16:03 - 2025/01/18

3 چیزی که فرزند بزرگسال شما آرزو می کند شما می دانستید اما نمی گویید

[ad_1] من ساعت های زیادی را صرف گوش دادن به کودکان بزرگسال کرده ام که با احساساتی که به ندرت با والدین خود به اشتراک می گذارند، دست و پنجه نرم می کنند. اغلب، این مکالمات حقایق شگفت‌انگیزی را آشکار می‌کند – حقایقی که بسیاری از والدین...

3 چیزی که فرزند بزرگسال شما آرزو می کند شما می دانستید اما نمی گویید

[ad_1]

من ساعت های زیادی را صرف گوش دادن به کودکان بزرگسال کرده ام که با احساساتی که به ندرت با والدین خود به اشتراک می گذارند، دست و پنجه نرم می کنند. اغلب، این مکالمات حقایق شگفت‌انگیزی را آشکار می‌کند – حقایقی که بسیاری از والدین هرگز حدس نمی‌زنند.

در اینجا سه ​​مبارزه پنهانی وجود دارد که کودکان بزرگسال معمولاً با روش‌های درمانی و عملی بیان می‌کنند که والدین می‌توانند برای ایجاد شفا، درک و اعتماد پاسخ دهند.

1. «احساس می‌کنم هرگز اندازه‌گیری نمی‌کنم».

حتی ماهرترین کودکان بزرگسال، مانند ساشا 29 ساله، اغلب به شک و تردید خود اعتراف می کنند که ریشه در تربیت آنها دارد. ساشا به یاد می آورد که چگونه والدینش دستاوردهای او را ستایش کردند اما به ندرت تلاش های او را تصدیق کردند. اکنون، حتی شکست‌های جزئی در حرفه او مانند شکست است و این باور را تقویت می‌کند که او «کافی نیست».

کاری که می توانید انجام دهید:

  • جشن بگیرید که آنها چه کسانی هستند، نه فقط کارهایی که انجام می دهند: به جای تمرکز صرف روی نقاط عطف، جملاتی از این قبیل بگویید: “من به شخص مهربان و انعطاف پذیری که هستی افتخار می کنم.”
  • نقص های خود را به اشتراک بگذارید: با به اشتراک گذاشتن اشتباهات خود و نحوه شکل دادن آنها به آنها بفهمانید که زندگی در مورد کمال نیست.
  • احساسات آنها را بپذیرید: هنگامی که آنها شک دارند، با همدلی پاسخ دهید: “سخت به نظر می رسد. می توانم ببینم چرا چنین احساسی دارید.»

2. “کاش پدر و مادرم بیشتر به من گوش می دادند.”

همانطور که امیلیو 35 ساله بیان کرد، بسیاری از کودکان بزرگسال احساس می کنند مکالمات آنها با والدینشان سطحی می ماند. “ما در مورد کار یا آب و هوا صحبت می کنیم، اما آنها نمی دانند چگونه درباره من بپرسند.” امیلیو مشتاق گفتگوهای عمیق تر و بدون قضاوت است که در آن می تواند بدون ترس از انتقاد آسیب پذیر باشد.

کاری که می توانید انجام دهید:

  • سوالات معنی دار بپرسید: تغییر از «کار چطور است؟» به “در مورد همه چیز اخیراً چه احساسی داری؟” یا “چه چیزی در ذهن شما بوده است؟”
  • در مقابل میل به اصلاح مقاومت کنید: وقتی فرزندتان به اشتراک می گذارد، از پرش به راه حل ها اجتناب کنید. درعوض، گوش کنید، سرتان را تکان دهید و بگویید: «این باید برای شما سخت باشد.»
  • سلامت عاطفی آنها را بررسی کنید: بحث های مربوط به سلامت روان را با سؤالاتی عادی کنید: “این روزها از نظر عاطفی چه احساسی داشتید؟”

3. “تعیین حد و مرز با والدینم غیرممکن است.”

مرزها اغلب سرزمینی ناشناخته برای والدین و کودکان بزرگسال هستند. تالیا 31 ساله را در نظر بگیرید که تلاش می کند درخواست های مکرر مادرش در لحظه آخر را برای کمک رد کند. تالیا توضیح داد: «اگر من بگویم نه، این همه احساس گناه می شود. او مادرش را دوست دارد اما از تعاملات آنها می ترسد زیرا مرزهای او به ندرت رعایت می شود.

کاری که می توانید انجام دهید:

  • به استقلال آنها احترام بگذارید: به شما نشان می دهد که برای استقلال آنها ارزش قائل هستید و می گویید: “من به شما اعتماد دارم که تصمیمات مفید زندگی خود را بگیرید.”
  • از مکالمات باز در مورد مرزها دعوت کنید: بگویید: «می‌خواهم مطمئن شوم که تجاوز نمی‌کنم. آیا کاری هست که بتوانم برای حمایت از شما انجام دهم؟»
  • مرزهای آنها را شخصی نکنید: درک کنید که مرزها مربوط به نیازهای فرزند شما هستند، نه رد نقش شما به عنوان والدین.

غذای آماده

کشمکش‌های عاطفی که کودک بزرگسال شما پنهان می‌کند، نشانه‌ای از شکست در هر دو طرف نیست، بلکه فرصت‌های رشد هستند. شما می توانید رابطه خود را با نشان دادن همدلی، ایجاد فضایی برای گفتگوهای صادقانه و احترام به مرزهای آنها متحول کنید. تغییرات جزئی در نحوه تعامل شما می‌تواند باعث شود فرزندتان احساس کند که به شیوه‌هایی که واقعاً مهم است دیده، ارزشمند و مورد حمایت قرار می‌گیرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان