بهعنوان یک درمانگر، این امتیاز را داشتهام که گهگاه با زوجهایی کار کنم که مسیر دردناک طلاق را طی کردهاند تا راه بازگشت به یکدیگر را پیدا کنند. طلاق می تواند قطعی باشد، مانند یک در بسته. اما گاهی فضایی برای تأمل، رشد و حتی آشتی باز می کند. جدایی به این زوج ها اجازه داد تا قوی تر، آگاه تر و با عمدتر در مورد رابطه خود بازگردند.
در اینجا چهار درس بزرگی که از زوجهای طلاق گرفته و دوباره به هم پیوستهام آموختهام، همراه با نکات عملی برای کسانی که به دنبال احیای عشق پس از سختیهای مهم هستند، آورده شده است.
1. رشد قبل از اینکه با هم اتفاق بیفتد به صورت فردی اتفاق می افتد
بسیاری از زوج هایی که پس از طلاق دوباره به هم می رسند، اغلب رشد شخصی را عامل اصلی در وصلت مجدد خود می دانند. وقتی اولین بار ازدواج کردند، مسائلی مانند ارتباط ضعیف، آسیب های روحی حل نشده یا اولویت های متضاد آنها را از هم جدا کرد. تنها پس از طلاق – زمانی که آنها مجبور شدند با کمبودهای خود روبرو شوند – توانستند به طور مستقل درمان کنند.
برای مثال سینا و دیوید را در نظر بگیرید. وقتی برای اولین بار نزد من آمدند، سینا از نظر عاطفی نادیده گرفته شد، در حالی که دیوید تحت تأثیر خواسته های شغلی خود قرار داشت. طلاق آنها به هم ریخته بود، که ناشی از رنجش و ناامیدی بود. با این حال، در طول دو سال جدایی خود، هر دو زمانی را در درمان گذراندند و روی خودشان کار کردند. سینا یاد گرفت که نیازهای خود را بهتر بیان کند و دیوید متوجه شد که چگونه کارش به هزینه خانواده اش بر زندگی او مسلط شده است. آنها آشتی کردند، اما تنها پس از آن که ابتدا به رشد فردی متعهد شدند.
نکته: اگر کارهای داخلی را انجام نداده اید، عجله نکنید که به رابطه بازگردید. فاصله زمانی می تواند چشم انداز واضح تری ارائه دهد و به شما کمک کند تا زمینه های بهبود شخصی را شناسایی کنید. این برای ایجاد یک پایه قوی تر در هنگام بازسازی رابطه ضروری است.
2. رها کردن کینه های قدیمی می تواند عشق جدید را احیا کند
بخشش آسان نیست، اما لازم است. یکی از مهمترین چالشهای زوجهایی که پس از طلاق تلاش میکنند آشتی کنند، رهایی از درد و رنج ازدواج قبلیشان است. کینه های قدیمی و درگیری های حل نشده از گذشته می تواند تلاش ها برای شروع تازه را مسموم کند. یادگیری بخشش – شریک زندگی و خودتان – می تواند فضایی برای رشد دوباره عشق ایجاد کند.
جسیکا و مارکوس در طول جداییشان هر هفته در دفتر من بودند. ازدواج اول آنها با دعوای مداوم بر سر مسائل مالی همراه بود. مارکوس نمی توانست جسیکا را به خاطر خرج بیش از حدش ببخشد و جسیکا از مارکوس به خاطر کنترل پول عصبانی شد. پس از طلاق، هر دو شروع به کار برای حل مشکلات خود با یک درمانگر کردند. وقتی آنها تصمیم گرفتند به ازدواج خود فرصتی دوباره بدهند، فقط گذشته خود را پنهان نکردند، بلکه از طریق آن کار کردند. نتیجه یک رابطه سالم تر مبتنی بر احترام متقابل و شفافیت مالی بود.
نکته: بخشش به معنای فراموش کردن نیست، بلکه متعهد شدن به جلو رفتن بدون ایجاد زخم های کهنه در هر مرحله. از زمان جدا از هم برای پردازش گذشته استفاده کنید تا بتوانید با یک صفحه تمیز وارد فصل جدیدی شوید.
3. شما می توانید یک رابطه جدید بر روی پایه های قدیمی ایجاد کنید
دور هم جمع شدن به این معنی نیست که همان رابطه ای را که قبلا داشتید را احیا می کنید. در عوض، این در مورد ساختن چیزی جدید است و در عین حال ارزش تاریخ مشترک خود را درک می کنید. زوجهایی که با موفقیت دوباره به هم میرسند، اغلب میگویند که بر اساس درسهایی که از ازدواج اولشان آموختهاند، یک رابطه کاملاً جدید ایجاد کردهاند.
السا و جان دوستداران دبیرستانی بودند که در جوانی ازدواج کردند. ازدواج اول آنها به پایان رسید زیرا آنها اعتراف کردند که از یکدیگر بزرگتر شده اند و نمی دانستند چگونه تغییرات را تغییر دهند. پنج سال بعد، آنها پس از آشنایی با افراد دیگر و کسب تجربه زندگی بیشتر، دوباره یکدیگر را پیدا کردند. زمانی که آنها دوباره ازدواج کردند، با کنجکاوی و هیجان دوباره به رابطه خود نزدیک شدند و بر افرادی که تبدیل شده بودند تمرکز کردند تا افرادی که قبلا بودند.
نکته: سعی نکنید گذشته را بازسازی کنید. کلید احیای یک رابطه این است که بپذیرید هر دوی شما تغییر کرده اید و رابطه جدید شما باید نشان دهنده شخصیتی باشد که اکنون هستید، نه آنچه قبلا بودید.
4. ارتباط کلیدی است – اما باید شجاعانه باشد
همه زوجها میدانند که ارتباط ضروری است، اما چیزی که زوجهای متحد شده را متمایز میکند، تمایل آنها برای مشارکت در برقراری ارتباط شجاعانه است. آنها در مورد چیزهای سخت صحبت می کنند – چه اشتباهی رخ داده است، چه چیزی اکنون به آن نیاز دارند و از چه چیزی می ترسند به جلو بروند. این شفافیت به این زوجها اجازه میدهد تا اعتماد را بازسازی کنند و صمیمیت عمیقتری را تقویت کنند.
ازدواج اول لیندا و پل از بین رفت زیرا هیچ کدام شنیده نشدند. آنها سالها روی پوستههای تخممرغ راه میرفتند و از ترس از رویارویی، از گفتگوهای دشوار اجتناب میکردند. بعد از طلاق آنها متوجه شدند که چقدر ناگفته مانده است. آنها پیمان بستند که در صورت برقراری ارتباط مجدد هرگز از بحث های چالش برانگیز دوری نکنند. آنها یاد گرفتند که ترس ها و آسیب پذیری های خود را آشکارا بیان کنند، که به آنها اجازه داد تا رابطه خود را از یک مکان صداقت بازسازی کنند.
نکته: با صحبت در مورد امیدها و نگرانی های خود، ارتباط شجاعانه را تمرین کنید. فضای امنی ایجاد کنید که هر دو طرف بتوانند بدون قضاوت خود را بیان کنند. واضح، دلسوز و برای شنیدن چیزهایی که ممکن است ناراحت کننده باشد، باز باشید.
فکر نهایی
طلاق معمولا آخرین فصل زمانی است که زوج های متاهل از هم جدا می شوند. با این حال، برای اقلیتی از زوجها، این یک نقطه عطف است – فرصتی برای رشد، بخشش، و فرصتی برای ساختن چیزی اساسیتر. اگر قصد دارید دوباره با همسر سابق خود بپیوندید، به یاد داشته باشید که سفر بازگشت آسان نخواهد بود. با این حال، درس های آموخته شده می تواند شما را به سمت یک رابطه انعطاف پذیرتر و رضایت بخش تر راهنمایی کند.