یکی از بدفهمترین انواع رفتارهای جنسی، غیرجنسی است. تحقیقاتی که توسط افراد مختلف به طور متفاوتی تعریف شده است، برخی از تفاوت های ظریف لازم را برای درک اینکه آیا در رابطه با فردی هستید که به نظر شما ممکن است مناسب باشد را توضیح می دهد.
منبع: تصویر Messan Edoh از Pixabay
اجتناب از صمیمیت یا بی تفاوتی؟
Brooke Higginbottom (2024) در قطعهای با عنوان «نقاط ظریف صمیمیت» (i) از غیرجنسگرایی بهعنوان زمینهای در حال توسعه بحث کرد که هنوز فاقد تحقیقات کیفی در مقیاس بزرگ است. او خاطرنشان میکند که تعداد قابل توجهی از تحقیقات موجود، غیرجنسگرایی را تعریف و دستهبندی میکند و از افزایش تمرکز بر چگونگی تجربهی روابط عاشقانه و جنسی افراد غیرجنسی حمایت میکند.
تحقیقات هیگینباتوم، که شامل 349 شرکتکننده بود، برخی از چالشهایی را که غیرجنسگرایان هنگام قرار ملاقات با آنها مواجه میشوند، و اینکه چگونه آنها روابط افلاطونی، عاشقانه و جنسی را از دریچه دیدگاهها و تجربیات خود درک میکنند، نشان داد. او مطالعه خود را به عنوان ارائه سطح بالاتری از مشروعیت برای “سیال بودن” روابط غیرجنسی و به طور کلی غیرجنسی توصیف می کند.
غیرجنسی چقدر رایج است؟ Higginbottom خاطرنشان می کند که طبق تحقیقات، برآوردها نشان می دهد که هویت غیرجنسی تقریباً 0.4 و 6٪ از جمعیت جهان است. با این حال، او خاطرنشان میکند که اخیراً غیرجنسگرایی به موضوعی برای بحث عمومی و علاقه دانشگاهی تبدیل شده است.
او غیرجنسی را از تجرد متمایز می کند – خودداری از فعالیت جنسی عمدی، مانند دلایل مذهبی، زیرا غیرجنسی یک انتخاب عمدی نیست. اگرچه این موضوع با مسائل پزشکی مرتبط بوده است، اما تحقیقات نشان میدهد که افراد غیرجنسی بعید به دنبال درمان برای رفع ناتوانی خود در تجربه میل هستند.
Higginbottom خاطرنشان می کند که اگرچه غیرجنسی در برخی موارد با آسیب های جنسی مرتبط است، بسیاری از افراد بدون اینکه در گذشته آسیب دیده باشند، خود را غیرجنسی می دانند. او خاطرنشان می کند که از آنجایی که غیرجنسیتی به عنوان فقدان میل جنسی تعریف می شود، برخی از محققان دانشگاهی استدلال می کنند که شایسته طبقه بندی جنسیت یا گرایش جنسی نیست. با این حال، در یک رابطه، ممکن است پویایی بیعلاقگی درک شده را توضیح دهد.
وقتی “در حال نیست” به معنای “علاقه ندارم” نیست
کسی که با یک شریک غیرجنسی درگیر است ممکن است نگران باشد که فقدان علاقه عاشقانه درک شده به این معنی است که شکوفه ها از بین رفته اند. این لزوما درست نیست. Higginbottom خاطرنشان می کند که اگرچه ممکن است به فعالیت جنسی نیاز نداشته باشند یا تمایلی نداشته باشند، افراد غیرجنسی هنوز هم می توانند جذابیت را تجربه کنند و از صمیمیت ارتباط عاطفی لذت ببرند، که جزء مهمی از یک رابطه موفق است.
در مورد محبت فیزیکی، هیگین باتم با این تصور غلط روبرو می شود که افراد غیرجنسی همیشه با ایده تماس جنسی دفع می شوند. در عوض، او خاطرنشان میکند که چنین علاقهای در طیفی وجود دارد، درست مانند هر گروه دیگری از افراد، با توجه به اینکه در حالی که برخی از غیرجنسگرایان از رابطه جنسی بیزار هستند، از هر نوع فعالیت جنسی اجتناب میکنند، برخی دیگر دارای تمایلات جنسی بدون مخالفت با درگیری جنسی هستند. در چنین تماسی او خاطرنشان می کند که افراد غیرجنسی که درگیر فعالیت جنسی می شوند ممکن است با لذت، کنجکاوی، رهایی از استرس یا تمایل به راضی کردن شریک زندگی خود انگیزه داشته باشند.
بیجنسی در یک جامعه “بیش از حد جنسی”.
قرار ملاقات با یک شریک غیرجنسی مستلزم یک سطح سالم از احترام رابطه است. هیگین باتوم خاطرنشان می کند که بسیاری از افراد غیرجنسی جامعه مدرن را بیش از حد جنسی می دانند. این دیدگاه می تواند باعث شود که فردی بدون علاقه جنسی احساس غیرعادی و «دیگری» کند. یکی از شرکتکنندگان او چالشهای قرار ملاقات را به عنوان یک غیرجنسی به اشتراک گذاشت و خاطرنشان کرد که «فرهنگ ارتباط» اجتنابناپذیر است، دیدگاهی که میتواند برای مثال برای مردی که فعالیت جنسی در یک رابطه را اولویتبندی نمیکند، آشنایی را دشوار کند.
بسیاری از مردم این دیدگاه را در مورد بیشجنسگرایی اجتماعی دارند، زمانی که ترجیح میدهند در مسائل قلبی آهستهتر حرکت کنند، و یک رابطه کیفی از اعتماد و صمیمیت عاطفی با یک شخصیت بالقوه بدون تمرکز بر امور فیزیکی ایجاد کنند. در حالی که مطالعه Higginbottom برخی از پیچیدگیها را در مورد چگونگی درک و تجربه افراد غیرجنسی از قرار ملاقات و روابط مدرن نشان میدهد، و تنوع تجربه غیرجنسی را نشان میدهد، همچنین تنوع دیدگاه را در جمعیت گستردهتر دوستیابی نشان میدهد.
چیزی که همه دوستداران می توانند از رویکرد برخی از افراد غیرجنسی بیاموزند، ارزش آشنایی با شریک آینده به عنوان یک شخص است. در روابط عاشقانه و روابط، انجام یک بازی طولانی اغلب منجر به دستاوردهای طولانی مدت می شود.