اگر این یکی را قبلا شنیده اید، جلوی من را بگیرید.
یک واعظ، دادستان، سیاستمدار و دانشمند وارد یک بار می شوند. متصدی بار می پرسد: “چه خواهد شد؟” واعظ میگوید: «من تنومند خواهم داشت. اینجا بهترین است.» دادستان دستور IPA را صادر می کند و با روی آوردن به واعظ، اظهار می دارد: “شما در مورد تنومند بودن اشتباه می کنید و دلیلش این است” و به توضیح دلایل خود ادامه می دهد. این سیاستمدار میگوید: «هر چیزی که محبوبتر باشد را میگیرم». دانشمند با مشاهده این مبادله با سرگرمی، می گوید: «یک بار فکر می کردم که تنومند بهترین است، اما اشتباه می کردم. سپس فکر می کردم IPA بهترین است، اما اکنون چندان مطمئن نیستم. بنابراین، با گذشت زمان، از هر آبجوی که مینوشید نمونه میگیرم و یک سری آزمایشهای دقیق طعم انجام میدهم تا تعیین کنم کدام یک واقعاً بهترین است.»
اکنون، مطمئن هستم که قبلاً این یکی را نشنیدهاید، زیرا من آن را درست کردم. و در حالی که این جوک مسلماً در بخش “خنده دار” کوتاهی می کند، هدف آن نشان دادن یک نکته است. سه حالت متداول از تفکر وجود دارد که ما اغلب هنگام تعامل با دیگران به طور پیش فرض از آن استفاده می کنیم: حالت واعظ، حالت دادستان و حالت سیاستمدار. با این حال، گردهمایی در بار شامل یک شخصیت چهارم است که نشان دهنده حالتی از تفکر است که متاسفانه بسیار نادر است.
فکر می کنید حق با شماست؟ دوباره فکر کن
در کتاب 2021 خود، دوباره فکر کن: قدرت دانستن چیزهایی که نمیدانی، آدام گرانت روانشناس سازمانی چهار شیوه تفکر را مورد بحث قرار می دهد: واعظ، دادستان، سیاستمدار و دانشمند. با این حال، به طور قابلتوجهی، او تأکید میکند که سه مورد از این حالتها – واعظ، دادستان و سیاستمدار – به ویژه رایج هستند.
هنگام اتخاذ حالت واعظ، هدف متقاعد کردن مخاطب برای پذیرش دیدگاه آنهاست. البته، هیچ مشکلی ذاتاً در آن وجود ندارد. این وبلاگ همه چیز در مورد متقاعد کردن است و من اغلب خودم را در این حالت می بینم. حالت دادستان شامل تلاش هایی برای اثبات اشتباه دیگران است که اغلب با حالت واعظ همپوشانی دارد. شیوه سیاستمدار بر جلب رضایت دیگران متمرکز است. فقط با نگاه کردن به اطراف، مشخص می شود که این سه شیوه رفتاری چقدر گسترده شده اند.
گرانت، با این حال، حالت چهارمی را شناسایی میکند که اغلب کمتر مورد استفاده قرار میگیرد: دانشمند. در حالت دانشمند، افراد درگیر تفکر انتقادی هستند و حقیقت و دقت را بر باورها و تعصبات شخصی ترجیح می دهند. آنها به جای اینکه دانش خود را بیش از حد تخمین بزنند (یعنی اثر دانینگ-کروگر)، احتمال اشتباه بودنشان را باز میکنند و فعالانه به دنبال دلایلی هستند که چرا ممکن است اشتباه کنند. این رویکرد به شدت در تضاد با گرایش رایجتر، ناشی از سوگیری تأیید، برای جستجوی اطلاعاتی است که از باورهای موجود پشتیبانی میکند و در عین حال اطلاعات متضاد را نادیده میگیرد.
چرا باید حالت دانشمند را پرورش دهید؟
چرا در دنیا همیشه می خواهید به دنبال دلایلی باشید که چرا اشتباه می کنید؟ تقریباً غیرقابل تصور به نظر می رسد. خوب، خلاف شهود است. مغز یک استعداد طبیعی و تکاملی نسبت به سوگیری تایید دارد، به همین دلیل است که افراد به اطلاعاتی دست می زنند که باورهایی را که قبلاً به آنها اعتقاد داشتند را تأیید می کند و اطلاعاتی را که با آن در تضاد است فیلتر می کنند.
در عصر وفور اطلاعات امروزی، جستجوی فعالانه اطلاعاتی که باورهای ما را به چالش می کشد بسیار مهم است. حجم انبوه اطلاعات متناقض، همراه با هجوم مداوم داده های جدید، این رویکرد را ضروری می کند. هر کسی که برای حقیقت و دقت ارزش قائل است، باید احتمال اشتباه بودن را تشخیص دهد. این می تواند به دلیل اطلاعات اولیه ناقص یا تفسیرهای ناقص از داده های دقیق باشد. بنابراین، ارزیابی مجدد و تفسیر مجدد اطلاعات – یعنی اتصال مجدد نقاط به صورت استعاری – برای اطمینان از درک جامعتر ضروری است.
ممکن است تعجب کنید که چرا مهم است زمانی که اشتباه می کنیم اذعان کنیم. این یک سوال معتبر است، به ویژه از آنجایی که به نظر می رسد ما در یک عصر «پسا حقیقت» زندگی می کنیم که در آن حقایق عینی اغلب در پشت تاکتیک های دستکاری واعظان، دادستان ها و سیاستمداران بی وجدان قرار می گیرند که بمب گذاری و حیله گری را بر صداقت و حقیقت ترجیح می دهند. در حالی که فیلسوفان ممکن است برای تعهد اخلاقی و با فضیلت به حقیقت استدلال کنند، این می تواند در جامعه امروز بیش از حد ایده آل گرایانه به نظر برسد. بنابراین، بیایید مزایای عملی اتخاذ یک ذهنیت علمی را در نظر بگیریم.
اولاً، اتخاذ یک طرز فکر علمی، اثربخشی شما را به عنوان یک واعظ، دادستان و سیاستمدار افزایش می دهد. هر یک از این نقش ها کارکردی متمایز و اساسی را ایفا می کنند، زیرا حقیقت و دقت به تنهایی لزوماً موفقیت را تضمین نمی کند. این نقشها حیاتی هستند زیرا اقناع مؤثر، ارزیابی انتقادی دیدگاههای مخالف و توانایی جمعآوری حمایت از هدف شما را تسهیل میکنند. با تجهیز به حقیقت و دقت، این وظایف را به طور موثرتری انجام خواهید داد.
این ما را به دلیل دوم برای اتخاذ یک ذهنیت علمی می رساند. بدون پایه و اساس دقیق علمی، سخنوری واعظ، مهارت های تحلیلی دادستان و جذابیت سیاستمداران بر پایه های ناپایدار استوار است و بنابراین در برابر شکست آسیب پذیرتر هستند. هنگامی که این اتفاق می افتد، اعتبار ضروری برای رهبری و نفوذ به شدت تضعیف می شود. یک نمونه قابل توجه برنارد مدوف است که بزرگترین طرح پونزی در تاریخ را تنظیم کرد. طرحهای پونزی نشان میدهد که چگونه باورها و ادعاهای مبتنی بر شواهد معیوب یا غیرقابل وجود میتواند منجر به فاجعهای گسترده شود. برای جلوگیری از شکست نهایی، اقدامات انجام شده توسط واعظان، دادستان ها یا سیاستمداران باید با تعهد به دقت و حقیقت، همانطور که توسط رویکرد علمی تأکید شده است، پشتوانه شود.
دلیل سوم برای پرورش ذهنیت دانشمند، نقش آن در دفاع از خود شناختی است. همانطور که ما نقش واعظ، دادستان و سیاستمدار را تجسم می کنیم، تعاملات روزانه ما اغلب شامل تلاش دیگران برای متقاعد کردن، انتقاد یا تأثیرگذاری بر افکار و اعمال ما می شود. بدون به کارگیری یک رویکرد علمی برای ارزیابی اعتبار این تلاشهای متقاعدکننده، ما در معرض فریب یا استثمار توسط افرادی با نیات نادرست هستیم. این عملکرد محافظت از خود ذهنیت دانشمند به ویژه در عصر هوش مصنوعی و دستکاری مبتنی بر هوش مصنوعی حیاتی است.
چهارم، رویکرد علمی بهویژه برای چیزی که من آن را «تواضع اصلاحی» مینامم، قابل ستایش است. مشهور است که بسیاری از مردم تمایلی به اعتراف به اشتباهات خود ندارند، از این رو میگویند: «او ترجیح میدهد مغرور باشد تا اینکه درست باشد». در حالی که علم اشتباهاتی مرتکب می شود، با تحقیق بیشتر آنها را اصلاح می کند. برخلاف تکبر و ناامنی که اغلب افراد را از اعتراف به اشتباه باز می دارد، علم به اشتباهات خود اعتراف کرده و آنها را اصلاح می کند. مدعی ارائه نتیجه گیری مطلق نیست، بلکه اظهارات موقتی را بر اساس بهترین شواهد موجود، مشروط به مطالعه و بررسی مداوم ارائه می دهد. این فروتنی و سخت کوشی از نشانه های یکپارچگی علمی است. اگرچه نادر است، افرادی که از این رویکرد استقبال می کنند، سطح بیشتری از بلوغ، لطف و اعتماد به نفس را نشان می دهند.
دانشمندان در ایجاد نوآوری های سودمند در زمینه های بهداشتی، بهداشتی، پزشکی، فناوری و موارد دیگر نقش داشته اند. وقتی واعظ، دادستان و سیاستمدار در هماهنگی با دانشمند عمل میکنند، چنین نوآوریهایی در ابهام فرو نمیروند، بلکه در تار و پود زندگی روزمره ما ادغام میشوند. برعکس، وقتی آنها به عنوان آنتاگونیست در مقابل دانشمند عمل می کنند، منجر به هرج و مرج و از بین رفتن نهادهای حیاتی اجتماعی می شود. احتمالاً اکثر مردم نوآوری و پیشرفت را بر هرج و مرج و ناآرامی ترجیح می دهند. اگر موافقید، واعظ، دادستان، سیاستمدار درون خود را وادار کنید تا با رویکرد علمی هماهنگ کار کنند. این همکاری نه تنها از اعتبار و نفوذ شخصی محافظت می کند، بلکه از ارزشمندترین ارزش ها و نهادهای فرهنگی ما نیز حمایت می کند.