لطفا سعی کنید به یاد داشته باشید: این شما نیستید.
این آخرین کلماتی بود که با یک مشتری سابق که پس از ترک رابطه با شریکی که از نظر عاطفی در دسترس نبود، برای مشاوره کوتاه مدت صحبت کردم.
او گیج شده بود و از نظر عاطفی شکسته شده بود، زیرا او به اشتراک میگذاشت: «همه چیز خوب شروع شد، و فکر نمیکنم که من خیلی چیزها را میخواستم – فقط اصول اولیه را میدانید.»
همانطور که او موضوعی را که با آن سر و کار داشت بیان کرد، من با او موافقت کردم. چند مورد از اصول اولیه رابطه ای که او خواسته بود، شانه ای برای تکیه دادن به آن ها در هنگام مرگ غیرمنتظره گربه اش، درمیان گذاشتن در یک مکالمه در مورد چگونگی بزرگ شدن و توضیحی برای اینکه چرا او برای دو هفته از خود فاصله گرفته بود بدون اینکه چیزی را به اشتراک بگذارد. در جریان است.
یک رفتار متداول شریکی که از نظر عاطفی در دسترس نیست، خاموش شدن یا عقب نشینی زمانی است که دیگران (به ویژه شرکای آنها) احساسات یا آسیبپذیریها را ابراز میکنند یا از آنها خواسته میشوند.
با توجه به خط سلامت“از نظر عاطفی در دسترس نبودن، ناتوانی در حفظ پیوندهای عاطفی در روابط را توصیف می کند. از آنجایی که داشتن یک رابطه سالم بدون ارتباط عاطفی دشوار است، چنین افرادی تمایل دارند که روابط را چالش برانگیز بدانند.”
در کارم بهعنوان یک درمانگر برای نزدیک به 28 سال، دریافتهام که در دسترس نبودن عاطفی عموماً با نوعی رشد عاطفی متوقف میشود. وقتی فردی از رشد متوقف شده رنج می برد، در مقطعی (اغلب در دوران کودکی)، رشد عاطفی خود را متوقف می کند.
وقتی مشتری سابقم جزئیات مهمی را در مورد رابطه ای که به پایان رسیده بود به اشتراک گذاشت تعجب نکردم: «او چیز زیادی درباره خودش نمی گفت، اما می دانم که در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. خودش هم این را به من نگفته بود. من در مورد آن از یک دوست مشترک یاد گرفتم. برخی از واکنشهای او مانند یک کودک هشت یا نه ساله بود که ناراحت شد.»
او علاوه بر مقابله با در دسترس نبودن عاطفی شریک سابقش، صحبت های منفی زیادی را در درون خود به راه انداخته بود.
- شاید من هستم.
- من می توانم با واکنش هایم بهتر عمل کنم.
- فقط بگذارید چیزهای بیشتری بروند.
- اگر فقط در آنجا بمانم، شاید همه چیز عوض شود.
سفر به سوی شفا و شفافیت زمانی آغاز شد که او فهمید که وقتی کسی از نظر عاطفی در دسترس نیست، این مسئله ای نیست که بتوان با مهربانی آن را حل کرد. در مورد او، تصمیم به حمایت بیشتر و ماندن طولانی مدت در رابطه باعث ایجاد استرس و آشفتگی عاطفی در زندگی او شد. فداکاری وقت و انرژی به نوبه خود پاداش گرمی و مهربانی نداشت. رفتارش بدتر شد.
او خاطرنشان کرد: “به نظر می رسید که او از ابراز مراقبت من آزرده خاطر شده است. دیگر نمیتوانستم تحمل کنم.»
یک فرد سالم از نظر عاطفی به طور طبیعی برایش دشوار است که در این نوع رابطه پویا بماند زیرا انتظار برقراری ارتباط عاطفی در یک رابطه بالغ بخشی از پیوند است.
نور گاز اغلب توسط شرکای عاطفی در دسترس برای توجیه رفتار و فاصله عاطفی خود استفاده می شود. در اینجا برخی از تاکتیکهای متداول آتشسوزی گاز وجود دارد که باید در صورت درگیر شدن با شریکی که از نظر عاطفی در دسترس نیست، مراقب آن باشید:
تو محتاج هستی و خیلی طلب می کنی.
این طبیعی و سالم است که استانداردهایی را برای درمان مثبت در رابطه خود تعیین کنید. با به اشتراک گذاشتن زمان، ارزش ها و ارتباطات، در رابطه با شما احترام زیادی نخواهید. اگر درخواست این اصول اولیه بیش از حد باشد، ممکن است شراکت بیش از حد نامتعادل باشد که بتوان با آن پیش رفت.
این تاکتیک معمولاً برای متقاعد کردن شما برای ساکت ماندن و پذیرش آنچه پیشنهاد می شود استفاده می شود. از خود بپرس، آیا این برای من خوب است؟
سفت کن! تو خیلی حساسی
شریکی که از نظر عاطفی در دسترس نیست اغلب سعی می کند به شما این احساس را بدهد که مشکل شما و حساسیت شماست. مردی که سالها پیش با او کار میکردم با زنی روبرو شد که او با او قرار میگذاشت که به خاطر ریختن تصادفی یک بشقاب ماکارونی سر فرزندش فریاد میزد.
او به او نظر داد: «شما همه اینجا یک دسته بچه هستید. سفت تر شو!»
او گفت که ظاهر خشن او مشکلی ندارد. او کاملاً با احساسات، همدلی و هر کس دیگری ارتباط نداشت. او اظهار داشت: “من مجبور شدم بروم.”
تو قبلا خیلی باحال بودی و نمی دونم چی شد.
این تلاشی است تا به شما این احساس را بدهد که انگار یک سرکوب شده اید و بار دیگر، شما مقصر محدودیت های شریک زندگی خود هستید.
نیازی به صحبت بیشتر نمی بینم. ما مدام صحبت می کنیم.
مردی که خود را پذیرفته و از نظر عاطفی در دسترس نیست و همسرش او را تحت درمان قرار داده است، گفت: «صحبت کردن در سطح عمیق از نظر جسمی برای من ناراحت کننده است. این چیزی است که من از آن اجتناب می کنم. من از بودن در اینجا متنفرم.»
تقریباً هر تلاشی که همسرش برای برقراری ارتباط از طریق گفتگوی معنادار انجام میداد، با بهانههای ساختگی از فرسودگی ارتباط خنثی میشد. حقیقت این است که آنها به ندرت صحبت می کردند، زیرا او از نظر عاطفی برای انجام این کار در دسترس نبود.
شریکی که از نظر عاطفی در دسترس نیست می تواند تغییر کند. این با قبول مسئولیت خود و عدم توقع دیگران برای تحمل بار عاطفی که ناشناخته مانده است اتفاق می افتد.