[ad_1]

آیا باتری های ذهنی شما در “حالت کم برق” هستند؟ آیا شما مخالف یک چالش و بدون پاسخ قابل تشخیص هستید؟ اگر چنین است ، وقت آن رسیده است که روح نوآورانه خود را تازه کنید. در اینجا چهار استراتژی وجود دارد که به طور چشمگیری “کمیت خلاقیت” شما را افزایش می دهد.
شش کلمهبشر زندگی خود را فقط با شش کلمه توصیف کنید. نه بیشتر ، نه کمتر. در مورد بزرگترین فرزند خود با استفاده از فقط شش کلمه بنویسید. با استفاده از فقط شش کلمه ، شریک زندگی خود را ابراز کنید. فقط با شش کلمه جدیدترین پروژه خود را در محل کار شرح دهید. فلسفه زندگی خود را فقط با شش کلمه توضیح دهید. با محدود کردن تفکر خود به فقط شش کلمه ، شما یک مانع مصنوعی ایجاد می کنید که شما را مجبور می کند کمی متفاوت فکر کنید ، کمی خلاقانه تر. هدف شما توضیح یک مفهوم ، یک ایده ، یک شخص یا تکلیف (به عنوان مثال به یک غریبه در آسانسور) فقط در شش کلمه است. پروژه فعلی خود را فقط با شش کلمه تعریف کنید – با چشمان جدید آن را مشاهده خواهید کرد.
عادت های خود را بشکنیدبشر ما اغلب به روال یا روشهای عادت برای انجام کارها می رسیم. ما هر روز صبح همان غلات را برای صبحانه می خوریم. ما هر روز همان مسیر را برای کار رانندگی می کنیم. ما هر تابستان به همان تفرجگاه می رویم. ما با همان افراد معاشرت می کنیم. ما هر سال همان مارک کفش دویدن را خریداری می کنیم. بارها و بارها کتاب هایی را توسط همان نویسنده می خوانیم. هرچه روال بیشتری در زندگی خود داشته باشیم ، فکر کردن در مورد انجام کارها به هر روشی دشوار است. برخی از این روالها را بشکنید ، برخی از این عادت ها را تغییر دهید ، و به این دلیل که به روش های جدید به جهان نگاه می کنید ، شروع به تولید ایده های جدید می کنید. یک مسیر جدید برای کار طی کنید. برای صبحانه چیزی عجیب و غریب بخورید. به جای اقامت در هتل زنجیره ای در تعطیلات بعدی خود ، به کمپینگ بروید. به یک سالن ورزشی متفاوت بپیوندید. موهای خود را متفاوت سبک کنید. به شام در یک رستوران نپالی یا اتیوپی بروید. هر روز کاری جدید/متفاوت انجام دهید و ذهن شما نیز ایده های جدید و متفاوتی ایجاد می کند.
تمام نکنیدبشر در اینجا یک ترفند ذهنی وجود دارد که باعث می شود نورونهای خلاقانه شما از صدها جهت مختلف شلیک کرده و بچرخید. هنگامی که در حال کار روی یک پروژه هستید ، در وسط متوقف شوید (به عنوان مثال ، وسط یک پاراگراف در آن رمان که می نویسید یا وسط یک برس سکته مغزی از نقاشی که روی آن کار می کنید). کار خود را ذخیره کنید و در کارهای و وظایف دیگر شرکت کنید. روز بعد ، هنگامی که به این پروژه باز می گردید ، بدون شک متوجه خواهید شد که ذهن شما به طور ناخودآگاه ، انواع پسوند احتمالی کار ناتمام را آماده کرده است. به طور خلاصه ، این ایده های جدید را برانگیخته است. در اصل ، هنگامی که چیزی ناقص باقی مانده است ، شما مجوز خلاق مغز خود را به شما می دهید تا پروژه را حل و فصل کنید. شما با “تخته سنگ خالی” (به عنوان مثال صفحه رایانه خالی ، بوم خالی) شروع نمی کنید ، بلکه در حال تحریک فرایندهای فکر خود هستید تا ناتمام را تمام کنید. مغز انسان می خواهد همه چیز به پایان برسد (مکتب روانشناسی معروف به “گشتالت”) و هر کاری را که می تواند انجام دهد تا مطمئن شود که آنها به پایان رسیده اند. بنابراین ، هنگام نوشتن گزارش ، در اواسط جمله متوقف شوید و روز بعد را تمام کنید. هنگام ساختن یک خانه پرنده به همراه پسرش ، در وسط برش یک تخته متوقف شوید ، روز بعد را تمام کنید. هنگام نوشتن پیام به معشوق خود ، در وسط یک پاراگراف متوقف شوید و روز بعد آن را تمام کنید. کارها را ناتمام بگذارید (و بعداً آنها را انتخاب کنید) و برخی از سلولهای مهم مغزی را آتش می زنید … سلولهایی که انواع پاسخ های خلاقانه ایجاد می کنند.
سفر به مزارع جدیدبشر ما اغلب در مشاغل انتخاب شده خود بسیار راحت می شویم … خیلی راحت … در مشاغل انتخاب شده خود. معماران جهان را از طریق لنزهای یک میز پیش نویس می بینند. لوله کش ها جهان را به عنوان یک لوله نشتی می بینند. معلمان جهان را به عنوان یک کلاس می بینند. وکلا جهان را به عنوان یک دادگاه می دانند. از “منطقه راحتی” خود دور شوید و با یک لنز جدید (و با طراوت) به جهان نگاه کنید. اگر شما یک هنرمند هستید ، یک نجار را در محل کار تماشا کنید. اگر دندانپزشک هستید ، کتابی در مورد باستان شناسی بخوانید. اگر یک برنامه نویس رایانه هستید ، به یک موزه کودکان مراجعه کنید. اگر خیاطی هستید ، با یک فیزیوتراپی صحبت کنید. اگر نویسنده هستید ، یک فنجان قهوه با یک گیتاریست بلوز بخورید. مانند اکثر مردم ، جهان را کمی متفاوت می بینید و همچنین می توانید ایده های جدیدی را کمی راحت تر تولید کنید. لنزهای جدید دید جدیدی به شما می دهند. چشم انداز خود را تغییر دهید و دیدگاه خود را تغییر دهید.
همه چیز در نظر گرفته شده ؛ آلبرت انیشتین احتمالاً بهترین گفته است: “خلاقیت اطلاعاتی است که از آن لذت می برد.”
[ad_2]