[ad_1]

بزرگ کردن بچه ها یک کار دشوار و اغلب ناسپاس است، حتی زمانی که همه چیز به آرامی پیش می رود: دوران کودکی اساساً یک وضعیت دائمی تغییر است. به محض اینکه شما یک رفتار را کنترل می کنید، فرزندتان به رفتار بعدی می رود که نقاط عطف کاملاً متفاوتی دارد. علاوه بر تغییرات فیزیکی، عملکرد عاطفی فرزند شما وجود دارد که باید در مورد آن نگران باشید: همه کودکان نگران، غمگین، رفتار کردن یا اجتناب از چیزها هستند. چگونه والدین باید بدانند که آیا چیزهایی را می بینید که در محدوده رشد هنجاری قرار دارند یا باعث نگرانی می شوند؟
تشخیص اینکه “فقط یک حالت” به چیزی بیشتر تبدیل می شود
وقتی والدین وارد دفتر من می شوند، اغلب یکی از این دو داستان را تعریف می کنند:
ما نشانه های این رفتار را زود دیدیم، اما تصور کردیم که او از این رفتار خارج خواهد شد. پنج سال از آن زمان می گذرد و فکر می کنیم خیلی منتظر ماندیم. لطفا به ما کمک کنید
یا:
بچه من نمی داند چقدر این کار را آسان می کند. وقتی هم سن او بودم، خیلی کمتر داشتم و حالم خوب بود. در اینجا او در حال تقلا است، احتمالاً به این دلیل که او یاد نگرفته که مانند من با چیزهای سخت کنار بیاید.
هر دو نوع والدین به اندازه کافی در مورد سلامت روانی و سلامتی کودکان نمی دانند – و این تقصیری از خود آنها نیست. اما اگر میخواهیم مشکلی را حل کنیم، ابتدا باید آن را شناسایی کنیم. ما باید بیشتر در مورد اینکه چه زمانی رفتارها نگران کننده می شوند، مانند تفاوت بین غم و اندوه و افسردگی، یا زمانی که اضطراب نیاز به درمان دارد، صحبت کنیم. ما موجوداتی مبتنی بر زبان هستیم و اغلب در دام این باور می افتیم که چون کودک به اندازه کافی بزرگ نیست که بتواند خود را با کلمات بیان کند، نباید آن زندگی (و مبارزات) درونی غنی را که بزرگسالان انجام می دهند داشته باشد. که آشکارا نادرست است. کودکان هنوز توانایی های فراشناختی برای صحبت در مورد آنچه در ذهنشان می گذرد را ندارند، اما همچنان می توانند از پیامدهای یک رابطه ناسالم با احساسات خود رنج ببرند.
سلامت روان دشوار است زیرا مرزهای بین نرمال و پاتولوژیک مبهم است. مثلاً اضطراب را در نظر بگیرید. اضطراب یک پاسخ عادی و سازگارانه به تهدید است که برای ما به عنوان انسان خوب است. ما قبل از عبور از خیابان به هر دو طرف نگاه میکنیم، بهعنوان مثال، به دلیل اضطراب عادی در مورد تصادف با ماشینها. ما بیمه می خریم زیرا نگران چیزهای بالقوه وحشتناکی هستیم که ممکن است اتفاق بیفتد، اما احتمالاً رخ نخواهد داد. در عین حال، میتوان تشخیص داد که نوجوانی که به دلیل نگرانیهای اجتماعی از مدرسه اجتناب میکند و در اتاق خود منزوی میشود، اضطراب زیادی دارد که او را از انجام کارهایی که نوجوانان باید انجام دهند باز میدارد – معاشرت با دوستان، کسب استقلال بیشتر و حضور در مدرسه. . این سیستم هشدار دهنده که قرار است ما را ایمن نگه دارد، مشکلاتی را در زندگی او ایجاد می کند، نه اینکه آنها را کاهش دهد.
به طور مشخص، اینها رفتارهایی هستند که من را به عنوان یک روانشناس نگران می کند و توجه فوری را در هر سنی ضروری می کند:
- غم و اندوه بیش از دو هفته طول می کشد
- تغییر در سطح علاقه اجتماعی، افزایش انزوا
- کودکی که در حال بحث یا آسیب زدن به خود است
- هر گونه صحبت از مرگ یا خودکشی
- رفتار مضر و خارج از کنترل
- تغییرات بزرگ در عادات غذایی
- کاهش وزن
- تغییرات خواب (خیلی یا خیلی کم)
- نگرانی های جسمی مانند سردرد یا معده درد مکرر
- عملکرد ضعیف در مدرسه/تغییر در عملکرد تحصیلی
- اجتناب از مدرسه
- تغییر در توجه یا سطح تمرکز
اگر فرزند شما هر یک از علائم این لیست را نشان می دهد، با کسی صحبت کنید: اغلب، پزشکان اطفال منابع عالی خط اول هستند و ممکن است شما را به یک ارائه دهنده سلامت روان راهنمایی کنند. اگر با سیستم سلامت روان آشنایی ندارید، این تماس ممکن است دلهره آور باشد. من والدین را تشویق می کنم که برای مشاوره به همان روشی که ممکن است با پزشک در مورد یک مشکل سلامت جسمی با فرزندان خود مشورت کنند، در نظر بگیرند: این دقیقاً همان کاری است که ما باید انجام دهیم تا فرزندان خود را ایمن نگه داریم.
اگر شما یا کسی که دوستش دارید به خودکشی فکر میکنید، فوراً به دنبال کمک باشید. برای راهنمایی 24 ساعته، 988 را شماره گیری کنید خط زندگی خودکشی و بحران 988، یا به خط متن بحران با ارسال پیامک TALK به 741741. برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود، به آدرس مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.
[ad_2]