[ad_1]
منبع: Marissa Grootes/Unsplash
کمال گرایی اغلب به عنوان ایده آل تلقی می شود، اما می تواند مانند یک جلیقه تنگ به نظر برسد و فردیت و خلاقیت ما را خفه کند.
کمال تنها راه موفقیت نیست. با به چالش کشیدن کمال گرایی به روش های غیر متعارف، می توان به موفقیت بیشتر و احساس آزادی بیشتر دست یافت. یک یا دو مورد از این استراتژی های کمتر شناخته شده را امتحان کنید تا یاد بگیرید چگونه. استراتژی شماره 4 به خصوص تعجب آور است!
1. اهداف مشخص و غیر کامل را تعیین کنید.
به جای اینکه انتظار داشته باشید 10 از 10 کاری که انجام می دهید موفق شوند، اهداف جایگزین مشخصی را تعیین کنید. به عنوان مثال، این هدف را تعیین کنید که از هر 10 آزمایش زندگی شما، هفت مورد به خوبی جواب دهد، درست مانند لذت بردن از هفت رستوران از هر 10 رستوران جدیدی که امتحان می کنید.
2. سعی نکنید کار خود را قضاوت کنید. بگذارید دیگران این کار را انجام دهند.
اغلب به ما توصیه می شود که به آنچه دیگران فکر می کنند اهمیت ندهیم، اما رویکرد مخالف گاهی اوقات می تواند مفید باشد. (این منعکس کننده این اصل کلی است که توصیه خوب معمولاً توصیه بد نیز است، و برعکس، بسته به زمینه.) برای مثال، برای اینکه به من کمک کند از فکر کردن بیش از حد به نوشتهام خودداری کنم، این رویکرد را در پیش میگیرم که به خوانندگان اجازه میدهم بهترین کار من را قضاوت کنند. است، به جای تلاش برای نوشتن تنها چیزی که فکر می کنم محبوب ترین خواهد بود. گاهی اوقات رد این ایده که افکار خودمان کاملاً دقیق هستند مفید است.
3. کمال خودسرانه را رد کنید.
در موقعیت هایی که وسوسه می شوید خود را با کمال دلخواه مطابقت دهید، عمداً ناقص باشید. به عنوان مثال، 4.9 مایل بدوید، نه 5 مایل. تمرین عدم کمال به شما تجربه بیشتری در انجام این کار و اعتماد به نفس بیشتری می دهد که می توانید به طور فعال کمال را رد کنید، به خصوص کمال دلخواه، زمانی که در خدمت شما نیست.
4. از کمال به عنوان یک استراتژی خلاقیت استفاده کنید.
ما اغلب کمال را با تعهد، گناه و احساس محدودیت مرتبط میدانیم. یک روش خاص برای مقابله با این، استفاده از آزمایش های فکری در مورد کمال به عنوان یک استراتژی خلاقیت عمدی است. به عنوان مثال، تصور کنید که یک حسابدار در بخش خصوصی هستید. مشتری جدیدی از کسب و کارتان را تصور کنید که با مالیات های خود بسیار بی نظم است و تجربه عالی و عالی در تعامل با کسب و کار شما دارد. این چه شکلی خواهد بود؟ به آن گام به گام فکر کنید، جزئیات به جزئیات. شما خود را موظف به ارائه این نیستید، اما از آزمایش فکری به عنوان جرقه ای خلاقانه برای تغییراتی که می توانید در فرآیندهای خود ایجاد کنید استفاده می کنید تا در تجربه ای که به مشتریان خود می دهید به پیروزی های بزرگی دست یابید.
آنالوگ های زیادی برای این مثال وجود دارد که می توانید بسته به شرایط خاص خود امتحان کنید.
5. محدودیت های دقت را بشناسید.
بدنسازی را تصور کنید که برای رقابت آماده می شود. آنها اهداف خاصی برای ماکروها (کربوهیدرات ها، پروتئین ها، چربی ها) در هر روز دارند. اگر آنها به ساعت 9 شب برسند و چهار گرم پروتئین مورد نظر خود را در روز داشته باشند، مطمئن خواهند شد که یک میان وعده اضافی برای رسیدن به هدف خود دارند. این سطح از دقت یک فرض را ایجاد می کند – آنها فرض می کنند که برچسب های مواد غذایی کاملاً دقیق هستند. با این حال، این مورد نیست. تلورانس هایی در برچسب گذاری مواد غذایی وجود دارد. در حقیقت، آنها ممکن است هشت گرم زیر هدف پروتئین خود، چهار گرم بیش از آن، یا هر جایی در این بین باشند.
بسیاری از سیستمها وجود دارند که ما آنقدر دقیق رفتار میکنیم که به اندازهای که به نظر میرسند دقیق نیستند. برای مثال، شاید با رعایت ناقص برنامه ورزشی خود نسبت به پایبندی کامل، تناسب اندام کمتری پیدا کنید. گاهی تشخیص آن سخت است.
وقتی تشخیص میدهید که سیستمهای «بهاندازه کافی خوب» تا چه حد میتوانند موفق باشند، میتواند به شما این اعتماد را بدهد که در مواقعی که انجام این کار منطقی است، از انتظارات کمالگرایانه (داخلی یا تحمیلی) سرپیچی کنید.
چگونه استراتژی را برای امتحان انتخاب کنیم؟
کدام یک از این استراتژی ها بیشتر از همه جهان بینی شما را متزلزل می کند؟ این سوال می تواند به شما کمک کند تشخیص دهید کدام یک را امتحان کنید. آنچه را که به شما کمک میکند آزادترین، انعطافپذیرترین و حتی کمی سرکشتر از همه احساس کنید، آزمایش کنید.
[ad_2]