احساس خود ابتدایی ترین جنبه شیوه زندگی یک فرد در جهان است. در اوایل زندگی، کودکان این واقعیت اساسی را در مورد وجود خود درک می کنند. حتی با وجود رشد سریع بدن و ذهن آنها، ایده “من” بودن ثابت می ماند. زمانی که افراد به سنین نوجوانی می رسند، با بررسی سوالاتی مانند اینکه برای چه چیزی ارزش قائل هستند و می خواهند زندگی خود را در چه جهتی طی کند، احساس خود گسترش می یابد.
هر چند وقت یکبار ممکن است متوجه شوید که این سوالات را مطرح می کنید. زندگی پرمشغله شما ممکن است این فرصت را به شما ندهد که برای فکر کردن به اهداف زندگی خود وقت بگذارید، اما در میان همه چیز، چیزی یا کسی ممکن است شما را ترغیب کند که یک قدم به عقب بردارید و به این فکر کنید که آیا بهترین زندگی خود را دارید یا خیر.
شاید شما در کشوی پر از درهم و برهمی از گذشته خود گشت و گذار کرده اید. کارتی که از یکی از دوستانتان ذخیره کردهاید به شما نگاه میکند و شما مملو از خاطراتی میشوید که آن دو در طول سالهای نوجوانیتان در خواب دیدهاید. آیا اکنون به آن رویاها جامه عمل پوشانده اید یا آرزو می کنید ای کاش زندگی تان طور دیگری پیش می رفت؟
به هر حال خود چیست؟
امیلی هاردز و همکاران دانشگاه باث (2024) این سوال را در بررسی جامع خود از دهه ها تحقیق و تئوری در مورد خود می پرسند. همانطور که در ابتدا اشاره میکنند، «تعریف خود بسیار دشوار است. این یک ساختار پیچیده و متمایز بدون تعریف روشن و جهانی است. بر اساس این مشاهدات بدبینانه، هاردز و همکاران. به این نتیجه رسیدند که وقت آن رسیده است که با ترسیم حوزههای مختلف روانشناسی که مفهوم خود را در مضامین وحدتبخش اصلی مطرح میکند، «درکی خردمندانه» داشته باشیم.
نویسندگان U. Bath در جستوجوی تعاریف، نظریهها و شواهد تجربی که به آنها کمک میکند تا بسیاری از اصطلاحات موجود در ادبیات را در یک چارچوب سازمانیافته تجمیع کنند، به شش زیر حوزه روانشناسی پرداختند.
5 دامنه از خود
شش حوزه اصلی که هاردز و همکارانش در تجزیه و تحلیل خود وارد کردند شامل علوم اعصاب بود، اما این حوزه در نهایت از مجموعه نهایی حذف شد و این پنج مورد باقی ماند:
- اجتماعی: اینکه دیگران چگونه به شما نگاه می کنند و محیط اجتماعی چگونه شما را در هر موقعیتی از جمله نقش شما در آن موقعیت، مانند اینکه در محل کار هستید یا در خانه، تعریف می کند.
- رشدی: مسیرهای زندگی، به ویژه در دوران نوجوانی، هویت شما را مشخص می کند، از جمله نحوه ادغام نقش های چندگانه خود را. ارزیابی های منعکس شده یا نحوه مقایسه خود با دیگران بر هویت شما تأثیر می گذارد.
- شناختی: بازنمایی ذهنی از خود یا «طرحوارهها»، خاطرات زندگینامهای، و ایدههایی درباره «من بهعنوان یک شخص». مهمترین این بازنماییها، خاطراتی هستند که با اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی مرتبط هستند (به اصطلاح «برآمدگی خاطرهسازی»). نگاه شما به آن کارت از طرف دوستتان در این دسته قرار می گیرد.
- شخصیت: خود شخصیت یا «کل یک فرد» است. داستانی که در مورد زندگی خود می گویید همچنان بر این حس از خودتان در طول زمان ساخته می شود، زیرا رویدادهای گذشته را در یک روایت منسجم می بافید.
- بالینی: اختلالات خاص با اختلال در احساس خود مرتبط است. به عنوان مثال، “سه گانه شناختی” افسردگی شامل بازنمایی های منفی از خود، آینده و جهان است. این دیدگاههای منفی به شیوهای که افراد تجربیات خود را تفسیر میکنند، رنگ میدهد.
همانطور که ممکن است از خواندن این مجموعه از تعاریف به این نتیجه رسیده باشید، همپوشانی هایی وجود دارد. در واقع، همانطور که تیم تحقیقاتی بریتانیایی به این نتیجه رسیدند، می توان تعدادی فلش که ایده های مرتبط را در هر زیر رشته به هم مرتبط می کند ترسیم کرد. داستان زندگی شما تا حدی شناختی و تا حدودی مربوط به شخصیت است. مفاهیم دیگر، مانند آنچه «خودارزیابی اصلی» یا عزت نفس شما نامیده می شود، هم ماهیت رشدی دارند و هم جزء شخصیت هستند.
جمع بندی: چه چیزهایی را می دانیم که قبلاً نمی دانستیم؟
با توجه به هدف تعیین شده توسط نویسندگان، تجزیه و تحلیل آنها به تثبیت چیزی که ممکن است دنیایی وحشی در آنجا در نظر گرفته شود در تکثیر اصطلاحاتی کمک می کند که تلاش می کنند هر چیزی را که خود نامیده می شود تعریف کنند. همانطور که نویسندگان در ابتدای سفر خود مشاهده می کنند، در واقع پیچیده است، اما به نظر می رسد که با قلمرو همراه است.
با این حال، ممکن است تمام این اصطلاحات و ارجاعات متقابل را چیزی بیش از یک بازی معنایی بدانید – بازیای که روانشناسان دوست دارند زمانی که اصطلاحات تخصصی برای توصیف ایدههای عامیانه تولید میکنند، بازی کنند. با این حال، تمیز کردن خانه در این دیدگاه های متعدد در این زمینه ارزش دارد.
از نقطه نظر پژوهشی، به قول نویسندگان، «ما پیشنهاد میکنیم که تا جایی که ممکن است از خود-اصطلاحات خاص رشتهای اجتناب شود، زیرا این امر به چشمانداز گیجکننده خود ادبیات میافزاید.» اگر این ادبیات را به دلیل علاقه شخصی خود دنبال می کنید، هاردز و همکاران. کاغذ یک نقشه راه خوب ارائه می دهد. چه آثار اریک اریکسون (توسعه ای) یا آرون بک (بالینی) را بخوانید، می تواند مفید باشد که متوجه شوید آنها درباره ایده های مشابهی می نویسند، حتی اگر یکی آن را “هویت” و دیگری “سه گانه شناختی” نامیده باشد.
به گذشته فکر کردن به داستان زندگی خود، قرار دادن رویدادهای گذشته در یک روایت منسجم، میتواند به شما کمک کند تا آنها را به عنوان بخشی از یک کل یکپارچه ببینید، حتی اگر برخی رویدادها به خوبی با آنها مطابقت نداشته باشند. شاید رویاهای دوران جوانی خود را دنبال نکرده باشید، اما میتواند دلایل خوبی برای این موضوع داشته باشد. شما برنامه آموزشی را که فکر می کردید تکمیل نکردید، خانواده ای را که پیش بینی می کردید نداشتید، یا سبک زندگی شگفت انگیزی را که زمانی تصور می کردید نداشتید. به جای آن نگاه کنید به کجا رسیدید. شاید همه چیز برای بهترین بود. یا شاید هنوز زمان برای دستیابی به برخی از آن اهداف وجود دارد.
برای جمع بندی، این پنج دیدگاه در مورد خود می تواند به شما کمک کند تا بینشی در مورد اینکه زندگی شما کجا بوده است و چگونه در آینده می توانید به تحققی که از این خودشناسی ناشی می شود به دست آورید.