دعوا بر سر کار خانه باید یکی از رایج ترین مشکلات جهان اول باشد که زوج ها بر سر آن با هم دست و پنجه نرم می کنند، خواه شستن لباس، ظرف، حمام، چه کسی این کار را انجام دهد، چه کسی انجام ندهد یا چگونه انجام شود. اما مانند بسیاری از مسائل زوج، معمولاً پیچیده تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. در اینجا درایورهای اساسی رایج وجود دارند که مشکل را زنده نگه می دارند.
1. عدم تعادل
آنا احساس می کند در حال انجام کارهای سنگین است. مارکوس کار “بیرون” را انجام می دهد، مانند چمن زدن و چیدن برگ ها. اما آنا احساس می کند که در هفته زمان بیشتری را صرف می کند و احساس رنجش می کند.
2. استانداردهای مختلف
“تمیز کردن” آشپزخانه یا حمام یا برداشتن اتاق نشیمن به چه معناست؟ الکس و جو می توانند در تمام طول روز در این مورد به عقب و جلو بروند. معمولاً به فرهنگهای خانوادگی مختلفی که هر کدام با آن بزرگ شدهاند گره خورده است.
3. مبارزات قدرت
در اینجا، این در مورد کار درونی در مقابل کار بیرونی یا معیارهای تمیز نیست، بلکه این است که راه چه کسی برتر خواهد بود. این در مورد قدرت، جنگ قدرت، و پیروزی است. اغلب، این ها به رقابت های چشمک زن تبدیل می شوند که ناشی از رنجش های گذشته یا لجبازی ذاتی است. اگر به نقطه اوج عاطفی برسند می توانند به ویژه مخرب باشند.
4. تحریک زخم ها
اگر در مورد قدرت نباشد، ممکن است به ایجاد زخم های عاطفی هر یک از طرفین مرتبط باشد – مثال کلاسیک احساس نادیده گرفته شدن در مقابل مدیریت خرد است – که هر یک به زخم های دیگری دامن می زند. آنا از مارکوس برای شستن لباس ها کمک می خواهد. مارکوس احساس میکند که مدیریت کوچکی دارد و به عقب رانده یا واکنش منفعلانه نشان میدهد و میگوید این کار را انجام خواهد داد اما آن را به تعویق میاندازد. این باعث میشود آنا احساس نادیده گرفتن و شنیدن نداشته باشد و باعث میشود که مارکوس را بیشتر فشار دهد و این الگو را تکرار کند. مانند مبارزات قدرت، اینها نیز می توانند به بحث های مخرب تبدیل شوند.
5. “سطل زباله” احساسی
الکس و جو موافقند که کارهای روزمره تنها چیزی است که سر آن با هم درگیر هستند. در حالی که این ممکن است درست باشد، اغلب خطر این است که آنها از کارهای روزمره به عنوان سطل زباله عاطفی برای مشکلات دیگری استفاده می کنند که در زیر فرش جارو می کنند. زوج های دیگر ممکن است همین کار را در مورد پدر و مادر یا پول انجام دهند. تنش و نارضایتی ناشی از این مسائل حلنشده و رسیدگینشده به حفاری، جنگ قدرت و مشاجرهها بر سر این که واقعیت درست است، دامن بزند.
آنچه در اینجا مورد نیاز است راه حل هایی است که هر دو طرف بتوانند با آن موافقت کنند، اما برای انجام این کار، آنها باید این موانع اساسی را برطرف کنند. در اینجا نحوه تجزیه آن آمده است:
اصلاح عدم تعادل
برای این مکالمات به راحتی تبدیل به یک کتک زدن در مورد اینکه چه کسی بیشتر کار می کند تبدیل می شود. درعوض، باید فهرستی از مشاغل خاصی را که می توانید روی آن توافق کنید، تهیه کنید. این به ایجاد چارچوب های زمانی کلی کمک می کند – به عنوان مثال، حمام باید تا شنبه یا یک بار در هفته تمیز شود. این انتظارات واضح به فرد مضطربتر کمک میکند تا احساس اضطراب کمتری داشته باشد و دیگران کمتر مدیریت شوند.
اما گاهی اوقات، این عدم تعادل کاری نوک کوه یخ عدم توازن بزرگتر در رابطه است که در آن شما به اندازه کافی برای آنچه احساس می کنید در حال انجام آن هستید، باز پس نمی گیرید – برای مثال، قدردانی، محبت یا حمایت عاطفی. اگر اینطور است، گام بردارید و مستقیماً در مورد این متا موضوع بحث کنید و برای ایجاد تعادل بیشتر با یکدیگر همکاری کنید.
همراستایی با استانداردهای مختلف
این نیز در مورد رسیدن به حد وسط، استانداردهای اساسی است که هر دوی شما میتوانید روی آن توافق کنید – چیدن اتاق نشیمن یا تمیز کردن پیشخوان آشپزخانه قبل از خواب، یا کار کردن با هم به مدت دو ساعت در صبح روز شنبه و در حال انجام لیست مورد توافق. و اگر هنوز مواردی وجود دارد که یکی از شرکا برای احساس راحتی به آنها نیاز دارد، آنها بدون رنجش آن را به عنوان مشکل خود به عهده می گیرند.
رسیدگی به مبارزات قدرت و زخم های ایجاد شده
ما میتوانیم اینها را با هم جمع کنیم، زیرا نقطه شروع یکسان است: چه این بحثها را در مورد لجاجت و یا بحث بر سر اینکه واقعیت چه کسی درست است، در نظر بگیرید، نکته کلیدی این است که عقبنشینی کنید و متوجه شوید که در یک مقطع زمانی، موضوع دیگر واقعی نیست. موضوع احساسات در حال تسخیر هستند و هر دوی شما در یک الگوی دایره ای و مخرب قفل شده اید. وقت آن است که با استراحت دما را کاهش دهید.
اگر بتوانید این کار را انجام دهید – و این نکته کلیدی است – گام بعدی، مانند سایر مسائل، دستیابی به مصالحه ای است که باعث تحریک یکدیگر نشود. در اینجا، میخواهید یک بحث حل مسئله در مورد اینکه چگونه میتوانید به طور کلی بدون ایجاد احساس نادیده گرفته شدن یا مدیریت خرد با هم کار کنید، داشته باشید.
مدیریت “سطل زباله” احساسی
اگر مشکوک هستید که سایر مسائل حل نشده باعث خونریزی در مشکلات کارهای خانه می شوند، زمان آن فرا رسیده است که فضای احساسی رنجش، تنش و حفظ امتیاز را با مقابله با آن مسائل اساسی تغییر دهید. زمانی را برای گفتگوهای مولد و حل مسئله تکمشکل اختصاص دهید.
تصویر بزرگتر
موضوع در اینجا واضح است: وقتی به عنوان یک زوج، در یک مشکل، هر چه که باشد، به بن بست رسیده اید، تمایل طبیعی شما این است که برای بیان نظر خود بیشتر فشار بیاورید یا طرف مقابل را وادار به انجام آنچه می خواهید کنید، اما مشکل واقعی است. همیشه خود بن بست است. این چیزی است که می خواهید در مورد آن صحبت کنید و حل کنید. البته گفتن این کار آسان تر از انجام آن است. این در مورد اعمال مقررات عاطفی و مهارت های ارتباطی خوب است. اگر برای یادگیری این مهارتها یا حمایت در انجام این مکالمات به کمک نیاز دارید، ملاقات با یک درمانگر، حتی مختصر، یا یک میانجی یا وزیر را در نظر بگیرید – کسی که میتواند به هدایت بحث و کمک به شما کمک کند تا به جلو بروید.
مدیریت کارهای خانه ممکن است یک مشکل در جهان اول باشد، اما می تواند منبعی برای تشدید مداوم باشد. زمان استراحت آن است؟