17:31 - 2024/08/27

سلامت روان افراد «معنوی اما نه مذهبی»

[ad_1] سنت طولانی تعجب در مورد پیامدهای سلامت روان اعمال مذهبی وجود دارد. کارل یونگ، روانپزشک و روانکاو، مدعی شد که تقریباً هیچ کاتولیک تمرین کننده ای را در دهه ها تمرین بالینی ندیده است. دیگران نتوانسته‌اند این نتیجه را تکرار کنند، اما ا...

سلامت روان افراد «معنوی اما نه مذهبی»

[ad_1]

سنت طولانی تعجب در مورد پیامدهای سلامت روان اعمال مذهبی وجود دارد. کارل یونگ، روانپزشک و روانکاو، مدعی شد که تقریباً هیچ کاتولیک تمرین کننده ای را در دهه ها تمرین بالینی ندیده است. دیگران نتوانسته‌اند این نتیجه را تکرار کنند، اما این ایده که اعمال مذهبی تأثیر معناداری بر سلامت روان دارد همچنان ادامه دارد.

از نظر یونگ، در سال 1939، جهان را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: کسانی که یک دین را انجام می‌دادند (که برای اروپاییان عصر یونگ در درجه اول شامل کاتولیک، پروتستان و یهودیت بود) و کسانی که این دین را انجام نمی‌دادند. با این حال، هرگونه توجه جدی معاصر به این سؤال، نیازمند معرفی دسته سومی است. امروزه بسیاری از مردم «دین سازمان یافته» را رد می کنند، اما کاملاً سکولار نیستند. آنها گزارش می دهند که زندگی معنوی دارند و در عین حال از هر عمل مذهبی خاصی انکار می کنند. آنها در یک عبارت «روحانی هستند اما مذهبی نیستند».

منبع: Oleksandr P / Pexels

منبع: Oleksandr P / Pexels

این واقعیت سؤال جدیدی را برای روانشناسی مطرح می کند: مزایای سلامت روان این نگرش معنوی چیست؟ ممکن است به طور منطقی تصور شود که آنها مثبت هستند. به هر حال، بسیاری از افرادی که این نگرش را اتخاذ می‌کنند، به اعمالی می‌پردازند که به طور گسترده برای سلامت روان مفید است، مانند مراقبه، حتی اگر پیش‌زمینه الهیات بودیسم یا سایر ادیان اصلی را که تمرین‌های مراقبه را تشویق می‌کنند، نپذیرند. این جهت گیری معنوی همچنین بخشی از برنامه های 12 مرحله ای است که افراد را تشویق می کند تا “قدرت برتر” خود را، خارج از مرزهای اعتقاد مذهبی سنتی بیابند. بنابراین، ممکن است تصور شود که این نوع جهت گیری معنوی به جهان با سلامت روانی مثبت همراه است.

نتایج تحقیقات ترکیبی

با این حال، ادبیات تجربی در مورد این سؤال، به طور قطع آمیخته تر است. یک مطالعه مهم در سال 2013 را در نظر بگیرید مجله روانپزشکی بریتانیا. نویسندگان داده های تقریباً 7400 فرد در انگلستان را در نظر می گیرند. از این میان، بیشتر آنها را مذهبی یا غیرمذهبی و غیر روحانی می دانند، اما حدود یک پنجم (19 درصد) معنوی هستند اما مذهبی نیستند. شیوع اختلالات روانی در دو گروه اول (مذهبی و غیرمذهبی غیرمعنوی) تقریباً یکسان است، اما روحی و غیر مذهبی متفاوت است: از جمله، به طور قابل توجهی احتمال ابتلا به فوبیا، اضطراب در آنها بیشتر است. و به طور کلی اختلالات عصبی. به طور خلاصه، معنوی بودن اما مذهبی نبودن، در مقایسه با جمعیت عمومی، پیش‌بینی‌کننده مهمی برای پریشانی روانی است.

این همبستگی بین معنویت بدون دینداری باید باعث توقف ما شود، تا حدی به این دلیل که توسط مطالعات بعدی تأیید شده است. به عنوان مثال، یک مطالعه جدیدتر (Vittengl، 2018) نشان می دهد که افرادی که معنوی تر از مذهبی هستند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات افسردگی هستند. همانطور که گفتم، همه اینها بسیار گیج کننده است. چه چیزی این یافته های تا حدی دلخراش را توضیح می دهد؟ و چه درس هایی از آن بگیریم؟

سه اخطار

برای شروع، باید به سه نکته اخطار یا عارضه توجه کنیم.

اول، همانطور که نویسندگان تاکید می کنند، این یافته ها چیزی در مورد علت و معلول نمی گویند. ممکن است اعمال معنوی خارج از مذهب سنتی باعث ناراحتی روانی شود. یا به همان اندازه ممکن است افرادی که در ناراحتی روانی هستند به دنبال اعمال معنوی اما غیر مذهبی باشند. یا ممکن است این دو پدیده – معنوی بودن اما مذهبی نبودن و تجربه ناراحتی روانی – از اثرات مشترک یک علت مشترک باشند.

ثانیاً، بسیاری از مردم در وهله اول، به دلیل مزایای سلامت روان، به دنبال جهت گیری معنوی خود نیستند. افرادی که به سمت معنویت کشیده می شوند در حالی که چارچوب های مذهبی سنتی را رد می کنند، در وهله اول ارزش های معنوی خود را دنبال می کنند تا سلامت روان. بنابراین این همبستگی ها نباید به خودی خود کسی را به شک و تردید در اعتقادات معنوی خود سوق دهد.

سوم، همانطور که همه نویسندگانی که در بالا مورد بحث قرار گرفتند اذعان دارند، این همبستگی ها به خوبی درک نشده اند. این تا حدی به این دلیل است که ما در یک روش دوگانگی از تفکر در مورد معنویت گیر کرده ایم – که مردم بر اساس آن مذهبی هستند یا مذهبی نیستند – که معرفی دسته سوم چیزی تازه باقی می ماند. علاوه بر این، این دسته سوم به خوبی درک نشده است، تا حدی به این دلیل که خود «معنویت» بسیاری از درک های مختلف را می پذیرد.

با این حال، با وجود آن شرایط، من فکر می‌کنم که این همبستگی‌ها باید توسط پزشکان مجرب بهتر شناخته شده و شناخته شوند. بسیاری از پزشکان، توسعه یک زندگی معنوی را در مراجع، خارج از محدوده مذهب سنتی، نشانه رشد روانی می دانند. و در واقع، اغلب چنین است. اما در عین حال، یک عامل خطر برای بسیاری از اختلالات سلامت روان است، و بنابراین دقیقاً یک کالای بدون آلیاژ نیست.

مطالب ضروری معنویت

در اینجا نیز مانند جاهای دیگر، کالاهای مبهم اندکی در درمان وجود دارد، و آنچه ممکن است برای یک فرد خوب باشد ممکن است در دیگری نگران کننده باشد. شیوه‌های ارزیابی که زندگی معنوی را ستایش می‌کنند، بدون تأمل در نقش و ساختارهای دخیل در آن زندگی، باید با احتیاط مورد توجه قرار گیرند. شواهد تجربی، مانند آنچه هست، نشان می‌دهد که «معنوی، اما مذهبی نبودن» حالتی دوسوگراتر از آنچه معمولاً تصور می‌شود است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان