منبع: استودیوی Cottonbro/Pexels
سندرم ایمپوستر پدیدهای رایج در افراد با موفقیت بالا است که ممکن است در مواقع استرس زیاد دچار شک به خود و اضطراب با عملکرد بالا شوند. اگرچه این یک تشخیص رسمی در DSM-V نیست، اما دانستن نشانههای سندرم ایمپوستر میتواند به افراد در رفع فرسودگی، افسردگی و اضطراب کمک کند.
همچنین به عنوان پدیده فریبکار، سندروم کلاهبرداری، فریبکاران و تقلب ادراک شده نیز شناخته می شود، سندروم فریبنده برای اولین بار در سال 1978 توسط سوزان ایمز، دکترا، و دکتر پاولین کلنس، دکتری توصیف شد.
تشخیص سندرم ایمپوستر
1. چرخه فریبنده
یکی از مشخصه های سندرم خیانتکار، چرخه فریبنده است، که زمانی شروع می شود که افراد با یک کار یا چالش مواجه می شوند و منجر به آمادگی بیش از حد یا به تعویق انداختن آن می شود. هر دوی این پاسخ ها می توانند منجر به فرسودگی شغلی و بهره وری کمتر از حد مطلوب شوند. آمادهکنندگان بیش از حد معتقدند که باید بیشتر از دیگران تلاش کنند تا کارها را به درستی انجام دهند، در حالی که تعللکنندگان در نتیجه کار در آخرین لحظه احساس عجله و ناکافی میکنند و احساس میکنند که در نهایت به عنوان یک کلاهبردار افشا میشوند.
یکی از ویژگیهای تعیینکننده چرخه فریبنده این است که پس از انجام یک چالش یا تکمیل یک کار، تنها یک حس زودگذر از موفقیت وجود دارد. افراد مبتلا به سندرم ایمپوستر قادر به درونی کردن موفقیت خود نیستند و ممکن است موفقیت خود را به شانس یا عوامل خارجی نسبت دهند. این باعث تداوم چرخه بی پایان شک به خود، ترس و اضطراب می شود. با این حال، هنگامی که به عنوان تواضع شناخته می شود، در برخی زمینه ها می توان به عنوان یک نقطه قوت در نظر گرفت.
2. کمال گرایی
کمال گرایی یک نیروی محرکه مهم در پشت سندرم ایمپوستر است. نیاز به دستیابی به استانداردهای دست نیافتنی و انتظارات خود محور، یک حلقه بازخورد مضر از رقابت بیش از حد و انتقاد شدید از خود ایجاد می کند که اغلب با مقایسه خود با دیگران تقویت می شود. در حالی که “نیاز به بهترین بودن” می تواند یک نیروی محرکه مثبت و منبع الهام و جاه طلبی برای بسیاری از افراد موفق باشد، زمانی که با یک خود انتقادی شدید درونی همراه شود و به افراط کشیده شود، کمال گرایی می تواند منجر به شک و تردید در خود شود. اعتماد به نفس پایین، عدم ابراز وجود، و اعتیاد به کار ناسالم.
3. فوق قهرمانی و شهادت ایثار
کمال گرایی و نیاز به بهترین بودن می تواند به صورت ابرقهرمانی و شهادت ظاهر شود، جایی که افراد منافع شخصی و مراقبت از خود را برای خیر بزرگتر (مثلاً تیم، شرکت یا خانواده) قربانی می کنند. در ابتدا، این رفتار ممکن است به شدت مورد ستایش یا پاداش قرار گیرد، اما با گذشت زمان، این نقش ابرقهرمانی می تواند به پویایی مضر چرخه های بیش از حد کارکرد-کم کارکرد در محیط های شخصی یا حرفه ای منجر شود. این پویایی اغلب منجر به این می شود که فرد مبتلا به سندرم فریبنده حجم کاری ناپایدار را به عهده بگیرد که باید به اشتراک گذاشته می شد یا به او تفویض می شد. این اضافه بار منجر به عدم تعادل در زندگی شخصی و روابط و در نهایت فرسودگی شغلی، ناامیدی و رنجش می شود.
4. ترس از شکست (Atychiphobia) و فلج تجزیه و تحلیل
افراد مبتلا به سندرم ایمپوستر اغلب ترس شدیدی از شکست را تجربه می کنند و پیش بینی می کنند که بی کفایتی آنها را آشکار می کند. این ترس می تواند منجر به اضطراب با عملکرد بالا و اجتناب از انجام وظایف شود که مانع از شروع یا درگیر شدن کامل افراد در کارها می شود. این اجتناب احساس کلاهبردار بودن را تقویت می کند و ترس و شرم ناشی از شکست را تشدید می کند و اجتناب بیشتر را تداوم می بخشد.
5. ترس از موفقیت (Achievemephobia)
به طور متناقض، مردم ممکن است ترس از موفقیت را تجربه کنند، زیرا موفقیت می تواند توجه، بررسی دقیق و حتی انتظارات بالاتری را به همراه داشته باشد که احساس می شود دست نیافتنی است.
6. سلب صلاحیت
افراد مبتلا به سندرم ایمپوستر اغلب از عزت نفس و اعتماد به نفس پایین عمیقی رنج می برند و دستاوردها، توانایی ها، هوش، تجربه و مهارت های خود را نادیده می گیرند. اغلب، این روایت از تجربیات اولیه دوران کودکی یا اسطورهشناسی خانوادگی میآید، جایی که روایتهای پیرامون موفقیت آنها به جای تلاش، استعداد یا توانایی آن را به شانس نسبت میدهند.
7. تحلیل فلج و بلاتکلیفی
یک پیامد رایج سندرم خیانتکار این است که افراد ممکن است در نهایت با یک بحران شغلی یا شخصی بزرگ مواجه شوند و احساس گیر افتادن یا غرق شدن کنند. این اغلب زمانی به وجود میآید که با تصمیمهای مهم و بلندمدتی مواجه میشویم که برگشتناپذیر یا غیرقابل حل به نظر میرسند (یا به نظر میرسد همه راهحلها نتایج غیربهینه دارند). این گیر افتادگی می تواند به شکل فلج تحلیل و بلاتکلیفی باشد که به صورت نشخوار فکری منفی و پیش بینی پیش بینی های منفی، تشدید اضطراب و افسردگی و اختلال در خواب ظاهر می شود.
علائم کلیدی برای کمک به شناسایی سندروم ایمپوستر
اولین گام برای غلبه بر سندرم ایمپوستر، شناسایی و رسیدگی به آن است. علائم کلیدی عبارتند از:
- با وجود شواهدی مبنی بر موفقیت، خودباوری مداوم
- کار بیش از حد یا تعلل در انجام وظایف
- مشکل در پذیرش تعریف و تمجید (انحراف از تمجید)
- نسبت دادن موفقیت به شانس یا عوامل دیگری غیر از توانایی شخصی
- اضطراب یا ترس از «پیدا شدن» به عنوان یک کلاهبرداری
- احساس زودگذر موفقیت پس از یک چالش روبرو شد
- بی میلی به گرفتن فرصت های جدید به دلیل ترس از شکست
خواندن ضروری سندرم ایمپوستر
پرداختن به سندرم ایمپوستر
کار با یک درمانگر برای کمک به شناسایی و رسیدگی به ریشه های عمیق تر شک به خود اغلب مفید است. در کار با صدها فرد موفق در درمان، دریافتم که موضوعات مشترکی از دوران کودکی و تجربیات اولیه بزرگسالی وجود دارد که منجر به ایجاد سندرم ایمپوستر می شود.
علل شایع سندروم ایمپوستر عبارتند از والدین بسیار انتقادی که از مقایسه با خواهر و برادر یا همسالان خود استفاده می کردند، یا محیط هایی که پذیرش و تمجید به دستاوردها و نتایج بستگی دارد. فقدان الگوهایی که دارای مرزهای سالم در اطراف کار هستند یا احساس قوی شفقت و خودپذیری خود نیز می تواند منجر به سندرم فریبکار شود. انتظارات فرهنگی از فروتنی و ایثار نیز می تواند نقش مهمی داشته باشد. تجربه آسیب زا اولیه کودکی از قلدری، بی توجهی، و سوء استفاده نیز می تواند احساسات عمیق بی لیاقتی را القا کند.
کار کردن از طریق این تجربیات با رواندرمانگری که تجربه کمک به افراد با موفقیت بالا را دارد تا این تأثیرات اساسی (اغلب اولیه) را شناسایی کرده و قالببندی مجدد کنند، کلیدی است. بازنویسی این روایتهای طولانی مدت و خودتضعیفکننده به افراد کمک میکند بر شک و تردید خود، شرم و اضطراب ناشی از سندرم خیانتکار غلبه کنند و مسیری را به سوی خودتوانمندسازی، اعتماد به نفس و اصالت باز کنند.
Marlynn Wei, MD, PLLC Copyright © 2024. کلیه حقوق محفوظ است.
را بگیرید روانشناسی امروز تست سندرم ایمپوستر
برای یافتن یک درمانگر، لطفاً از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.