منبع: Rox Collins/Shutterstock
در مواجهه با موقعیت های استرس زا در زندگی، اغلب مفید است که همه چیز را در چشم انداز نگه دارید. به عنوان مثال:
- نوجوانانی که نگران عملکرد ضعیف در آزمون هستند، وقتی متوجه شوند که یک نمره بد روی پتانسیل آینده دانشگاهی آنها تأثیری نخواهد گذاشت، می توانند احساس آرامش بیشتری داشته باشند.
- درسهایی که از یک شکست سخت بهعنوان یک صاحب کسبوکار آموخته میشود را میتوان با این دیدگاه دید که در نهایت میتواند به سطح بالایی از موفقیت منجر شود.
- افرادی که به دنبال یک از دست دادن اندوهگین می شوند، می توانند با آگاهی از این که به مرور زمان درد ناشی از فقدان محو می شود، احساس آرامش کنند. همچنین، آنها میتوانند قدردانی کنند که در طول فرآیند غم و اندوه، میتوانیم از خاطرات قبل از فقدان الهام بگیریم و از یادآوری فقدان قدرتی پیدا کنیم که به ما امکان میدهد سرمایهگذاریها و خلاقیتهای جدیدی را انجام دهیم.
در مشاوره، من به بیمارانم کمک میکنم به روشهای مختلف به دیدگاه دست یابند.
1. باورهای معنوی از قبل موجود
باورهای معنوی را می توان دربرگیرنده احساس بخشی از چیزی بزرگتر از خود دانست. من بیمارانی را تشویق میکنم که باورهای معنوی مبتنی بر اعمال مذهبی یا تجربیات زندگی قبلی خود داشته باشند تا به این فکر کنند که چگونه میتوانند بر اساس باورهای خود با چالشهای زندگی خود کنار بیایند.
یک مثال شناخته شده زمانی است که یک مسیحی ممکن است بپرسد: “عیسی چه خواهد کرد؟” در یک شرایط خاص مثال رایج دیگر این است که از خود بپرسیم: «هدف از چالش من چیست؟ در این شرایط قرار است چه چیزی یاد بگیرم؟»
راه دیگری برای برانگیختن باورهای معنوی این است که به این فکر کنیم که “چه چیزی به زندگی من معنا می دهد؟” یا “چگونه می تواند صبح بیدار شدن برای من ارزشمند باشد؟”
2. جستجوی هیبت
تجربیاتی که باعث ایجاد هیبت می شود می تواند به مردم این دیدگاه را بدهد که بسیاری از چالش هایی که با آن ها روبرو هستند اهمیت ناچیزی دارند، و بنابراین می توان این چالش ها را آسان تر کرد یا حتی می توانند رها کردن آنها را انتخاب کنند.
مردم می توانند با جستجوی تجربیاتی که آگاهی آنها را از عظمت کیهان افزایش می دهد، از طریق تماشای ستاره ها، پدیده های طبیعی شگفت انگیزی که می توانند از آنها بازدید کنند، و حتی آثار خلاقانه ای مانند هنر، موسیقی و معماری که در موزه ها دیده می شود، شگفتی پیدا کنند. و همچنین در طول سفر.
3. فکر کردن به گذشته
تأمل در مورد موفقیت ها و شکست های گذشته در زندگی ما می تواند چالش های کنونی را در چشم انداز بهتری قرار دهد.
به عنوان مثال، یادآوری یک تاریخچه شخصی از نتایج موفقیت آمیز یا غلبه بر یک مانع یا شکست می تواند اعتماد به نفس را افزایش دهد که چالش فعلی می تواند به طور مشابه برطرف شود.
از بیمارانم میپرسم که یک صاحب کسبوکار ترجیح میدهد استخدام کند: شخصی که همیشه در سرمایهگذاریهای تجاری خود موفق بوده است، یا شخصی که در چند مورد شکست خورده است اما هر بار به خوبی بهبود یافته است؟ بیماران من متوجه میشوند که فردی که با موفقیت با موقعیتهای دشوار روبرو شده است، در مقایسه با فردی که هرگز با ناملایمات مواجه نشده است، به احتمال زیاد میتواند با آنچه سر راهش قرار میگیرد، کنار بیاید.
4. تصور کنید که شخص دیگری هستید
دیدگاه متفاوتی را می توان با تصور اینکه نسخه قدیمی تر بیمار ممکن است به آنها مشاوره دهد، به دست آورد. از طرف دیگر، افراد می توانند تصور کنند که توسط یکی از اعضای مهم خانواده (از جمله برخی که ممکن است فوت کرده باشند) یا یک فرد مشهور به آنها مشاوره داده شود.
به عنوان مثال، یک ورزشکار ممکن است با یک نسخه خیالی از یک مربی مشهور در ورزش خود مشورت کند تا در مورد چگونگی بهبود عملکرد ورزشی خود راهنمایی دریافت کند. یا ممکن است یک دانشجو تصور کند که پدربزرگ و مادربزرگشان در مورد انتخاب شغل چه توصیه ای می کنند.
5. تعامل با ناخودآگاه
وقتی ضمیر ناخودآگاه به عنوان یک موجود دانا عاقلانه تثبیت می شود، بیماران من به طور معمول دیدگاه های جدیدی از ذهن درونی خود در مورد مشکلاتی که ممکن است با آن مواجه شوند به دست می آورند.
در تجربه من، ضمیر ناخودآگاه تمایل دارد توصیه هایی ارائه دهد که با انتظارات اجتماعی مغرضانه نباشد، و بنابراین بهتر است آنچه را که برای بیمار بهتر است منعکس کند.
6. آیا ما آواتار هستیم؟
مفهوم آواتار برای بسیاری از بیماران حتی در سنین پیش از نوجوانی آشناست. توضیح میدهم که وقتی افراد در یک بازی ویدیویی یا کمپین Dungeons & Dragons نقش شخصیتها را بازی میکنند، از نمایش یا آواتار خود استفاده میکنند.
با بیماران مناسب، که آماده بحث در مورد مسائل معنوی هستند، این امکان را مطرح می کنم که به عنوان انسان، ما آواتار روح خود هستیم. در این سناریو، روح ما از ذهن و بدن ما جدا است و با کار کردن از طریق آنها عمل می کند.
با تصور اینکه خودمان نمایانگر دیدگاه روحمان هستیم، میتوانیم به چالشهایی که ذهن و بدن با آن روبهرو میشوند از دید دیگری نگاه کنیم. برای مثال، میتوانیم تشخیص دهیم که روحهای ما ممکن است در گذشته چنین چالشهایی را تجربه کرده و با موفقیت با آنها مقابله کرده باشد، که میتواند به ما اطمینان دهد که ذهن و بدن ما قادر به مقابله با چالشهای مشابه در این زمان خواهد بود.
7. خواندن
با خواندن هر دو داستان غیرداستانی و داستانی، مردم می توانند در مورد دیدگاه های مختلف از ادبیات معاصر و تاریخی بیاموزند. چنین دیدگاههایی میتواند به خوانندگان کمک کند تا به جای شخصیتهای متفاوتی که ممکن است با چالشهایی مشابه شخصیتهای خودشان دست و پنجه نرم میکنند، قدم بگذارند و راهحلهای ممکنی را که در ادبیات به کار رفتهاند، بیاموزند.
8. داستان هایی از تجربیات من
در نهایت، با برخی از بیماران، برخی از تجربیات خودم را به اشتراک میگذارم که منجر به تغییر دیدگاه من در مورد نحوه عملکرد زندگی و اینکه چگونه میتوانیم به خودمان کمک کنیم تا بهترین نسخههایمان شویم، به اشتراک میگذارم.
من بسیاری از این تجربیات را در وبلاگ های قبلی Psychology Today Online شرح داده ام.
به عنوان مثال:
- تعامل با یک بیمار به من آموخت که میتوانیم در طول زندگی با افرادی ملاقات کنیم که به ما در جهت درست کمک میکنند.
- تعامل با بیمار دیگر مرا متقاعد کرد که وقتی او عبری را در تخیل خود دید، میتوانیم از منبع اطلاعاتی خارج از خودمان بهره ببریم که هرگز آن را مطالعه نکرده بود، و با این حال من میتوانم آن را تفسیر کنم (به عنوان یک عبری زبان بومی).
- وقتی با ناخودآگاه بسیاری از بیماران صحبت کردم، به من گفته شد که هدف اصلی زندگی کمک به یکدیگر است.
برخی از بیماران من از مشاهدات من برای کمک به آنها استفاده کرده اند تا زندگی خود را متفاوت ببینند.
غذای آماده
یادگیری دستیابی و حفظ دیدگاه می تواند به افراد کمک کند تا با چالش های زندگی بهتر کنار بیایند.