[ad_1]

به عنوان پدر دو پسر ناشنوا و نویسنده کتابی در مورد تاریخچه کاشت حلزون، فکر می کردم کمی در مورد مشکلات شنوایی می دانم. من هنوز از ایمیلی که چند ماه پیش دریافت کردم شوکه بودم. نویسنده آن توضیح داد که آنها از حساسیت بیش از حد به صدا رنج می بردند. هیچ چیز کمکی نکرده بود. در ناامیدی، نویسنده از من خواست که به یک جراح گوش و حلق و بینی پیشنهاد کنم که بتواند آنها را از طریق جراحی ناشنوایی کند. با شک به اینکه هر دکتری موافق باشد، کلاه ایمنی را پیشنهاد کردم که صدا را به طور کامل قطع کند. من نمی دانستم که آیا این وجود دارد یا خیر، اما مطمئن بودم که باید از نظر فنی امکان پذیر باشد. و برای ارتباط با افراد دیگر، چرا زبان اشاره را یاد نگیرید؟ هیچ پاسخی دریافت نکردم.
این اولین برخورد من با هایپراکوزیس بود، اگرچه این اصطلاح را نمی دانستم. قیاس با “بیش فعال” یا “فشار خون بالا” فریبنده است. از آنجا که هایپراکوزیس به معنای شنوایی فوق العاده نیست، برخی از نویسندگان اصطلاحات دیگر را ترجیح می دهند. اگر به هایپراکوزیس مبتلا هستید، از صداهایی که اکثر مردم به خصوص بلند نیستند، ناراحت می شوید. حساسیت بیش از حد می تواند خود را به طرق مختلف نشان دهد که تشخیص را دشوار می کند. و از آنجایی که بسیاری از پزشکان مراقبت های بهداشتی با آن آشنا نیستند، ممکن است اصلاً تشخیص مشکل باشد.
چگونه است؟
فردی که از هیپراکوزیس رنج می برد، صداهای روزمره آزارش می دهد. صداهای معمولی، مانند ترافیک یا موسیقی، به صورت ناخوشایند بلند تجربه می شوند. در برخی موارد، بلندی صدا با احساسات دیگری مانند درد همراه است. در حالی که صدای بسیار بلند همیشه دردناک است، برای مبتلایان، صداهای با شدت عادی می تواند دردناک باشد. و افرادی هستند که برخی از صداهای رایج روزمره برای آنها احساس ترس یا آزار را برمی انگیزد. سایر محققان “ترس” را می پذیرند اما “آزار” را به عنوان یک علامت رد می کنند. میسوفونیا به طور کلی با صداهای خاص انسان (مانند جویدن یا تنفس) همراه است.
چقدر رایج است؟
اگرچه هایپراکوزیس بسیار کمتر شناخته شده است، اما تقریباً به اندازه کاهش شنوایی رایج است. تقریباً 15 درصد از بزرگسالان آمریکایی (37.5 میلیون) در سنین 18 سال و بالاتر، مشکلات شنوایی را گزارش می کنند. یک تخمین از شیوع هایپراکوزیس بین 8 تا 15 درصد در جمعیت عمومی است. برآورد دیگر محدوده 0.2 تا 17.2 درصد است. اما تفاوت جالبی بین تخمین شیوع کم شنوایی و شیوع هیپراکوزیس وجود دارد. کاهش شنوایی را می توان از دو طریق ارزیابی کرد. یکی از آنها این است که از مردم بپرسید آیا در شنوایی مشکل دارند یا خیر. مورد دیگر از طریق آزمایش شنوایی سنجی است. اولین شنوایی سنج برای اندازه گیری کم شنوایی در قرن نوزدهم طراحی شد. نسخه اولیه این دستگاه که امروزه به صورت بالینی استفاده می شود بیش از 70 سال پیش ساخته شد. با استفاده از این دستگاه ها، شنوایی شناسان ارزش هایی را برای «شنوایی طبیعی» ایجاد کرده اند. بر این اساس، تخمین زده می شود که 14.3 درصد از آمریکایی های 12 سال به بالا دچار کم شنوایی در هر دو گوش و 22.7 درصد کاهش شنوایی در یک یا هر دو گوش هستند. نه تنها کم شنوایی قابل اندازه گیری است، بلکه دستگاه هایی مانند سمعک برای اصلاح آن وجود دارد، اگرچه بسیاری از افراد مبتلا به کم شنوایی یا آن را ندارند یا از آن استفاده نمی کنند.
برای هایپراکوزیس، هیچ استانداردی وجود ندارد، هیچ معادلی برای شنوایی سنج وجود ندارد و رویکردهایی برای اصلاح هنوز در حال توسعه است. روش معمول ارزیابی هایپراکوزیس این است که از افراد بپرسیم آیا به صداهای روزمره حساس هستند یا خیر. پرسشنامه های مختلفی تهیه شده است. یکی اخیر ادعا می کند که یک “ابزار دقیق روانسنجی و مختصر برای ارزیابی شدت هیپراکوزیس از نظر بلندی صدا، ترس و درد” مانند کم شنوایی، تفاوت های واضحی در بین گروه های جمعیتی وجود دارد. هایپراکوزیس در زنان و در میان افراد مسن شایع تر است. بر اساس گزارش خود، محققان دریافتهاند که این بیماری در میان افرادی که از طیف گستردهای از شرایط دیگر، از جمله اختلال طیف اوتیسم، میگرن، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و اضطراب رنج میبرند، نسبتاً رایج است. این به ویژه در افرادی که از وزوز گوش رنج می برند شایع است، اگرچه اعتقاد بر این است که علل آن متفاوت است. اما از آنجایی که همه معیارها ذهنی هستند و دامنه علائم بسیار گسترده است، برخی از پزشکان ارزش اعداد را زیر سوال می برند.
چه چیزی باعث آن می شود؟
کاهش شنوایی به طور معمول با فرکانس متفاوت است. با هایپراکوزیس، اینطور نیست. صداها به طور ناخوشایندی بلند هستند، صرف نظر از اینکه صدا در محدوده پایین (مانند صدای رعد و برق)، برد متوسط (مانند صحبت انسان)، یا برد بالا (مانند آژیر یا سوت) قرار می گیرد. این به احتمال زیاد نتیجه آسیب به گوش داخلی است. این ممکن است به دلیل ضربه به سر یا قرار گرفتن مداوم در معرض صدای بسیار بلند باشد. همچنین گفته شده است که میگرن می تواند باعث آن شود. اما پاسخ سریع این است که علت یا علل آن هنوز کاملاً مشخص نیست.
درمان ها
گزینه های درمانی از روانشناختی تا تکنولوژیکی و جراحی متفاوت است. مصاحبه های بالینی عمیق به برخی از بیماران کمک می کند تا با واکنش های خود به صداهای نگران کننده مقابله کنند. بیماران تشویق می شوند تا در مورد چگونگی تأثیر هیپراکوزیس بر فعالیت ها یا خلق و خوی آنها در یک روز معمولی صحبت کنند. CBT ممکن است در صورتی توصیه شود که بیمار دچار ناراحتی قابل توجهی مرتبط با هیپراکوزیس شود. سایر محققان به دنبال راه حل های تکنولوژیکی هستند. مسدود کردن همه صداها باعث ایجاد مشکلات ارتباطی می شود (برای افرادی که زبان اشاره را نمی دانند). محققان دانشگاه فلوریدا جنوبی یک دستگاه چند منظوره ساخته اند که در گوش جای می گیرد و صدای درمانی تولید می کند. در نهایت، یک گزینه جراحی در حال توسعه است. هربرت سیلورستاین از بنیاد تحقیقات گوش، یک تکنیک جراحی ایجاد کرده است که شامل تقویت استخوانهای گوش داخلی است که شدت صدا را تنظیم میکند.
چه میشد اگر وقتی به آن ایمیل پاسخ میدهم میدانستم الان چه میدانم؟ من میگفتم که جراحی آزمایش شده است، اگرچه مطمئناً جراحی مورد نظر نویسنده نیست. دستگاه کاهش نویز؟ مشاوره یا CBT؟ من از تضاد کم شنوایی با شنوایی گرافی و گزینه های متنوع پروتز شگفت زده شده ام. اما مطمئن نیستم که پاسخ امروز من چقدر مفیدتر از آن زمان خواهد بود.
[ad_2]