منبع: Annie Spratt / Unsplash
آیا تا به حال احساس کرده اید که یک رابطه در حال از بین رفتن است اما نمی توانید مشخص کنید که چه زمانی یا چرا شروع شده است؟ روابط، بسیار شبیه موجودات زنده، دارای یک چرخه زندگی است که شامل مراحل رشد و زوال است.
بر اساس مدل رابطه کنپ، پنج مرحله انحلال رابطه وجود دارد. هر مرحله از فروپاشی تدریجی یک رابطه با تغییر در ارتباطات، صمیمیت عاطفی و سرمایه گذاری متقابل مشخص می شود.
در اینجا پنج مرحله “از هم گسیختگی” که منجر به پایان یک رابطه می شود آورده شده است:
1. متمایز کردن
مرحله اول شامل توجه و برجسته کردن تفاوتهای بین شرکا است. تضادها ممکن است بیشتر به وجود بیایند زیرا شرکا بر آنچه آنها را متمایز می کند به جای آنچه که آنها را متحد می کند تأکید می کنند.
ارتباط در این مرحله از «ما» به «من» تغییر میکند و شرکا ممکن است شروع به ابراز تمایلات خود برای استقلال یا فضای شخصی کنند. چیزی که زمانی دوستداشتنی یا بیاهمیت دیده میشد، اکنون ممکن است به منبعی برای تحریک یا درگیری تبدیل شود.
این مرحله لزوماً پایان یک رابطه را نشان نمی دهد. همچنین می تواند یک مرحله طبیعی و سالم باشد که در آن شرکا نیازهای فردی خود را در رابطه مورد ارزیابی مجدد قرار می دهند. با این حال، اگر حل نشود، می تواند منجر به وخامت بیشتر شود. به عنوان مثال، شرکا ممکن است بر سر اهداف متضاد زندگی یا ارزش هایی که قبلا نادیده گرفته شده بودند، دعوا کنند.
علاوه بر این، یک مطالعه در سال 2017 از بزرگسالی در حال ظهور نشان می دهد که، به ویژه در سنین 18 تا 24 سالگی، تعداد بیشتری از رویدادهای استرس زا مانند تغییر در حوزه های کاری، روابط، اهداف فردی و ثبات مالی، می تواند باعث کناره گیری شرکا از یکدیگر شود.
نویسندگان مطالعه فوق الذکر از بزرگسالی در حال ظهور -آن لانتاگن، ویندول فورمن و جیمی نواک- نشان میدهند که چگونه بذر نارضایتی در ابتدا کاشته میشود: «تضاد، انتقاد و درگیری ممکن است در طول زمان انباشته شود و به تدریج منجر به وخامت رابطه شود. فعل و انفعالات منفی که به دلیل ویژگی های یک فرد ایجاد می شود، مانند بی حساسیتی، عدم تمایل به سازش، یا غیرقابل اعتماد بودن، ممکن است تأثیر طولانی مدتی بر یک رابطه داشته باشد، زیرا ممکن است تغییر آنها دشوار باشد.
2. محدود کردن
در مرحله محدود کردن، ارتباطات همچنان از نظر کیفیت و کمیت بدتر می شود، اما عمدی تر از قبل. شرکا شروع به محدود کردن تعاملات خود می کنند و از بحث در مورد موضوعات حساس اجتناب می کنند.
این رابطه سطحیتر میشود و زوجها زمان کمتری را با هم سپری میکنند و احساسات مثبت و منفی نسبت به یکدیگر را تجربه میکنند، که میتواند به سردرگمی در مورد بهترین بودن یا نبودن با هم اضافه کند.
فاصله عاطفی بیشتر می شود زیرا شرکا از به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود خودداری می کنند. این رابطه بیشتر بر سر حفظ وضعیت موجود است تا ارتباط واقعی. به عنوان مثال، مکالمات ممکن است به موضوعات تدارکاتی مانند کارهای خانه یا برنامه ها محدود شود.
“در یک نقطه، هوا بین ما سرد بود. فاصله ای شروع شد. ما دیگر موضوعات معمول گفتگو را نداشتیم. طلاق اساساً توقف نهایی در روندی بود که سال ها قبل شروع شده بود. من در دنیای خودم زندگی می کنم و او در دنیای او زندگی می کند.
3. راکد
مرحله راکد نشان دهنده توقف رابطه است. ارتباط به ندرت انجام می شود، و هنگامی که اتفاق می افتد، اغلب احساس اجبار یا فشار می دهد. هر دو شریک ممکن است احساس کنند در رابطه گیر کرده اند، مطمئن نیستند که چگونه به جلو بروند، اما همچنین در پایان دادن به آن مردد هستند.
من نمی دانم چه راهی را انتخاب کنم. اگر باید تلاش کنم و این رابطه را مجبور کنم تا کار کند و به اندازه کافی حضور داشته باشم تا او را در درمان آسیب های خودش در حین کار کردن برای اینکه شریک بهتری باشد، که می دانم عرق و خون می گیرد، حمایت کنم، یا اگر باید رابطه را قطع کنم و به او بدهم. صداقت و بهترین آرزوها،» یکی از کاربران Reddit می نویسد، و مبارزات رکود را برجسته می کند.
در این مرحله اغلب احساس استعفا یا ناامیدی وجود دارد. این رابطه دیگر رشد نمیکند یا تکامل نمییابد، و شرکای خود را فقط در حال گذراندن مراحل مختلف میدانند. این رابطه ممکن است از روی عادت، راحتی یا ترس از تغییر ادامه یابد، اما هیچ تلاشی برای بهبود یا احیای ارتباط وجود ندارد.
4. اجتناب از
در این مرحله، شرکا به طور فعال به دنبال ایجاد فاصله بین خود، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر عاطفی هستند. اجتناب می تواند ظریف باشد، مانند گذراندن زمان بیشتر از هم، یا مستقیم تر، مانند اجتناب از تماس های تلفنی، پیامک، یا هر شکلی از تعامل.
این مرحله اغلب شامل کناره گیری یک یا هر دو طرف از رابطه می شود تا جایی که تقریباً زندگی جداگانه ای دارند. ارتباط عاطفی آنها به شدت ضعیف شده یا به طور کامل وجود ندارد، و ممکن است این رابطه به نظر برسد که از قبل تمام شده است، حتی اگر تصمیم رسمی گرفته نشده باشد.
اجتناب میتواند به روشهای مختلف، از جمله ایجاد فضای فیزیکی، مانند خوابیدن در اتاقهای جداگانه، یا فضای احساسی، مانند اجتناب از تماس چشمی یا گفتگوی معنادار، ظاهر شود. شرکا ممکن است تا دیروقت بیرون بمانند، زودتر از خانه بروند، یا زمانی که دیگری آنجاست از خانه نشینی خودداری کنند، و عمداً زمانی را که با هم می گذرانند به حداقل برسانند.
5. فسخ
مرحله آخر شامل پایان رابطه از طریق جدایی رسمی یا طلاق است. ارتباطات در اینجا اساساً حول نهایی کردن جدایی، برخورد با پیامدهای عاطفی و جستجوی بسته شدن می چرخد.
یک زن و شوهر ممکن است آخرین گفتگو را برای بحث در مورد جدایی خود داشته باشند و در مورد نحوه رسیدگی به مسئولیت های مشترک، دارایی ها یا موقعیت های زندگی به توافق برسند. آنها همچنین ممکن است سعی کنند در مورد رابطه فکر کنند و بفهمند چه چیزی اشتباه بوده است.
احساسات در این مرحله بسته به موقعیت می تواند از غم و اندوه گرفته تا تسکین و پذیرش متغیر باشد. شرکا ممکن است اقدامات مهمی مانند ترک خانه، قطع همه تماس ها و اطلاع دادن به دوستان و خانواده خود را در مورد جدایی انجام دهند. در اینجا، آنها روند ادامه زندگی خود را آغاز می کنند.
مراحل “از هم پاشیدگی” Knapp روند پیچیده و اغلب دردناک انحلال رابطه را برجسته می کند. درک مراحل می تواند به زوج ها کمک کند تا روابط خود را آگاهانه تر هدایت کنند. یادگیری تشخیص علائم زوال رابطه می تواند آنها را تشویق کند تا اقدامات پیشگیرانه ای برای ترمیم رابطه یا آماده شدن برای جدایی سالم انجام دهند.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.