایمنی و رفاه آنها به طور قابل ملاحظه ای بالا سطوح قبل از ناملایمات
علاوه بر این، شیوه های فعلی زندگی اغلب به بحران CEB کمک می کند. این شامل حجم عظیم استخراج منابع، مصرف، ضایعات، استفاده از سوخت های فسیلی و سایر شیوه های امروزی است. از سرگیری این عادات پس از ناملایمات تنها بحران را بدتر می کند.
رنج ناشی از بحران CEB می تواند ما را شکست دهد یا توانمند کند. اگر از اعتراف به واقعیت امتناع کنیم، اصرار بر ادامه کسب و کار معمولی داشته باشیم و ایده ها و اقداماتی را که می تواند بحران را به سطوح قابل مدیریت کاهش دهد رد کنیم، ما را شکست خواهد داد.
بحران CEB می تواند ما را توانمند کند اگر مفروضات، باورها و اعمالی را که فاجعه را ایجاد کرده اند بشناسیم و از این آگاهی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای یادگیری، رشد و یافتن منابع جدید معنا، هدف و عمل در زندگی استفاده کنیم.
این چیزی است که تاب آوری تحول آفرین شامل می شود. این توانایی مردم برای استفاده از سختی های ناشی از بحران CEB به عنوان کاتالیزور برای تغییر تفکر و اعمال خود و ایجاد است. شرایط بسیار سالم تر، ایمن تر، عادلانه تر، کربن زدایی شده، و از نظر زیست محیطی احیاکننده از آنچه قبلا وجود داشت
تاب آوری تحول آفرین است فرآیند، نه یک نقطه پایانی خاص. پویاییهایی که آن را تجسم میدهد اقتباسی از چیزی است که در روانشناسی اغلب «رشد پس از سانحه» یا «رشد مبتنی بر ناملایمات» نامیده میشود.
وقتی برای بحران CEB به کار می رود، من معتقدم که انعطاف پذیری تحول آفرین اصطلاح بسیار مناسب تری است. به این دلیل که از تغییرات اساسی در تفکر و عملکردهای مورد نیاز برای پیشگیری و التیام سلامت روانی و مبارزات روانی اجتماعی گسترده صحبت میکند، زیرا مردم جوامع خود را به سیستمهای احیاکننده اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی تبدیل میکنند.
تابآوری تحول شامل سه مرحله تعاملی است که میتوان آن را «چرخه تابآوری تحولآفرین» نامید.
چرخه زمانی شروع می شود که یک رویداد یا مجموعه ای از رویدادها به چیزهایی که مردم برایشان ارزش قائل هستند آسیب می زند یا از بین می برد یا به آنهایی که برایشان اهمیت دارد آسیب می رساند. شوک ها بر توانایی آن ها برای درک آنچه اتفاق افتاده است غلبه می کند و مفروضات و باورهای عمیق در مورد نحوه کار دنیا و نحوه تفکر و عمل آنها در زندگی را از بین می برد.
اکثر مردم تمام تلاش خود را می کنند تا به سرعت کنترل خود را در طول یک بحران به دست آورند و به شیوه های قبلی فکر کردن و عمل خود بازگردند.
اگر و زمانی که شکست بخورد، همانطور که اغلب با بدتر شدن بحران CEB اتفاق می افتد، آنها وارد دوره ای از آشفتگی می شوند. آنها دچار آشفتگی و آشفتگی میشوند، زیرا هویت خود و احساس معنا و هدفی که زندگیشان را هدایت میکند، آشفته است.
Resilience Essential Reads
برخی از مردم آنقدر غرق این بی نظمی می شوند که بی حس می شوند و از واقعیت جدا می شوند. به این تفکیک می گویند.
برخی دیگر سعی می کنند خود را از ناراحتی که احساس می کنند بیهوش کنند و در نهایت به سوء استفاده از مواد مخدر، الکل یا سایر موادی که به آنها، خانواده و جامعه آسیب می رساند، می پردازند.
با این حال، دیگران دیگران را به خاطر برهم زدن زندگیشان سرزنش میکنند و به آنها حمله میکنند، مانند افراد مهم و فرزندانشان، یا افرادی که متفاوت نگاه میکنند، فکر میکنند یا رفتار میکنند.
امتناع بسیاری از مردم از پذیرش واقعیت فعلی و اتخاذ دیدگاهها و رفتارهای جدید، آب و هوا، سیستمهای اکولوژیکی و تنوع زیستی زمین را که همه حیات به آن وابسته است، از بین میبرد.
با این حال، خبر خوب این است که وقتی مردم متوجه میشوند که نمیتوانند شیوههای قبلی تفکر و عمل را حفظ کنند، بسیاری میپذیرند که واقعیت تغییر کرده است. آنها را می سازند انتخاب استفاده از بی نظمی به عنوان محرکی برای یادگیری چیزهای جدید در مورد جهان و خود. هنگامی که این اتفاق می افتد، آنها وارد فاز تبدیل می شوند.
چرخه تاب آوری تحول آفرین
منبع: باب داپلت
مرحله دگرگونی به افراد انگیزه میدهد تا واقعیت را واضحتر ببینند. محدودیتهای طرز فکر و عمل قبلی آنها آشکار میشود و وارد دورهای از یادگیری و نوآوری میشوند که به راههای جدید درک و درگیر شدن با جهان منجر میشود.
این دری را به روی مسیرهای سودمند جدیدی در زندگی آنها باز می کند. آنها اغلب مهارتها و نقاط قوتی را کشف میکنند که هرگز فکر نمیکردند داشته باشند، قدردانی عمیقتری از زندگی پیدا میکنند و روابط قویتری با دیگران ایجاد میکنند. بسیاری از مردم همدل تر و سخاوتمندتر می شوند، که منجر به شادی بیشتر می شود. آنها همچنین ثبات عاطفی بیشتری را تجربه می کنند و ویژگی های دیگری را کشف می کنند که به زندگی آنها معنا و جهت جدیدی می بخشد.
این ظرفیت ها به افرادی که درگیر فرآیند تحول شده اند کمک می کند تا خود را از استرس های آسیب زا محافظت کنند و در برابر آن ها عقب نشینی کنند و در طول ناملایمات از نظر اجتماعی، روانی، عاطفی و رفتاری انعطاف پذیر باقی بمانند. بسیاری نیز انگیزه دارند تا به کاهش بحران CEB به سطوح قابل مدیریت کمک کنند و به دیگران نیز در انجام این کار کمک کنند.
اگر و زمانی که واقعیت دوباره تغییر کند و بحران های جدیدی رخ دهد، چرخه تاب آوری تحول آفرین یک بار دیگر آغاز خواهد شد.
همانطور که با گروه در جنوب صحرای آفریقا به اشتراک گذاشتم، تأثیرات بحران CEB، در زمانها، راهها و ابعاد مختلف، تقریباً در زندگی همه افراد هرجومرج ایجاد میکند. به جای مبارزه سخت برای حفظ شرایط قبلی (اغلب ناسالم)، همه ما با درگیر شدن در چرخه انعطاف پذیری تحول آفرین سود خواهیم برد. معنا، هدف و اقدامات جدیدی که ظاهر میشوند میتوانند باعث ایجاد شرایط کاملاً سالمتر، ایمنتر، عادلانهتر، کربنزداییشده و از نظر زیستمحیطی احیا شونده شوند.