منبع: Marjana Vidojevic/iStock
برای قرن ها، فیلسوفان ارزش خودشناسی را تبلیغ می کردند. ارسطو، خلیل جبران و لائوزی معتقد بودند که شناخت خود سرآغاز همه خردهاست. کارل یونگ تلویحاً به این نکته اشاره کرد که خودشناسی زنگ خطری است که منجر به کاوش و شناخت بیشتر می شود، وقتی نوشت: «کسی که به بیرون نگاه می کند، رویا می بیند. کسی که به درون نگاه می کند، بیدار می شود.» آلبرت انیشتین با توضیح بیشتر در مورد این موضوع، پیشنهاد کرد که خودشناسی به ما آزادی تغییر می دهد: “وقتی محدودیت های خود را بپذیریم، (می توانیم) از آنها فراتر برویم.”
اجماع بسیاری از نویسندگان در مورد این موضوع، از جمله فروید، این است که خودشناسی قطعاً چیز خوبی است. اما واقعاً خودآگاهی برای ما چه می کند؟ پاسخ این است که چیزهای زیادی است، اما اولین در میان فواید بسیار آن، خودسازی است. با داشتن دانش دقیق تر در مورد آنچه که در مورد آن هستیم، می توانیم تصمیمات بهتری بگیریم. علاوه بر این، با شناخت بهتر خود، میتوانیم محدودیتهای طبیعت انسان را بیشتر درک کنیم و نسبت به دیگران دلسوزتر شویم. همچنین، با خودشناسی بیشتر، احتمال کمتری وجود دارد که در نوعی از سرزنش بازیهایی که اخیراً در مرکز فرهنگ و سیاست ما قرار گرفته شرکت کنیم.
توجه به این نکته مهم است که خودشناسی خود جذبی یا خود شیفتگی نیست، بلکه ارزیابی دلسوزانه از آنچه ما را بر می انگیزد است. و هنگامی که ما آن را متفکرانه دنبال کنیم، خودشناسی می تواند مزایای قابل توجهی به همراه داشته باشد.
بهبود خودکنترلی و صداقت
اگر ما مستعد این هستیم که هر چیزی را که به ذهنمان میرسد به زبان بیاوریم، و در نتیجه در این فرآیند به دیگران توهین کنیم، با یادگیری این که فکر کنیم: «بس کن! این باعث ناراحتی مری یا هنری خواهد شد!» می توانیم تکانشگری خود را بررسی کنیم. اگر به ما گفته شود که خیلی رئیس یا خیلی انتقادی هستیم (و این ویژگی ها را تصدیق می کنیم)، آنگاه می توانیم کلمات خود را قبل از اینکه از بین بروند، نرم کنیم. اگر بازخوردی که به ما داده شده حاکی از این است که ما بیش از حد جدی هستیم (و ما موافقیم)، آنگاه میتوانیم به روشهای مختلف سبکتر شویم.
بیشتر برنامههای خودسازی با تمرینهایی شروع میشوند که برای بهبود خودآگاهی طراحی شدهاند. به عنوان مثال، اولین گام در اکثر برنامه های کاهش وزن، پیگیری رفتار غذا است – چگونه، چه چیزی و کجا غذا مصرف می شود. با افزایش آگاهی، می توان به آسانی به تغییرات کوچک در رفتار دست یافت. به همین ترتیب، نگرانی های دوستان ما در مورد مصرف الکل، رانندگی بی احتیاطی، یا عادات غذایی نامناسب ممکن است به سختی شنیده شود، اما اگر اذعان کنیم، می تواند آغازی برای انتخاب های زندگی بهتر باشد.
همچنین، دانستن اینکه چه زمانی انگیزههای ما با ارزشهایمان تضاد دارند، میتواند منجر به اصلاح انگیزهها، ارزشها یا هر دو شود. به عنوان مثال، اگر ما انگیزه زیادی برای کسب پول و قدرت داریم و در عین حال برای مهربانی، صداقت و توجه به دیگران ارزش قائل هستیم، آگاهی از تضاد بین این دو جنبه رقابتی شخصیت خود میتواند به حل بهتری کمک کند.
همدلی بیشتر با دیگران
آگاهی از محدودیتهایمان میتواند باعث شود که دیگران را بیشتر درک کنیم. با درک اینکه همه ما چقدر آسیب پذیر هستیم، می توانیم با مبارزات مشابهی آشنا شویم. به طور خاص تر، ما می توانیم با میل به دوست داشته شدن، درک شدن و ارزش گذاری، و همچنین اشتیاق به تعلق داشتن به جایی همذات پنداری کنیم. ما همچنین میتوانیم نیاز به خودمختاری و ترس از مورد سوء استفاده یا عدم وجود آن را درک کنیم. همچنین، میتوانیم راههای دفاعی را درک کنیم که همه ما تلاش میکنیم تا ثابت کنیم که شایستگی داریم. علاوه بر این، میتوانیم با این که ناامیدیها چه در زندگی حرفهای یا عشقی چقدر دردناک میتوانند باشند و چگونه گرما و حمایت دیگران میتواند روح زخمی را التیام بخشد، شناسایی کنیم.
اتکای کمتر به دفاع مخرب
وقتی شکست ها و اشتباهات خود را می پذیریم، در موقعیت بهتری قرار می گیریم که آنها را رها کنیم و رفتار خود را تغییر دهیم. مانند ورزشکاران، نوازندگان و دانشآموزان موفق، میتوانیم بعد از اشتباه از نو شروع کنیم و دفعه بعد سختتر (یا بهتر) کار کنیم.
از سوی دیگر، اگر ما مسئولیت را بیرونی کنیم – یعنی دیگران را به خاطر شکست های خود سرزنش کنیم – عواقب آن می تواند آسیب زا باشد. مردم دوست ندارند برای کارهایی که انجام ندادهاند سرزنش شوند (این احساس اساساً ناعادلانه است) و احتمالاً تلافی میکنند یا از چنین روابطی کنار میروند. حضور افراد سرزنش کننده سخت است، و تحریف واقعیت آنها (چه کسی باعث چه چیزی شده است؟) به روشن شدن گاز کمک می کند.
علاوه بر این، مقصران و سایر کسانی که از تعارض اجتناب می کنند به ندرت تغییر می کنند. از آنجایی که تعارض را تهدیدکننده می دانند و از پذیرش مسئولیت رفتار خود سرباز می زنند، در الگوهای ناسالم گیر می کنند. چه آنها به الکل یا مواد مخدر دیگر معتاد باشند، چه درگیر سوء استفاده خانگی یا قمار باشند، عدم بینش آنها این مشکل را تداوم می بخشد. اتکای آنها به استراتژیهای دفاعی ناسالم، مانند فرافکنی، برونسازی، و انکار، برای دفع احساس بیکفایتی منجر به اختلال عملکرد بیشتر میشود.
چگونه به خودآگاهی بیشتر دست یابیم
توجه به بازخورد دوستان و همکاران قابل اعتماد می تواند بسیار ارزشمند باشد. اگر اکثر دوستان نزدیک و اقوام ما را به همین شکل ببینند، به احتمال زیاد تصورات آنها معتبر است. به عنوان مثال، وقتی توافق بر این است که ما مرتب حرف دیگران را قطع میکنیم، بیش از حد در مورد خود صحبت میکنیم و به سختی میتوانیم به آنچه دیگران میگویند گوش دهیم، پس چنین بازخوردی قطعاً ارزش بررسی دارد. بینش منشأ مشکلات و/یا تمرینهایی که برای بهبود مهارتهای شنیداری طراحی شدهاند میتواند در تغییر مسیر مفید باشد.
علاوه بر بازخورد، رویاهای شبانه منبع دیگری از خودشناسی است. در حالی که یک روان درمانگر ممکن است در تفسیر رویاها با جزئیات بیشتر مفید باشد، اکثر ما می توانیم موضوعات اصلی را کشف کنیم. آیا رویا یک فرار خوش خیم از یک موقعیت استرس زا – یک مهلت تعطیلات – یا یک فرار پر از اضطراب از خطر است؟ آیا در رویا گیج شده ایم یا از اینکه به کجا می رویم مطمئن هستیم؟ به عبارت دیگر، نکته اصلی رویا چیست؟ اگر محتوای خواب متناقض است، ما با چه چیزی دست و پنجه نرم می کنیم؟ در حالی که رویا عمدتاً نمادین است، با چهرههایی از گذشته که اغلب ظاهر میشوند، خلاصهای از محتوای رویا میتواند سرنخهای متعددی درباره انگیزهها، ترسها، درگیریها و دفاعهایی که در حال حاضر در زندگی ما فعال هستند ارائه دهد.
ذهن آگاهی و مدیتیشن دو راه ارزشمند دیگر برای خودشناسی هستند. وقت گذاشتن هر روز، حتی برای چند دقیقه، برای مراقبه در رویدادهای روز می تواند پادزهر مهمی برای زندگی پر استرس ما باشد. ثبت احساسات و افکار روز نیز می تواند به تعمیق خودآگاهی کمک کند.
در حالی که سنتهای مذهبی برای قرنها «معاینههای وجدان» روزانه را که عمدتاً بر گناهان متمرکز است، ترویج میکنند، بهروزرسانی این عمل میتواند شامل موفقیتها و همچنین شکستها باشد. امروز برای ما چطور بود؟ به چه چیزی افتخار می کنیم؟ از چه چیزی بیشتر ناامید شده ایم و چه چیزی را می توانستیم تغییر دهیم؟ هدف از تفکر روزانه این است که زندگی آرامتر و سازنده تری داشته باشیم و با خودشناسی، برای رسیدن به آن هدف مجهزتر هستیم.