منبع: Engin Akyurt/Pixabay
پس از شش سال زندگی مشترک، ترور و کامی آن را کنار گذاشتند. مشاجره هرگز متوقف نمی شود و زمان های خوب نادر است. ترور احساس میکند که هول شده است، در حالی که کامی احساس میکند نادیده گرفته شده است.
وقتی زوجها در آستانه جدایی یا طلاق هستند، معمولاً در مورد رسیدن به نتیجهای صحبت میکنند – مانند تروور و کامی که از مشاجرات بیپایان، کنترل و غفلت خسته شدهاند. برای دیگران، خشونت فیزیکی یا امور. “آن” هر چه باشد، آنها تمام شده اند.
اما در زیر این خطوط فرسایشی معمولاً مسائل دیرینه ای وجود دارد که سرانجام به نقطه جوش خود رسیده اند. در اینجا پنج مورد از رایج ترین آنها آورده شده است:
1. بحث هایی که از کنترل خارج می شوند
مشاجرات و اختلاف نظرها اغلب در مورد پاک کردن هوا، در نهایت برخورد با مشکلی که زیر فرش رفته یا محصول جانبی یک طوفان استرس زا و کامل است. اما وقتی مشاجرات از کنترل خارج میشوند، جایی که هیچکدام نمیتوانند ترمز کنند، اینجا جایی است که شما در قلمرو خطرناکی قرار میگیرید – نظرات آزاردهنده، نامگذاری و حتی خشونتهایی که باعث ایجاد زخمها و رنجشهای طولانیمدت میشوند.
2. مشکلات حل نشده
این مشاجرات خارج از کنترل ممکن است با چند روز نادیده گرفتن یکدیگر، وانمود کردن به هیچ اتفاقی یا عذرخواهی متواضعانه دنبال شود. اما این زن و شوهر از ترس اینکه مشاجره دیگری شروع شود، از بازگشت به موضوع مقاومت می کنند. برای زوجهای پرهیز از تعارض که زبان خود را گاز میگیرند و بحث را با فاصله عاطفی جایگزین میکنند، نتیجه یکسان است – مشکلات حل نشده و تبدیل به مین میشوند و این زوج همیشه روی پوست تخممرغ راه میروند.
بنابراین، تروور و کامی نمی توانند کریسمس 2018 را مطرح کنند، به برادر کامی اشاره کنند، یا به استفاده روزافزون تروور از گلدان بپردازند. آنها نمی توانند در مورد والدین به توافق برسند و یکدیگر را خراب می کنند. مکالمات آنها حداقل است و تنش و فاصله همیشه وجود دارد. رابطه تنگ و کهنه می شود.
3. ایجاد زخم های عاطفی
همه ما با محرک های عاطفی داغ از دوران کودکی خود خارج می شویم. رایجترین آنها احساس خردهمدیریت و انتقاد هستند – ترور – یا طرد شده یا نادیده گرفته شده – کامی. این محرکها نه تنها مشاجرهها را شروع میکنند، بلکه هر یک از محرکها به مشاجرههای دیگری دامن میزند: تروور وقتی احساس میکند که مدیریت خرد است، به عقب فشار میآورد، که به نوبهی خود باعث میشود که کامی احساس شنیده نشدن را ایجاد کند.
4. انباشتن کینه ها
مشاجره ها یا دوری مداوم، ایجاد زخم های عاطفی مداوم، و انباشته شدن مشکلات حل نشده آسیب می زند. گذشته، به جای اینکه مملو از خاطرات و احساسات خوب باشد، مملو از صدمات و زخم هایی است که به طور متناوب شعله ور می شوند و زیره ای از افسردگی، ناامیدی، یا خشم فروزان را ایجاد می کنند. هر کدام نسبت به موارد منفی حساس هستند. هر چیزی مثبت به نظر یک انحراف است.
5. نداشتن علایق و ارتباطات مشترک
در نهایت برخی از زوج ها سعی می کنند با حواس پرتی مشکلات فوق را دور بزنند. آنها دیگر زوج بودن را متوقف می کنند و تبدیل به مادر و پاپ می شوند، روی فعالیت های بچه ها متمرکز می شوند یا معتاد به کار هستند و زمان و انرژی کمی برای رابطه خود باقی می گذارند. همانطور که بچه ها بزرگتر و مستقل تر می شوند، زوج ها از کار بازنشسته می شوند و چسب قدیمی که آنها را به هم چسبیده بود از بین می رود. فکر گذراندن 20 سال آینده یا بیشتر با هم اتاقی بودن دیگر گزینه ای نیست.
چگونه از جدایی یا طلاق جلوگیری می کنید؟ پاسخ واضح است، اما ممکن است دشوار به نظر برسد: شما باید با مسائلی که بیشتر با آن دست و پنجه نرم می کنید، مقابله کنید.
مهار مشاجرات
برای جلوگیری از آسیبهایی که مشاجرات میتوانند ایجاد کنند، باید دو کار انجام دهید: یکی این که احساسات خود را کنترل کنید تا مشاجرهها از کنترل خارج نشوند. نکته کلیدی این است که روی خود تمرکز کنید، متوجه شوید که عصبانیت شما در حال افزایش است، و اقدامات رفتاری برای ترمز گرفتن انجام دهید – بگویید که ناراحت هستید و می روید، اما باز خواهید گشت، به جای بحث و جدل، گوش می دهید. این در مورد کاهش دما است، نه رسیدن به خواسته شما.
به عقب برگردید و مشکلات را حل کنید.
در حالی که مرحله اول دمای بحث را کاهش می دهد، مرحله دوم به جای ساختن و جارو کردن آن در زیر فرش، چرخیدن به عقب و حل مشکل است. نکته کلیدی در اینجا این است که منتظر بمانید تا احساسات کاملاً خنک شوند تا بتوانید از مغز عاطفی خود خارج شوید و برنامه ای طراحی کنید که برای هر دوی شما مفید باشد.
با پا گذاشتن روی زخم ها، آنها را التیام بخشید.
ترور باید به کامی بفهماند که نسبت به اینکه به او گفته شود چه کار باید بکند حساس است. کامی باید به تروور بگوید که وقتی عصبانی میشود و از خواستههایش کنار میآید یا عمل نمیکند، احساس میکند که نادیده گرفته شدهاند. به جای بحث در مورد اینکه چه کسی واقعیت درست است و چه کسی بیشتر قربانی است، چالش آنها با هم کار می کنند تا یکدیگر را تحریک نکنند.
این در مورد این نیست که تروور یا کامی زبان خود را گاز می گیرند، بلکه در مورد این است که نسبت به نحوه طرح مسائل حساس هستند. هر یک باید برای ارائه راهنمایی به دیگری نگاه کند. تروور باید به کامی بگوید که چگونه متفاوت صحبت کند تا او تحریک نشود، همانطور که کامی باید به تروور بگوید که چگونه احساساتش را بیان کند بدون اینکه او احساس نادیده گرفتن او را تحریک کند.
دلسوزی و قدردانی را جایگزین رنجش کنید.
از آنجایی که نمیتوانید گذشته را تغییر دهید، کلید درمان رنجشها تغییر کاری است که در زمان حال انجام میدهید – نشان دادن شفقت و قدردانی، اجتناب از فرو رفتن در گذشته هنگام عصبانیت، و در عوض حرکت رو به جلو برای حل مشکلات روزمره.
با تمرکز بر رابطه، ارتباط ایجاد کنید.
چالش اینجا با صحبت در مورد فیل در اتاق شروع می شود – یعنی قطع ارتباط و حواس پرتی. در مرحله بعد، الگوهای خلبان خودکار را با ایجاد آگاهانه الگوهای جدید شکستهاید: برنامهریزی برای شبهای قرار ملاقات و رابطه جنسی، کشف علایق جدید – کنسرتهای راک، درسهای تانگو، تماشای پرندگان. شما باید رابطه خود را از عقب به جلو ببرید.
موضوع واضح است: کنترل احساسات، حل مشکلات، حرکت رو به جلو و یافتن راههای بهتر ارتباط. به جای رنجش و تلاش برای تغییر طرف مقابل، روی تغییر جو عاطفی تمرکز کنید.