[ad_1]

من به عنوان مربی که با والدین فرزندان بزرگسال کار می کند ، اغلب سردرگمی دل شکسته می شنوم:
“او به من اجازه نمی دهد.”
“او مدام می گوید خوب است ، اما چیزی خاموش است.”
“او وقتی سعی می کنم به من کمک کنم ، مرا دور می کند.”
بسیاری از کودکان بزرگسال صدمه دیده بیرون نمی آیند و می گویند ، “من در حال تلاش هستم.” در عوض ، آنها آرد سوخاری های عاطفی ظریف را رها می کنند. این هفت عبارت به مراتب آشکارتر از آنچه ظاهر می شود آشکار است:
1. “من همیشه خسته ام.”
این همیشه مربوط به خواب نیست. خستگی عاطفی مزمن اغلب به نظر می رسد فرسودگی جسمی است. افسردگی ، اضطراب ، فرسودگی و یا حتی تروما می تواند در پشت این خط پنهان شود.
2. “من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم.”
شنیدن این موضوع به عنوان اجتناب یا شورش آسان است. اما بیشتر اوقات ، ترس از سوء تفاهم یا سپر در برابر آسیب پذیری باز شدن است.
3. “من فقط سعی می کنم روز را پشت سر بگذارم.”
این حالت بقا در یک جمله است. این غالباً سیگنال ، اضطراب یا ناامیدی را نشان می دهد. ممکن است فرزند شما احساس کند که بی سر و صدا در حال غرق شدن است.
4. “احساس می کنم عقب افتاده ام.”
این خود قضاوت شرم درونی عمیق را نشان می دهد. بسیاری از بزرگسالان جوان احساس می کنند که به دلیل معیارهای نامرئی و ناعادلانه در مورد مشاغل ، روابط یا نقاط عطف زندگی خود ناکام هستند.
5. “شما نمی فهمید.”
شنیدن این دردناک است ، اما همیشه رد نیست. این اغلب دفاعی است که ریشه در ترس از قضاوت یا درد گذشته دارد. آنها ممکن است به شدت بخواهند درک شوند ، اما احساس نمی کنند که چگونه به شما اجازه ورود دهید.
6. “حتی نکته چیست؟”
این عبارت پرچم قرمز برای ناامیدی است. این نشان می دهد که فرزند بالغ شما ممکن است هدف آنها یا اراده خود را زیر سوال ببرد. من فکر می کنم باید با مراقبت های عمیق شنیده شود.
7 “من خوبم.” (مخصوصاً وقتی خیلی سریع یا صاف تحویل داده می شود)
همانطور که در کتاب خود توضیح دادم ، 10 روز به یک کودک کمتر ناپسند، این برس کلاسیک زره عاطفی است. هنگامی که بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرد ، اغلب به این معنی است که “من به اندازه کافی احساس امنیت نمی کنم که اکنون حقیقت را به شما بگویم.”
نمونه های زندگی واقعی (نام ها تغییر کرده اند)
لوکاس ، 25، مدام می گفت ، “من فقط سعی می کنم روز را پشت سر بگذارم.” والدینش فکر می کردند که او با کار جدید خود سازگار است. در درمان ، وی اعتراف کرد که در حال حملات وحشت و مشروبات الکلی برای مقابله است.
ماریا ، 29، همیشه می گفت ، “من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم” وقتی مادرش سؤال کرد که چگونه کار می کند. نگذشت که مادرش به آرامی گفت ، “شما لازم نیست چیزی بگویید. اما من می خواهم شما بدانید که من شما را می بینم” ، که ماریا شروع به باز شدن کرد.
آنچه والدین می توانند انجام دهند
- زیر سطح گوش دهید. این عبارات سرنخ هایی هستند. به لحن ، زمان و تکرار توجه کنید.
- تجربه آنها را تأیید کنید. به جای ارائه راه حل ، سعی کنید: “این سخت به نظر می رسد. اگر می خواهید صحبت کنید اینجا هستم.”
- شخصاً آن را نگیر درد عاطفی اغلب باعث می شود افراد از بین بروند ، نه به خاطر شما ، بلکه به این دلیل که آنها غرق می شوند.
- پشتیبانی پایدار را ارائه دهید. یک پیام ساده و مکرر مانند “من تو را دوست دارم مهم نیست که چه چیزی” می تواند به آرامی از بین برود.
- باز بودن مدل. به اشتراک گذاشتن شک و احساسات شما می تواند صداقت بیشتری را از آنها دعوت کند.
فکر نهایی
ممکن است فرزند بالغ شما نگوید “به من کمک کن.” اما اگر یاد گرفتید که سخنان آنها را بشنوید ، می توانید به بندر امن تبدیل شوید که آنها نمی دانند که به آنها احتیاج دارند.
[ad_2]