انسانها فکر کرده اند که خوشبختی چیست و چگونه می توان آن را از زمان های قدیم به دست آورد. ارسطو زندگی با زندگی با فضیلت را به خوشبختی پیوند داد ، فیلسوفان در عصر میانسالی گفتند که خوشبختی از عشق خدا ناشی می شود و در قرن 18th ، جرمی بنتام این عقیده را تحت فشار قرار داد که خوشبختی در لذت های شخصی یافت می شود.1
برخی از نویسندگان معاصر به طور گسترده ای به عنوان یک طرز فکر به خوشبختی نگاه می کنند. در حالی که شادی را می توان به عنوان امواج موقت از لذت تعریف کرد ، خوشبختی توانایی بیدار شدن از خواب دانستن روز شما با فرصت هایی برای زندگی با هدف و قدردانی است. سپس در طول روز ، خوشبختی شما وقتی به شما توجه می کنید که چه چیزی رضایت و قدردانی می کند ، خواه در زیر درخت استراحت کنید یا در یک حرفه با دیگران کار کنید.
واقعیت غم انگیز این است که بسیاری از مردم احساس می کنند که شایسته خوشبختی نیستند و از تعقیب خودداری می کنند.2 برخی از مردم احساس می کنند که به دنبال خوشبختی شخصی خودخواهانه است که گویی همیشه به هزینه خواسته های دیگران است.
کارل بارنی ، نویسنده از آزمایش خوشبختی، فکر می کند که خوشبختی برای نادیده گرفتن یا ترک شانس بسیار مهم است.3 در کتاب خود ، بارنی استدلال می کند که خوشبختی این است که ما کیفیت زندگی خود را اندازه گیری می کنیم. او می گوید دانستن چه چیزی باعث می شود احساس خوبی داشته باشید – نه فقط در حال حاضر ، بلکه چه روابط ، فعالیت ها یا روال به شما کمک می کند تا احساس می کنید ، سپاسگزار یا الهام بخش هویت و رویکرد شما به زندگی را شکل می دهد.
خوشبختی به دنبال لحظه های احساس خوب نیست. این در مورد زندگی یک زندگی است که با ارزش های شما مطابقت دارد – شخصی که احساس معنی دار ، پرانرژی و تحقق می یابد.
منتظر در مقابل ایجاد خوشبختی
بارنی پیشنهاد می کند که ما برای برنامه ریزی برای خوشبختی صرف کنیم. ما برای مشاغل ، ازدواج ، فرزندان ، بازنشستگی و حتی آنچه هفته آینده می خوریم برنامه ریزی می کنیم. اما بیشتر مردم یک برنامه مشخص برای خوشبختی تهیه نمی کنند.
ما تمایل داریم با خوشبختی به عنوان یک محصول جانبی رفتار کنیم – پاداش که بعد از بررسی همه چیز در لیست زندگی می آید. مدرک را دریافت کنید. کار را انجام دهید. خانواده را شروع کنید. خانه را بخرید. سپس ، فرض می کنیم خوشبختی ظاهر می شود. ما طعمه “مغالطه ورود” می شویم – این اعتقاد که خوشحال خواهیم شد یک بار ما به یک نقطه عطف خاص می رسیم.4
در حالی که رویدادهای زندگی مانند تبلیغات یا خریدهای بزرگ ممکن است به طور موقت خلق و خوی را تقویت کنند ، به ندرت منجر به افزایش پایدار در بهزیستی می شوند. حقیقت این است که خوشبختی چیزی نیست که ما همه چیز را “پیدا کنیم”. این چیزی است که ما برای آن برنامه ریزی و پرورش می دهیم ، بنابراین به یک عامل پایدار در زندگی ما تبدیل می شود.
بارنی پس از یک تجربه نزدیک به مرگ ، یک “برنامه خوشبختی” ایجاد کرد و باعث شد که منتظر بماند تا درگذشت تا ثروت خود را به اشتراک بگذارد. او تصمیم گرفت كه به جای بكستر ، “پیش از حرکات” یا کمک های مالی شادی می دهد-میراث های بزرگ برای 20 نفر که برای او مهم بودند در حالی که او هنوز زنده بود. شرط دریافت پول این بود که آنها نمی توانند آن را نجات دهند یا هیچ یک از آنها را به دیگران بدهند. آنها مجبور بودند آن را برای خوشبختی خود بگذرانند.
به هر گیرنده یک مربی خوشبختی داده شد تا با آن همکاری کند تا برنامه شادی خود را کشف و آهنگسازی کند. آزمایش خوشبختی توصیف می کند که چگونه گیرندگان نسبت به کمک های مالی خود واکنش نشان دادند ، و سپس فهمیدند که آنها در تعریف آنچه باعث خوشحالی آنها شده خوب نیستند. از آنجا که آنها شروع به توسعه برنامه های خود کردند ، دیدگاه های خود در مورد چه چیزی درست خوشبختی برای آنها برای همیشه در کنار زندگی آنها تغییر کرده است.
برنامه خوشبختی
یک برنامه خوشبختی از بهزیستی عاطفی و روانی شما پشتیبانی می کند. با کنجکاوی شروع می شود. در اینجا چند اقدام برای استفاده در برنامه شما آورده شده است.
1. یک موجودی خوشبختی را انجام دهید
به ماه گذشته نگاه کنید. چه زمانی احساس زنده بودن کردید؟ چه کاری انجام می دادید که این لحظه های اوج را ایجاد کرد؟ با کی بودی؟ از چه خصوصیات شخصی خواسته اید که لحظات را معنی دار کرده است؟ برعکس ، چه چیزی شما را تخلیه کرده است؟ هدف شناسایی الگوهای – هم مثبت و هم منفی است.
2. زندگی روزمره خود را ارزیابی کنید
حال از خود بپرسید: آیا چیزهایی که در زندگی روزمره من احساس تحقق و لذت به من می دهند؟ ممکن است متوجه شوید که لحظات زیادی را دارید که بدون تحقق آن از آنها سپاسگزار هستید. به این لحظات توجه داشته باشید تا بتوانید اطمینان حاصل کنید که روزهای خود را برای تکرار این فعالیت ها به طور مرتب برنامه ریزی می کنید. یا ممکن است متوجه شوید که لحظات خوشبختی شما پراکنده است و برای داشتن بیشتر از آنچه از آنها لذت می برید مانند زمان خلاق ، ارتباط اجتماعی یا پیاده روی های طبیعت ، باید برنامه ریزی کنید.
3. اهداف کوچک و خاص را تنظیم کنید
لازم نیست زندگی خود را به شدت تغییر دهید مگر اینکه انتخاب کنید. با برنامه ریزی 20 دقیقه برای آنچه هر روز به شما لذت می بخشد ، شروع کنید. فعالیتهای مختلفی را به خود اختصاص دهید که شامل حمایت از سلامتی ، دوست داشتن در کنار دوستان ، تعمیق معنویت خود ، قدردانی از محیط زیست یا لذت بردن از لذت های ساده مانند خواندن کتاب یا کار در باغ خود است. فعالیت های عمدی – به ویژه مواردی که شامل ارتباط ، قدردانی یا رشد شخصی است – باعث افزایش خوشبختی شما خواهد شد.
4. فعالیت های خود را پیگیری و تأمل کنید
با برنامه شادی خود مانند یک آزمایش در حال تحول رفتار کنید. ژورنال پیشرفت خود را. روی قرار ملاقات های از دست رفته با خودتان تمرکز نکنید. وقتی به خودتان هدیه خوشبختی دادید ، تصدیق کنید. حتی ممکن است متوجه شوید که آنچه فکر می کنید شما را خوشحال می کند دیگر برای شما مهم نیست. برنامه خود را به عنوان ارزش ها ، عادات و خواسته های خود با زمان تغییر دهید.
5. تعادل خود را حفظ کنید
برنامه ریزی خوشبختی به معنای نادیده گرفتن مسئولیت ها نیست – این به معنای آوردن بهترین خود به آنها است. هنگامی که زندگی شما احساس معنی دار تر و رضایت بخش تر می کند ، شما مقاوم تر ، حاضر و درگیر تمام وظایف خود هستید.
شما سزاوار خوشبختی هستید
خوشبختی تعقیب و گریز بی پروا نیست. لازم نیست حق خوشبختی را بدست آورید. خوشبختی بافت زندگی روزمره شماست. شما وقتی خوشحال می شوید ، بیشتر موفق می شوید و روحیه شما به اطرافیان گسترش می یابد.
در مورد خوشبختی عمدی باشید. تقویم خود را به روز کنید و برنامه یک ، سه یا پنج ساله خود را مجدداً مورد بررسی قرار دهید. خوشبختی را در زندگی فعلی خود قرار دهید و آن را برای آینده خود تأمین کنید.