منبع: Mikhail Nilov / Pexels
انسان ها اجتماعی ترین موجودات روی کره زمین هستند. ما میتوانیم اتحاد تشکیل دهیم، عاشق شویم و رمزهای عبور نتفلیکس را به اشتراک بگذاریم، اما در ایجاد سردرگمی و هرجومرج در ذهن دیگران نیز مهارت داریم. از نظر روانشناسی، بدترین کاری که یک نفر می تواند با دیگری انجام دهد چیست؟ در اینجا پنج.
1. روشنایی گاز
تصور کنید فردی به آرامی و روشمند شما را متقاعد می کند که حافظه شما معیوب است، احساسات شما نامعتبر است و نسخه شما از واقعیت کاملاً ناپدید شده است. این همان دستکاری روانشناختی است که در آن شخصی به طور سیستماتیک شک و تردید را در ذهن دیگری می کارد و او را وادار می کند درک، حافظه و حتی عقل خود را زیر سوال ببرد. برگرفته از فیلم 1944 چراغ گاز، در جایی که شوهر همسرش را دستکاری می کند تا فکر کند او عقلش را از دست داده است، این تاکتیک به طرز نگران کننده ای در روابط سمی رایج شده است. این یک شکل موذیانه از شکنجه ذهنی است زیرا به بنیاد واقعیت یک فرد حمله می کند.
در موارد شدید، یک آتشنشان گاز میتواند قربانی خود را متقاعد کند که کل وقایع را ساخته است، که منجر به سردرگمی عمیق عاطفی و شک به خود میشود. قربانی ممکن است فکر کند، واقعا اینو گفتم؟ آیا من بیش از حد واکنش نشان می دهم؟ شما نیستید. نور گاز در بدترین حالت خود دستکاری عاطفی است زیرا به آرامی اعتماد به نفس را از بین می برد – و شخص را برای نسخه خود از “حقیقت” به دستکاری کننده وابسته می کند.
2. عشق بمب گذاری
اگر نور گاز سوزی آهسته دستکاری است، بمباران عشقی نارنجک فلش بنگ است. بمباران عشق زمانی است که شخصی در مراحل اولیه یک رابطه، توجه، محبت و تمجید بیش از حد شما را برای به دست آوردن کنترل، به شما نشان می دهد. همه اینها در ابتدا شکلک های چشم دل و بازدیدهای غافلگیرکننده با گل است، اما هدف عشق نیست، کنترل است. به محض اینکه گرفتار هجوم دوپامین شدید، بمبافکن عشق شروع به عقبنشینی میکند و مانند یک معتاد به تلفن که در جستجوی Wi-Fi است، هوس عشق میکنید.
این تاکتیک روانشناختی معمولاً در روابط توهین آمیز یا جذب فرقه دیده می شود (بله، فرقه ها نیز بمب را دوست دارند). دستکاریکننده چرخهای از اوجها و فرودهای شدید روح را تنظیم میکند و یک ترن هوایی عاطفی ایجاد میکند که قربانی را از نظر عاطفی وابسته میکند و کنترل آن آسان است. رابطه ای که خیلی سریع پیشرفت می کند یک پرچم قرمز است.
3. احساس گناه
احساس گناه این احساس وحشتناکی است که وقتی به طور تصادفی پا روی پنجه سگ خود می گذارید یا آخرین تکه پیتزا را بدون درخواست می خورید، به شما دست می دهد. اما در دست یک دستکاری، گناه تبدیل به یک سلاح می شود. باجگیری عاطفی زمانی اتفاق میافتد که شخصی از احساس گناه استفاده میکند تا شما را وادار به انجام کاری کند که میخواهد، و باعث میشود در قبال خوشبختیاش احساس مسئولیت کنید – یا بیشتر اوقات، بدبختیاش.
جملاتی مانند “بعد از تمام کارهایی که برای تو انجام دادم…” یا “اگر واقعاً من را دوست داشتی، می خواستی…” خطوط کلاسیک باج گیری احساسی هستند. هدف؟ به دام انداختن شما در شبکه ای از تعهدات، جایی که تمایل شما به اجتناب از احساس گناه کنترل شما را آسان تر می کند. دستکاری کننده به طور ماهرانه ای سرزنش مشکلات خود را به گردن شما می اندازد، و مطمئن می شود که شما آنقدر درگیر گناه هستید که نمی توانید ببینید واقعا چه اتفاقی می افتد.
4. مثلث بندی
در اینجا یک ترفند سمی رابطه وجود دارد دختران بدجنس– مثلث بندی این زمانی اتفاق می افتد که شخصی برای حفظ کنترل، شخص ثالثی را وارد یک درگیری یا پویایی رابطه کند. مثل این است که دستکاریکننده کارگردان سریال تلویزیونی خودشان است و بقیه یک بازیگر ناخواسته هستند. خواه قرار دادن دوستان در مقابل یکدیگر باشد یا درگیر کردن یک فرد سابق در یک رابطه فعلی، مثلث سازی در درام رشد می کند.
نبوغ (یا شر) مثلث سازی این است که رقابت، حسادت و سردرگمی ایجاد می کند. ناگهان، قربانی به جای اینکه از دستکاری کننده ناراحت شود، توسط شخص ثالث منحرف می شود و پس از تایید یا تایید، تعقیب می کند. در همین حال، دستکاری کننده عقب می نشیند و آشفتگی را تماشا می کند.
مثلثسازی تاکتیک مورد علاقه خودشیفتهها و شخصیتهای دارای درگیری بالا است، زیرا روابط را بیثبات میکند و همه را در حدس زدن نگه میدارد. مثلث سازی نوعی پرخاشگری رابطه ای است که به منظور ایجاد حس ناراحتی و ناامنی در قربانی انجام می شود. و به نظر می رسد که مجرم از هوای رقیق درام خلق می کند.
5. درمان خاموش
گاهی اوقات بدترین کاری که یک نفر می تواند انجام دهد این است که … مطلقاً هیچ چیز نیست. درمان خاموش ممکن است پاسخی کودکانه به درگیری به نظر برسد، اما یک سلاح روانی ویرانگر است. با امتناع از برقراری ارتباط، دستکاری کننده به طور موثر قربانی را “تنبیه” می کند و تا زمانی که طرف مقابل خود را رعایت نکند از توجه و محبت خودداری می کند. این یک خلأ عاطفی ایجاد می کند که در آن قربانی می تواند حدس بزند چه اشتباهی رخ داده است و ناامیدانه به دنبال حل و فصل است.
درمان خاموش با بهره برداری از نیاز اساسی ما برای ارتباط و تعلق اجتماعی کار می کند. این پیام را می فرستد که قربانی نامرئی است، ارزش توجه ندارد یا برایش ارزش قائل نیست. با گذشت زمان، این منجر به احساس طرد شدن، تنهایی و اعتماد به نفس پایین می شود.
تحقیقات نشان می دهد که نادیده گرفته شدن می تواند همان مناطق مغزی مرتبط با درد فیزیکی را فعال کند. به عبارت دیگر، درمان بیصدا بیش از آنچه که ممکن است کلمات باشد، آزاردهنده است – زیرا اصلاً هیچ کلمهای وجود ندارد.
نتیجه گیری
بدترین شکلهای دستکاری آنهایی هستند که به آرامی حس ما را از خود آشکار میکنند و باعث میشوند در ارزش، واقعیت یا روابط خود شک کنیم. خواه آتش زدن گاز، بمباران عشقی یا باج گیری عاطفی باشد، هدف اساسی همیشه یکسان است: کنترل. اما هنگامی که این تاکتیک ها را به خوبی تشخیص دادیم، می توانیم قدرت خود را بازیابیم، مرزهای خود را مشخص کنیم و از بازی های ذهنی دور شویم. در دنیایی پر از دستکاریکنندگان، دانش زره شماست.
© کوین بنت، دکترا، 2024