05:18 - 2024/08/29

بازده (و مشکلات) آموزش تیمی

[ad_1] در بیش از 40 سال تدریس در کالج، متوجه شده ام که وقتی دانش را به دیگران منتقل می کنم، خودم درس هایی می آموزم. با این حال، بزرگترین درس هایی که من آموخته ام، در دوره های تیمی است (و دانش آموزان نیز سود زیادی می برند!). من در حال حاضر...

بازده (و مشکلات) آموزش تیمی

[ad_1]

در بیش از 40 سال تدریس در کالج، متوجه شده ام که وقتی دانش را به دیگران منتقل می کنم، خودم درس هایی می آموزم. با این حال، بزرگترین درس هایی که من آموخته ام، در دوره های تیمی است (و دانش آموزان نیز سود زیادی می برند!). من در حال حاضر در برنامه‌ای هستم که در آن سه دانشکده مختلف برای ارائه یک دوره رهبری به دانشجویانی که در حال گذراندن دوره‌ها هستند در حالی که در دوره‌های کارآموزی آکادمیک برای اعتبار نیز مشغول هستند، همکاری می‌کنند. نیازی به گفتن نیست که این کار برای همه ما بسیار است. اما در تمام مدتی که تدریس می کنم، معتقدم که مزایای دوره های تیمی، اگر به خوبی مدیریت شوند، فوق العاده است. در اینجا درس های آموخته شده است:

برای دانش آموزان در یک دوره آموزشی سنتی و تک مربی، ممکن است این تمایل برای دانشجویان وجود داشته باشد که تقریباً هر چیزی را که استاد می‌گوید، بدون چون و چرا بپذیرند. پروفسور تنها ممکن است به عنوان دیده شود را متخصص، و این ممکن است تفکر انتقادی و پرسشگری دانش آموزان را محدود کند. در یک دوره آموزشی تیمی، دانش‌آموزان در معرض دیدگاه‌های متفاوتی در مورد یک موضوع مشترک قرار می‌گیرند. اگر مربیان با هم در کلاس باشند، ممکن است در گفتگوی انتقادی شرکت کنند و دانش آموزان ممکن است تشویق شوند تا از تفکر انتقادی نیز استفاده کنند و در بحث شرکت کنند. بعلاوه، اساتید می توانند بهترین نحوه مشارکت در بحث/مناظره را مدل کنند.

یکی دیگر از مزایای دانشجویان دوره های تیمی این است که آنها در معرض وسعت بیشتری از اطلاعات در مورد موضوع هستند. به عنوان مثال، در دوره ای که مدتی پیش در مورد “رهبری در علم” ارائه کردیم، دانشجویان در معرض یک شیمیدان قرار گرفتند که در مورد واقعیت های آلودگی بحث می کرد، یک فیلسوف/اخلاق شناس که در مورد پیامدهای اخلاقی تصمیم گیری رهبران بحث می کرد، یک مدیریت. استادی که در مورد “کسب و کار” علم بحث کرد و یک محقق رهبری که بحث را حول مفاهیم پیشرو در تحقیق و عمل در حرفه های علمی مطرح کرد. این رویکردهای پیچیده و چند بعدی منعکس کننده پیچیدگی موضوعات «دنیای واقعی» است که دانشجویان ممکن است پس از فارغ التحصیلی در حرفه خود با آن مواجه شوند.

برای مربیان درست مانند دانش آموزان، اعضای هیئت علمی در مورد دیدگاه های مختلف و پایگاه های دانش از اساتید مشترک خود یاد می گیرند. به عنوان مثال، زمانی که مدت‌ها پیش با یک مورخ دوره‌ای را به صورت تیمی تدریس کردم، به سرعت متوجه شدم که مورخانی که رهبری را مطالعه می‌کنند، تأکید زیادی بر زمینه دارند. آنها این رویکرد تاریخی را اتخاذ می کنند که موقعیتی که فرد در آن رهبری می کند به شکل دادن به رهبری تمایل دارد. به عنوان مثال، رهبران در زمان جنگ با رهبران زمان صلح متفاوت هستند. به‌عنوان یک روان‌شناس، ما تمایل داریم بر ویژگی‌های رهبر تمرکز کنیم – رویکردی که یکی از مربیان مورخ من آن را شگفت‌انگیز و آموزشی دانست.

تدریس مشترک همچنین به اعضای هیئت علمی این فرصت را می دهد که در گفت و گوی انتقادی شرکت کنند، و من از نظرات دانشجویان می دانم که آنها از تماشای استادان خود در گفتگوی پرشور (و مودبانه و کنترل شده) قدردانی می کنند و از آنها یاد می گیرند.

به عنوان فردی که چندین فرصت برای تدریس در دوره‌های تیمی داشته‌ام، می‌توانم این واقعیت را تأیید کنم که وقتی با دیدگاه‌ها، دانش و سبک اساتید همکارم به چالش کشیده می‌شوم، در مورد این موضوع بسیار بیشتر یاد گرفته‌ام.

چالش ها. برای دانشجویان، چالش ها تلاش برای تطبیق با الزامات مختلف و استانداردهای نمره دهی اساتید مختلف در یک دوره است. دانش‌آموزان نیز زمانی که از اساتید «دوئل» خود متوجه می‌شوند که ممکن است هیچ پاسخ صحیحی وجود نداشته باشد، به چالش کشیده می‌شوند (اما به روشی خوب).

برای اعضای هیئت علمی، چالش ها در مورد هماهنگی و اعتبار است. سیستم‌های آموزشی ما واقعاً آموزش تیمی را تشویق نمی‌کنند. سیستم های مالی و حسابداری برای یک معلم، یک کلاس تنظیم شده است. در اکثر موارد، دوره‌های من که به‌صورت تیمی تدریس می‌شود، باید توسط بودجه برای برنامه‌های ویژه، از طریق کمک هزینه‌های آموزشی، یا از طریق یک یا چند مربی که «داوطلبانه» وقت خود را انجام می‌دهند، «یارانه» دریافت می‌کردند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان