سوزان، 29 ساله، مادر سه فرزند، خوشحال است که با بچه هایش در خانه می ماند. او از نظر مالی راحت است، در مواقعی که به آن نیاز دارد کمک میگیرد و از حمایت عاطفی شوهرش برخوردار است. دوستانش به موقعیت راحت او حسادت می کنند. مادر سوزان یک پرستار، یک مادر شاغل بود و سوزان از این که زندگی پر استرس کمتری داشت، آسوده خاطر است.
از طرفی کارمن دوست دارد بیرون از خانه کار کند. او احساس می کند که با چهار فرزندش در خانه تریلر کوچک خانواده گیر کرده است. در تابستان هوا خیلی گرم می شود و اگر من کار می کردم، پولی برای مراقبت از کودکان به صورت پاره وقت و شاید مکان بهتری برای زندگی داشتیم. کارمن می افزاید: “گاهی اوقات من در مورد دنیای بیرون کنجکاو هستم.” او آه میکشد: «شوهرم نمیخواهد من بیرون از خانه کار کنم.» (1)
اولیویا احساسات متفاوتی دارد. کار به عنوان یک پزشک برای حمایت از سلامت زنان چالش برانگیز اما در عین حال ارزشمند بود. حالا با دو بچه کوچک در خانه می ماند. او و همسرش نگران بودند که نتواند به خانوادهاش توجه کافی داشته باشد و استرس ناشی از کار بر آنها تأثیر منفی بگذارد. با وجود اینکه استرس کمتری نسبت به زمان کار دارد، دلش برای درگیر شدن با بیماران، حل مشکلات پزشکی و مهمتر از همه، تعامل حیاتی با همکارانش تنگ شده است. (2)
همسر تاجر بودن آثار مثبت و منفی دارد (3). «همسر تراد»، مخفف «همسر سنتی» به زنی اشاره دارد که نقشهای جنسیتی سنتی را پذیرفته و اغلب به سبک زندگی خانگی یک زن خانهدار پایبند است. این سبک زندگی معمولاً شامل مسئولیت هایی مانند خانه داری، آشپزی، تربیت فرزند و حمایت از شوهرش به عنوان نان آور خانواده است. مفهوم «همسر تجاری» ریشه در ارزشهای سنتی و اغلب محافظهکارانه دارد که از طریق آن زن به عنوان مراقب خانه و خانواده در نظر گرفته میشود در حالی که شوهر نقش تأمینکننده را بر عهده میگیرد.
هنگامی که یک زن این نقش را پذیرفته و متوجه می شود که با ارزش ها و باورهای شخصی او همخوانی دارد، می تواند به احساس هدف و تحقق منجر شود. چنین زنانی ممکن است در پرورش خانواده و اداره خانواده خود معنا پیدا کنند. برخی از همسران عادی گزارش می دهند که از عدم تعادل در خانه و کار خارج از خانه راحت می شوند. (4)
جنبش تجارت-همسر تا حدی توجه آنلاین را به خود جلب کرده است، جایی که طرفداران بازگشت به نقشهای سنتی، اغلب برخلاف ایدهآلهای فمینیستی مدرن، جشن میگیرند. با این حال، منتقدان استدلال می کنند که سبک زندگی می تواند محدود کننده باشد و ممکن است کلیشه های جنسیتی قدیمی را تقویت کند. (5)
به عنوان مثال، اتکا به همسر برای حمایت مالی می تواند احساس وابستگی و آسیب پذیری ایجاد کند. اگر روابط زناشویی با مشکلاتی روبرو شود، یک همسر تجاری ممکن است در مورد امنیت مالی خود اضطراب داشته باشد. زنی که به پول خود دسترسی ندارد ممکن است عزت نفس و احساس استقلال نداشته باشد. برخی از همسران تجاری احساس میکنند در رشد شخصی، تحصیلات یا فرصتهای شغلی یا خلاقیت شخصی خفه شدهاند. اگر انتظار زیادی برای ایفای یک نقش جنسیتی سنتی وجود داشته باشد، ممکن است همسر تجاری دچار نارسایی و عزت نفس پایین شود. (6)
نقش تاجر-همسر می تواند منزوی کننده باشد، به ویژه اگر زن از محافل اجتماعی بیرونی و محیط های کاری جدا باشد. عدم تعامل با همسالان خارج از خانه می تواند منجر به احساس تنهایی و بیگانگی شود.
چنین احساساتی می تواند منجر به اثرات روانی منفی اضافی شود، به ویژه اگر انتخاب سبک زندگی تحت فشارهای خارجی باشد. زنانی که نقش یک همسر تجاری را بر عهده می گیرند ممکن است هویت شخصی خود را از دست بدهند، زیرا زندگی آنها به شدت حول محور شوهر و فرزندانشان می شود. آنها ممکن است احساس خود را کاهش دهند، ارزش آنها صرفاً به نقش آنها در خانواده گره خورده است. آنها ممکن است به طور فزاینده ای برای دفاع از خود دشوار باشند، و مسائل مربوط به سلامت روان ممکن است با تبانی شوهر یا خانواده گسترده با انتظارات و قضاوت های سنتی تشدید شود.
فشارهای ناشی از حفظ یک خانه عالی، همسر و مادری بی عیب و نقص و زندگی بر اساس استانداردهای سنتی می تواند منجر به استرس، اضطراب و افسردگی شود. در سطح درون روانی، همسران تجاری ممکن است کمتر به خود اعتماد داشته باشند و ممکن است خود را کمتر از دیگران قضاوت کنند. آنها ممکن است با نگرانی از عملکرد خود به عنوان همسر و مادر انتقاد کرده و مشاهده کنند و حتی ممکن است کیفیت و کمیت عملکرد خود را با زنان دیگر مقایسه کنند.
گاهی اوقات، یک همسر تجاری جذاب به نظر می رسد، یا زمانی که یک زن در 25 یا 30 سالگی ازدواج می کند، انتخابی آگاهانه و آزاد است. اما با گذشت زمان ممکن است رابطه زناشویی تغییر کند. به آرامی و موذیانه، با تغییر شرایط در طول زمان، یک زن ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. او ممکن است بیشتر نگران ظاهر خود به عنوان یک خانه دار شاد باشد، و ممکن است احساس کند مهارت ندارد و از زندگی کاری دور شده است و نمی داند چگونه راه خود را به جریان اصلی و جامعه کارگری پیدا کند.
نانسی، همسر یک وکیل ثروتمند، برای سالهای متمادی شغل معلمی خود را رها کرد تا یک همسر تجاری شود. او نقش پشتیبان پشت صحنه شغلی همسرش و مدیر رویدادهای اجتماعی برای موقعیت خانواده در جامعه را بر عهده گرفت. او آه می کشد: «همه چیز تغییر کرده است. هنگامی که به خود اطمینان پیدا کرد، مضطرب و حلیم شده است.
حتی با وجود اینکه او به طور خصوصی نظرات بسیار متفاوتی با شوهرش در مورد نحوه تربیت دو پسر خود دارد، نانسی نظرات خود را برای خودش نگه می دارد. وقتی از او پرسیده می شود، اعتراف می کند که از شوهرش ترسیده است. “من نمی خواهم آرامش را به هم بزنم.” او اعتراف می کند: «کجا بروم؟ من در زندگی چیزی جز حمایت از این خانواده ندارم.» وابستگی مالی و عاطفی به همسر می تواند عدم تعادل قدرت را در رابطه ایجاد کند. وابستگی می تواند ترک یک رابطه ناسالم یا توهین آمیز را برای زن دشوار کند و منجر به احساس درماندگی و به دام افتادن شود. 7).
در حالی که برخی از زنان ممکن است در نقش همسر تجاری احساس رضایت کنند، مهم است که بدانیم این امر بدون خطرات روانی بالقوه نیست. نکته کلیدی این است که اطمینان حاصل شود که تصمیم برای اتخاذ سبک زندگی واقعاً داوطلبانه و آگاهانه است و حمایت کافی برای رسیدگی به هرگونه پیامد منفی که ممکن است ایجاد شود وجود دارد.