13:36 - 2024/09/04

5 راه برای خوب زندگی کردن از طریق فرآیند مردن

[ad_1] در زندگی، لحظات بسیار کمی به اندازه لحظه هایی که با افرادی که به پایان عمرشان نزدیک می شوند سپری می شود، تکان دهنده و متحول کننده است. من به عنوان یک پزشک 35 ساله با حرفه ای که در زمینه های پزشکی اورژانس، مراقبت های تسکینی و مراقبت...

5 راه برای خوب زندگی کردن از طریق فرآیند مردن

[ad_1]

در زندگی، لحظات بسیار کمی به اندازه لحظه هایی که با افرادی که به پایان عمرشان نزدیک می شوند سپری می شود، تکان دهنده و متحول کننده است. من به عنوان یک پزشک 35 ساله با حرفه ای که در زمینه های پزشکی اورژانس، مراقبت های تسکینی و مراقبت های آسایشگاهی در نظر گرفته شده است، در کنار هزاران بیمار و خانواده هایشان در طول فصل پایانی آنها قدم زده ام و در بسیاری از موارد در طول دوره آنها حضور داشته ام. لحظات پایانی زندگی هر رویارویی یادآورهای قدرتمندی از درس‌های عمیقی است که افراد در حال مرگ می‌توانند در مورد زندگی کامل به ما بیاموزند و در صورت حمایت مناسب، مردن برازنده.

این تجربیات درک من را از معنای خوب زندگی کردن و خوب مردن شکل داده است و به من الهام بخش حرفه ای و شخصی می شود تا روشی را که همه ما به فصل های آخر زندگی می گذرانیم تغییر دهم.

در اینجا پنج درس کلیدی که من از کسانی که در پایان زندگی خود قرار دارند یاد گرفته ام آورده شده است:

1. قدرت حضور

یکی از عمیق ترین درس هایی که آموخته ام، اهمیت حضور کامل است. در دنیای پرشتاب ما، به راحتی می‌توان ارزش حضور در آنجا را برای کسی در زمان نیاز دست کم گرفت – واقعاً آنجاست. در پایان زندگی، حضور فراتر از مداخلات پزشکی است. حضور فضایی دلسوزانه را ارائه می دهد که در آن بیماران و عزیزان می توانند ترس ها، شادی ها، پشیمانی ها و امیدهای خود را بدون قضاوت به اشتراک بگذارند. یا فقط پذیرش و اجازه بی سر و صدا را تجربه کنید. این حضور هدیه ای است که ما به عنوان مراقب می توانیم ارائه دهیم و احساس راحتی و اعتباری را ارائه دهیم که اغلب از هر دارویی پیشی می گیرد.

2. احترام به خواسته های فردی

هر فردی دید منحصر به فردی از پایان زندگی آرام و با وقار دارد. برخی در حضور عزیزان، برخی دیگر در خلوت یا طبیعت و برخی دیگر در آیین های مذهبی یا فرهنگی خود آرامش می یابند. احترام به این ترجیحات فردی برای یک پایان قدرتمند ضروری است. وظیفه ما تحمیل ارزش‌ها یا باورهایمان نیست، بلکه احترام گذاشتن به آنچه برای هر فرد معنادارتر است است. این امر مستلزم گوش دادن با همدلی و قلبی باز، تشخیص اینکه بهترین مراقبت شخصی و کل نگر است، و پرداختن به علایم فیزیکی نه تنها، بلکه نگرانی های عاطفی، معنوی و وجودی نیز نیاز دارد.

3. اهمیت ارتباطات

ارتباط شفاف و دلسوزانه در تمام زندگی، به ویژه در مراقبت های تسکینی و پایان زندگی، بسیار مهم است. بیماران و خانواده های آنها اغلب تحت تأثیر عدم اطمینان و ترسی هستند که با یک بیماری لاعلاج همراه است. آنها اغلب از تجربه خود با سیستم پزشکی آسیب می بینند. بحث‌های صادقانه، باز و شفاف در مورد وضعیت، گزینه‌ها، اهداف، پیش‌آگهی و انتظارات فرد می‌تواند اضطراب و ترس زیادی را کاهش دهد. علاوه بر این، ایجاد محیطی که در آن بیماران در بیان خواسته‌ها و نگرانی‌های خود احساس راحتی کنند، آنها را قادر می‌سازد تا درباره مراقبت‌های خود تصمیم‌گیری آگاهانه بگیرند و شانس تصمیم‌گیری را کاهش دهد که با ارزش‌هایشان همسو نیست یا با اهدافشان سازگار نیست. این حس کنترل و عزت را تقویت می کند، که در حفظ کیفیت زندگی در این زمان آسیب پذیر بسیار مهم است.

4. پذیرش آسیب پذیری و انسانیت

کار در مراقبت های پایان عمر به من آموخته است که آسیب پذیری را بپذیرم – هم آسیب پذیری خودم و هم بیمارانم و خانواده هایشان. یک انسانیت خام و بدون فیلتر در این لحظات وجود دارد که تظاهر را از بین می برد و هسته اصلی ما را آشکار می کند. این زمانی است که روابط اغلب بازتعریف می‌شوند، و جوهر آنچه واقعاً در زندگی مهم است مورد توجه قرار می‌گیرد. این آسیب‌پذیری یک نقطه ضعف نیست، بلکه یک نقطه قوت است که راهی برای ارتباط عمیق‌تر، درک و شفقت ارائه می‌دهد. من در نتیجه فروتنی، لطف و شجاعتی که در بسیاری از افرادی که در طول سال ها از آنها مراقبت کرده ام و همچنین سایر افرادی که از آنها مراقبت کرده ام، متواضع تر و سپاسگزارتر هستم.

5. زندگی کامل تا پایان

یک موضوع مشترک در بین کسانی که به آنها اهمیت داده ام، تمایل به زندگی کامل تا پایان است. این لزوماً به معنای فهرست سطلی از ماجراهای بزرگ نیست. اغلب، این در مورد لذت بردن از شادی های ساده است – زمان با عزیزان، یک وعده غذایی مورد علاقه، یک غروب زیبا. پایان زندگی می تواند زمانی با وضوح قابل توجه باشد، جایی که مردم قدردانی عمیقی از لحظه حال به دست می آورند. به عنوان مراقبان و عزیزان، ما می‌توانیم با کمک به بیماران بر روی آنچه برای آنها شادی و راحتی به ارمغان می‌آورد تمرکز کنند و فرصت‌هایی را برای تجارب و ارتباطات معنادار تسهیل کنیم.

یک چیز در مورد درس‌هایی که من از کسانی که در پایان زندگی آموخته‌ام روشن است: آنها فقط برای خوب مردن نیستند، بلکه در مورد خوب زیستن نیز هستند – هر روز به ما این هدیه زندگی داده می‌شود.

5 راه برای ادغام این درس ها در زندگی شما

  1. تمرین حضور: زمان با کیفیت را به تعامل کامل با عزیزان (و با خودتان)، گوش دادن عمیق، و ارائه حمایت واقعی بدون حواس پرتی اختصاص دهید.
  2. ارتباط آشکار: گفتگوهای صادقانه و دلسوزانه را در روابط خود تقویت کنید، از قضاوت نکردن استفاده کنید و اطمینان حاصل کنید که نیازها و خواسته های یکدیگر را درک کرده و به آنها احترام می گذارید.
  3. به ترجیحات فردی احترام بگذارید: به ترجیحات و ارزش های منحصر به فرد اطرافیان خود احترام بگذارید و از آنها حمایت کنید، چه در انتخاب های روزانه و چه در تصمیمات مهم زندگی.
  4. آسیب پذیری را در آغوش بگیرید: به خود و دیگران اجازه دهید باز و آسیب پذیر باشید، ارتباطات را تقویت کنید و روابط را از طریق تجربیات و احساسات مشترک عمیق تر کنید.
  5. عمدا زندگی کنید: بر آنچه برای شما و عزیزانتان شادی و رضایت به ارمغان می آورد تمرکز کنید، انتخاب های آگاهانه ای برای ایجاد لحظات معنادار و به یاد ماندنی انجام دهید.

به عنوان یک پزشک و یک انسان، این درس ها زندگی و عمل من را در پزشکی غنی کرده است و به من یاد می دهد که کمک به بیماران و خانواده ها برای تجربه پایانی آرام و آرام، علم موشکی نیست. این مستلزم تعهد برای نشان دادن، گوش دادن و احترام به آنچه برای آنها مهم است. این جوهر یک پایان قدرتمند است – هدیه ای که همه ما می توانیم ارائه دهیم و دریافت کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان