06:10 - 2025/06/03

7 ملزوم برای بهبود مکالمات

[ad_1] مکالمه در مدرسه به روشی که نوشتن و صحبت کردن عمومی به آنها آموزش داده نمی شود ، بنابراین ما باید آن را به تنهایی انتخاب کنیم – این یکی از دلایلی است که چنین تنوع گسترده ای در چگونگی رضایت مکالمه های ما وجود دارد. برای پیچیده ...

7 ملزوم برای بهبود مکالمات

[ad_1]

مکالمه در مدرسه به روشی که نوشتن و صحبت کردن عمومی به آنها آموزش داده نمی شود ، بنابراین ما باید آن را به تنهایی انتخاب کنیم – این یکی از دلایلی است که چنین تنوع گسترده ای در چگونگی رضایت مکالمه های ما وجود دارد.

برای پیچیده تر کردن مسائل ، مکالمه می تواند توجه قابل توجهی را جلب کند. ما باید اطلاعات مورد نیاز افراد دیگر را پیش بینی کنیم ، زمینه کافی را برای آنچه می گوییم (اما نه خیلی زیاد) فراهم کنیم ، و به سرعت در حال تغییر موضوعات و دیدگاه های مختلف هستیم. مدیریت موفقیت آمیز همه این عوامل می تواند دشوار باشد. ما این کار را انجام می دهیم ، اما اغلب خیلی خوب نیست.

با توجه به اینکه مکالمه چند وجهی و چالش برانگیز چقدر است ، چگونه می توانیم به طور مداوم مذاکرات خود را بهبود بخشیم؟ برای پاسخ به این سؤال ، من به زبانشناسی و روان درمانی می پردازم – دو زمینه دانش که قوانین و استراتژی هایی را برای گفتگوی موفق و معنی دار ارائه می دهند.

چرخش

اساسی ترین قاعده ساختاری مکالمه است چرخش، با نتیجه ای که چرخش مکالمه باید از نظر طول مشابه باشد.

اگر کسی در حال مکالمه باشد ، آنها این قانون اساسی ساختاری را نقض می کنند. در این حالت ، نوبت به نوبت می تواند با درخواست مستقیم به بلندگو برای نوبت تشویق شودبازده یا با رویکردهای دیپلماتیک بیشتر مشاهدات فراگیر مانند “ما مدتی از جوآن نشنیده ایم.”

طنز نیز کار می کند. وقتی پدرم می خواست وارد مکالمه شود ، او می گفت ، “صحبت را متوقف کنید در حالی که من قطع می شوم.” وی گفت: این کم نور و ترکیبی از خلع سلاح او از خودآزمایی و ادعای ما باعث شد تا از اظهارات وی استقبال کنیم.

ماندن در موضوع

جریان مباحث در مکالمه طبیعی دنبال می شود با توجه به قرارداد جدیدبشر ما اطلاعات آشنا را از نظر بلافاصله قبلی (یا یکی قبل از آن) انتخاب می کنیم و چیز جدیدی اضافه می کنیم.

مکالمه به افرادی که به اطلاعات داده شده مراجعه می کنند بستگی دارد. اگر یک گوینده می گوید ، “اخیراً به طور غیرمعمول گرم شده است” ، و پاسخ این است: “من یک گوسفند بره برای شام می خواهم” جدیدجدیدجدید غیر توالی یک الگوی رایج که به تولید یک غیر توالی نزدیک می شود ، استفاده از یک قطعه کوچک از یک اظهار نظر معین به عنوان یک تخته سنگ برای گفتن یک داستان شخصی مرتبط با آن قطعه است. این ممکن است یک بار خوب باشد ، اما یک سری از چنین انجمن های آزاد باعث ایجاد مکالمه ای ناپسند و ناراضی می شود.

ما همچنین باید حافظه را در نظر بگیریم. پاسخ به اظهار نظر 15 دقیقه قبل کار نمی کند زیرا این اظهار نظر دیگر در حافظه کوتاه مدت در دسترس نیست.

برقراری ارتباط به جای بیان

ارتباطات اساسی به یک ایده ، یک رسانه بیان (به عنوان مثال ، صحبت کردن) و شخصی برای دریافت ایده بیان شده نیاز دارد. اگر مکالمه بدون در نظر گرفتن تجربه گیرنده به فکر با صدای بلند تبدیل شود ، دیگر ارتباط نیست. این بیان است نوشتن ایمیل ارتباطات است. نوشتن در دفتر خاطرات بیان است.

در برخی شرایط ، بیان خالص مجاز است ، مانند تهویه در مورد یک روز ناامید کننده ، با گیرندگان گوش می دهند و به عنوان پشتیبانی عاطفی خدمت می کنند. اما در بیشتر این شرایط ، مکالمه به زودی باید به یک پویا بدهی بازگردد-در غیر این صورت ، می تواند به یک تمرین خسته کننده برای شنوندگان که فقط جذب می شوند و تولید نمی کنند تبدیل شود.

مشاهده علاوه بر مکالمه

درمانگران نه تنها به سخنان مشتری خود گوش می دهند ، بلکه رفتار مشتری را نیز مشاهده می کنند و در نشانه های نامشخص در مورد اطلاعاتی که از آنها بازداشت یا اجتناب می شود ، شرکت می کنند. مانند درمانگران ، ما می توانیم در مکالمه شرکت کننده-موبایل باشیم و توجه خود را برای خواندن نشانه های مکالمه انجام دهیم.

به عنوان مثال ، وقتی مردم می خواهند صحبت کنند ، به جلو تکیه می دهند ، به ما نگاه می کنند ، دستی را حرکت می دهند که گویی می خواهند صحبت کنند ، و شروع به تلاش برای گفتن چیزی می کنند. وقتی با مکالمه بی قرار رشد می کنند ، به دور یا پایین نگاه می کنند ، فید می کنند ، مکرراً تلفن آنها را چک می کنند ، یا حتی بلند می شوند. وقتی این پاسخ ها رخ می دهد ، وقت آن است که آنها را به سمت خود بکشید.

فعل و انفعالات تخصیصی و خودمحور

یک تفاوت اساسی بین گفتگوی درمانی و گفتگوی طبیعی در این است که تعامل درمانی است اختصاصی ، و مکالمه عادی است خودسریبشر یعنی درمانگران چشم انداز مشتری خود را در نظر می گیرند ، در حالی که شرکت کنندگان در مکالمات چشم انداز خود را می گیرند و فرض می کنند که افراد دیگر با همان دیدگاه مشترک هستند و دارای همان دانش هستند.

دلیل اصلی این خودمختاری این است که گفتگوی طبیعی خیلی سریع و بیش از حد مورد توجه ما برای چشم انداز دقیق است. ما در تلاش هستیم تا به طور مؤثر و تحریک آمیز ارتباط برقرار کنیم ، اما این کار را با استخراج دانش و عقاید خودمان انجام می دهیم. بیشتر اوقات ، چشم انداز در مکالمه طبیعی یک توهم مشترک است.

این واقع بینانه یا حتی توصیه نمی شود که گرایش خود را در مکالمه تغییر دهید ، اما آگاهی از این گرایش مفید است وت برای ادغام هر چند وقت یکبار به عقب برگرداندن و توجه به چشم انداز.

غلبه بر بیش از حد در وضوح ما

یک نتیجه از خودمحوری مکالمه ، تمایل به بیش از حد وضوح ما است. اگر آنچه می گوییم برای ما روشن به نظر می رسد ، پس فرض می کنیم که برای دیگران مشخص است.

در یک مطالعه توسط Boaz Keysar و Anne Henly ، شرکت کنندگان جملات نحوی مبهم را بیان کردند تا شنوندگان جملات را به وضوح درک کنند درمبهم به عنوان مثال ، سخنرانان گفتند ، “ریک با استفاده از Intonation ، بیان صورت و تأکید بر این نکته که ریک کوره را گرفت و آن را زیر ایوان حرکت داد ،” ریک را زیر ایوان حرکت داد “. سپس سخنرانان گزارش دادند اگر فکر می کردند شنوندگان به درستی درک می کنند ، و شنوندگان گزارش دادند که کدام دو معانی را درک کرده اند. نتایج نشان می دهد که نیمی از زمان ، وقتی سخنرانان فکر می کردند که آنها به درستی درک شده اند ، شنوندگان نمی فهمند. و این بیش از حد از وضوح فرد یک اثر مداوم است.

آگاهی از این اعتماد به نفس در وضوح ما می تواند ما را نسبت به سوء تفاهم ها هوشیار نگه دارد.

به دنبال تعادل

ما به گونه ای طراحی شده ایم که صحبت کنیم و در مورد خودمان صحبت کنیم. حداکثر 40 درصد سخنان شخص در مورد خود است. صحبت کردن در مورد خود مراکز پاداش مغز را فعال می کند ، بنابراین رضایت فردی اغلب با اجازه صحبت دیگران در تضاد است.

بنابراین ، مفید است که تلاش خود را برای تعادل تمرکز خود با نیازهای مکالمه دیگران انجام دهیم. یکی از راه های مؤثر برای دستیابی به این تعادل ، پرسیدن سؤالات باز است ، که این نیز از مزایای تولید حسن نیت در بین سایر شرکت کنندگان برخوردار است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان