[ad_1]
منبع: جاش بارتوک / با اجازه استفاده شد
سازمان جهانی بهداشت راه هایی را که ارتباط اجتماعی با سلامتی و رفاه مرتبط است برجسته می کند. با این حال، در میان زندگی های پرمشغله، برای ما آسان است که احساس جدایی، انزوا و تنهایی کنیم. البته وقت گذاشتن برای ارتباط با افراد زندگیمان، یا یافتن راه هایی برای افزودن ارتباطات جدید، می تواند راه های موثری برای مقابله با تنهایی و انزوا باشد، اما علاوه بر این تغییرات رفتاری وقت گیرتر، اضافه کردن چند روش ساده و سریع میکرو اعمال در زندگی پر مشغله روزمره ما نیز می تواند اثرات مفیدی داشته باشد. در واقع، آگاهی از راههایی که انسانها به طور گسترده با یکدیگر در ارتباط هستند، با کاهش استرس، اضطراب و افسردگی و همچنین افزایش رفاه و آرامش ذهن ارتباط دارد (یو، مک، و چیو، 2020).
در اینجا چهار تمرین کوتاه وجود دارد که باید امتحان کنید:
1. نفس آگاهانه
مهم نیست که چه کاری انجام میدهیم، همیشه میتوانیم برای لحظهای متوجه شویم که وقتی دم و بازدم میکنیم، هوایی را تنفس میکنیم که دیگران بازدم کردهاند و هوایی را که دیگران استنشاق میکنند بیرون میدهیم. این هوا رشتهای است که ما را همیشه به انسانهای دیگر متصل میکند، اما اغلب خارج از آگاهی ماست. در طول اوج همهگیری کووید، همه ما تا حدودی از این ارتباط آگاهتر شدیم، که منجر به اضطراب شد – و به یک حس واضح و مشخص از پیوستگی. ببینید آیا می توانید هر از گاهی در طول روز متوجه نفس خود شوید و به نخ نامرئی که شما را با دیگران در هم می آمیزد فکر کنید.
2. خوردن آگاهانه
اغلب ما غذا می خوریم بدون اینکه حتی متوجه شویم در حال غذا خوردن هستیم – که آن را به مکانی عالی برای تمرین عمدی تبدیل می کند. ما می توانیم یک تمرین از متوجه شدن تجربه غذا خوردن: غذای ما چه شکلی است، چه بویی دارد، چه طعمی دارد؟ هنگام جویدن چه حس ها، مزه ها و صداهایی را در دهان خود متوجه می شویم؟ قبل از اینکه غذا را در دهان خود بگذاریم، با توجه به اینکه چگونه به ما رسیده است، می توانیم سطح متفاوتی از ارتباط را نیز بررسی کنیم. چه کسی آن را بزرگ کرد؟ آن را انتخاب کرد؟ آن را از یک مکان به مکان دیگر منتقل کرده اید؟ آن را آماده کرد؟ خدمت کرد یا تحویل داد؟ در نظر گرفتن این سوالات برای یک وعده غذایی یا میان وعده در روز، این حس را تقویت می کند که چگونه کوچکترین عمل در زندگی ما با بسیاری از زندگی های دیگر مرتبط است.
3. برخوردهای اتفاقی
زندگی ما به طور طبیعی با دیگران به گونه ای تلاقی می کند که اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد. یک عمل ساده مانند عبور از خیابان، بیرون کشیدن از مسیر خود یا ادغام شدن در ترافیک، ما را ملزم می کند که اقدامات افراد دیگر را بسنجیم تا با خیال راحت در فضایی که با دیگران به اشتراک می گذاریم حرکت کنیم. همانطور که این اقدامات را انجام می دهیم، می توانیم به طور مختصر آگاهی خود را گسترش دهیم تا تشخیص دهیم که اتومبیل ها یا اتوبوس هایی که مشاهده می کنیم مردم در درون آنها – و هر یک از این افراد تجربیات زندگی، استرس ها، نگرانی ها، امیدها و رویاهای خاص خود و عزیزان خود را دارند. به همین ترتیب، در حین انتظار در صف یا تعامل با شخصی که در صنعت خدمات کار می کند، می توانیم انسانیت افراد اطراف خود را به خود یادآوری کنیم و متوجه شویم که چگونه خلق و خوی ما و اعمال ما را تغییر می دهد.
4. برخورد مستقیم
اغلب زمانی که مستقیماً با دیگران یک به یک یا در یک گروه صحبت می کنیم، توجه خود را بر آنچه می گوییم، یا آنچه می خواهیم بگوییم، یا آنچه امیدواریم در تعامل انجام دهیم متمرکز می کنیم. در هر لحظه، میتوانیم آگاهی خود را تغییر دهیم تا به چشمان شخص دیگری نگاه کنیم و واقعاً به آنچه میگوید گوش دهیم و متعجب شویم که ممکن است در تعامل چه بخواهند یا چه نیازی داشته باشند. ایجاد عادت ایجاد این تغییر می تواند تعاملات را عمیق تر کند و آنها را برای همه درگیرها رضایت بخش تر کند.
این روشهای ساده را امتحان کنید (و روشهای دیگری که ممکن است خودتان به آن دست پیدا کنید) و ببینید که چگونه بر رفاه شما تأثیر میگذارد!
و اگر میخواهید روی پرورش شفقت برای دیگران کار کنید، این و این را بخوانید و این را برای عمیقتر کردن تمرین انسانسازی دیگران انجام دهید.
با تشکر از جاش بارتوک برای کمک در ویرایش.
[ad_2]