در نظرسنجیهای سیاسی، چه زمانی «تساوی آماری» یک تساوی آماری نیست؟ چگونه درصد کمی در نظرسنجیها میتواند به معنای تفاوت زیاد در نتایج نهایی باشد؟
اکثر مفسران سیاسی در زمینه روانشناسی یا آمار آموزش ندیده اند، بنابراین آنها تمایل دارند تا تفسیرهای نادرست رایج از نتایج نظرسنجی ها و ترجیحات سیاسی را تداوم بخشند. در ماه آینده، این چیزی است که باید مراقب آن باشیم.
1. متداولترین و ناامیدکنندهترین اشتباه مفسران سیاسی این است که هر نظرسنجی را در صورتی که تفاوت بین نامزدها در محدوده خطا (MOE) باشد، بهعنوان یک «دوت مرده» آماری میدانند.
در واقع، تنها زمانی پیشنهاد می شود که نامزدها واقعاً در نظرسنجی مساوی باشند. اگر در نظرسنجی با 4 درصد 4 درصد، کاندید الف از کاندید ب 49 تا 45 درصد جلوتر باشد، این بدان معناست که بهترین تخمین نظرسنجی این است که نامزد الف با 4 درصد برتری دارد. این که واضح است. حاشیه خطای 4 درصدی به این معنا نیست که نامزدها در وضعیت مرده قرار دارند. به همان اندازه احتمال دارد که نامزد A با 8 درصد از کاندید B جلوتر باشد، همانطور که کاندیداها مساوی هستند.
خطای اندازه گیری باید مورد توجه قرار گیرد اما اشتباه تفسیر نشود.
منبع: تیما میروشنیچنکو/پکسل
2. اختلافات کوچک در نظرسنجی ها اغلب به عنوان ناچیز رد می شود.
یک تفاوت کوچک و مداوم در نظرسنجی ها می تواند منجر به اختلافات بزرگ در اتاق رای گیری شود. اگر نامزد A در یک دوره دو ماهه 3 درصد از کاندید B جلوتر باشد، 3 درصد برتری معنادار است. در یک انتخابات ریاست جمهوری دو طرفه، این درصد منجر به پیروزی قانع کننده رای مردم برای نامزد الف می شود. با استناد از میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری 2020، برتری 3 درصدی ملی در انتخابات 2024 به اختلاف بیش از 5 منجر خواهد شد. میلیون رای
3. نسبت ها اغلب به صورت مقوله ای و مطلق ارائه می شوند.زمانی که آنها در واقع حاشیه ای و نسبی هستند.
دراماتیک ترین نمونه این اشتباه، به تصویر کشیدن “حالت های قرمز” و “حالت های آبی” است. اگرچه این اشتباه ساده است، اما نیاز به تاکید دارد. اگر 54 درصد از رای دهندگان در یک ایالت به جمهوری خواه رای دادند، این بدان معناست که 46 درصد رأی نداده اند. همین را می توان در مورد اطلاعات جمعیتی نیز گفت. اگر کاندید B در میان رای دهندگان بدون تحصیلات دانشگاهی پیشتاز باشد، به این معنی نیست که همه این افراد از کاندید B حمایت می کنند. به طور کلی، انسان ها تمایل به تفکر و تجزیه و تحلیل قاطع دارند، که فقط بر لزوم محافظت در برابر مفهوم سازی اکثریت به عنوان یک موضوع تاکید می کند. کل گروه
4. حتی با وجود تفاوت های محسوس در بین نظرسنجی ها، برخورد مناسب با اطلاعات نظرسنجی می تواند پیش بینی های مفیدی ارائه دهد.
یکی از فضیلت های نظرسنجی سیاسی این است که یک آزمون مستقیم از نظرسنجی وجود دارد که در غیر این صورت به عنوان انتخابات شناخته می شود. در یک بازه زمانی اخیر، نظرسنجی ها را می توان با مقایسه پیش بینی ها با نتایج واقعی ارزیابی کرد. نتیجه این است که ترکیبی از دقیقترین نظرسنجیها در دو دوره انتخابات گذشته میتواند پیشبینیهای قابل اعتمادی به دست دهد. چنین ترکیبی مانند یک متاآنالیز در روانشناسی است که یافتههای کلیدی را در مجموعهای از مطالعات همتا بررسی شده خلاصه میکند.
5. نادیده گرفتن داده ها می تواند منجر به اظهارات معادل نادرست شود.
به عنوان مثال، مفسران سیاسی اغلب در مورد مطلوبیت و نامطلوب بودن یک نامزد صحبت می کنند، رتبه های نامطلوب را از مطلوب کم می کنند، که سپس امتیاز خالص مطلوبیت را نشان می دهد. اگر کاندید A دارای امتیاز خالص مطلوبیت 5- باشد، خوب نیست. اما اگر کاندید B دارای امتیاز خالص مطلوبیت 12- باشد، این بدتر است. نادیده گرفتن این تفاوت با گفتن اینکه رأی دهندگان دیدگاه های نامطلوبی در مورد هر دو نامزد دارند، گمراه کردن با دور انداختن داده ها است.
6. سطح خاصی از تجمیع می تواند معنی دار باشد و در عین حال درک نادرست را نیز تشویق کند.
منبع: Clay Banks/Unsplash
ایالت ها در انتخابات مهم هستند زیرا اساس هیئت انتخابی را تشکیل می دهند، اما معمولاً گروه های مناسبی برای درک ترجیحات سیاسی نیستند. باز هم حالت های قرمز و آبی نداریم. هر ایالت دارای ترکیبی از دموکراتها، جمهوریخواهان و مستقلها است که اکثریت دموکراتها در مناطق شهری، اکثریت جمهوریخواهان در مناطق روستایی و ترکیبی در حومه شهر هستند. از نظر درک گروههای مختلف رأیدهی، مقولههای شهری، روستایی و حومه شهر نسبت به مرزهای ایالتی آموزندهتر هستند.
7. نقشه ها نمایانگر توده زمین هستند و نه مردم.
از زمان معرفی نقشه ایالت قرمز/آبی-ایالت در سال 2000، اکثر مردم در مورد فریب رنگ آمیزی ایالت ها به رنگ قرمز یا آبی و سپس نشان دادن نقشه ای با کد رنگی از ایالات متحده برای نشان دادن چگونگی اکثریت در هر ایالت یاد گرفتند. رای داد. اما باز هم از نظر بصری بسیار زیاد است که دو حزب اصلی در این کشور را با دو رنگ متفاوت نشان دهیم: قرمز و آبی. کوه ها و دشت ها و مزارع ذرت و گندم رای نمی دهند. نمایش نقشه ای با این دو رنگ که روی حالت های مختلف قرار گرفته اند، می تواند بینندگان را در مورد تسلط یک طرف بر طرف دیگر گمراه کند.
کلمات پایانی
اینها مسائل جناحی نیست. آنها اشتباهات اعداد و نمایش داده ها هستند که استدلال آماری پایه می تواند آنها را اصلاح کند.