این اولین پست از یک سری چهار پست در مورد آنا و جیکوب است.
گوشیش لرزید شوهرش بود “اوه، نه.” او آن را گرفت و به سرعت گزینه “اشتراک گذاری مکان” را خاموش کرد. آیا او قبلاً دیده بود که او در مک دونالد است؟ گوشی دوباره لرزید. در حالی که کیسه غذا را از طرف پنجره می گرفت، نادیده می گرفت، و با هم صحبت های بی معنی می کرد که انگار همه چیز در زندگی اش خوب است، و سپس چیزی در مورد تهیه تنقلات برای بچه ها زمزمه می کرد. او کمی سیب زمینی سرخ کرده برداشت و به سرعت آنها را یکی پس از دیگری خورد و به سختی آنها را چشید که از پارکینگ بیرون آمد و به سمت Dairy Queen رفت تا یک بلیزارد بگیرد.
تلفن دوباره زنگ خورد. یعقوب پیگیر بود. او تماس را قطع نمی کرد. سپس متن “کجا هستی؟” ایموجی صورت عصبانی. درایو عبور بسته شد. “چطور ممکن است؟” دیر شده بود. آنا داخل دوید و بلیزارد و یک بستنی قیفی سفارش داد. معده اش درد می کرد، اما به هر حال این کار را کرد. او پیامک داد. “من دارم بنزین میگیرم. مخزن خالی بود.» او گاز گرفته بود، بنابراین این یک دروغ کامل نبود.
1. دروغ گفتن در مورد پرخوری به عشق صدمه می زند.
آنها دعوا کرده بودند و او رفته بود و گریه می کرد و زخمی می شد. غذا او را آرام کرد و مقداری از درد را کم کرد. احساس سیری حواس او را پرت کرد. او احساس بی حسی کرد.
2. روی آوردن به غذا به جای تلاش برای تعمیر با همسرتان به عشق آسیب می رساند.
او پیامک داد. “من به رختخواب می روم. منتظرت بودم، اما الان خیلی دیر است.» ایموجی چهره غمگین. خیالش راحت شد. او نمی خواست که او ببیند که شکمش چقدر متورم شده است یا حدس بزند که او پرخوری کرده است. اما او می دانست که او می داند. او همیشه انجام می داد.
او فکر کرد: «امروز خیلی خوب کار کرده بودم. “من واقعا سالم غذا خوردم و ورزش کردم و اکنون احساس بدی دارم.” او میتوانست ابر تاریک نفرت از خود را در اطراف خود احساس کند. او نمی خواست به خانه برود. او نمی خواست با یک روز دیگر روبرو شود. اما او مجبور بود – فرزندانش به او نیاز داشتند. او به خانه رفت و در حالی که به داخل گاراژ می رفت، بلیزارد را تمام کرد و بقیه غذای مک دونالد را برای خوردن در حین تماشای تلویزیون ذخیره کرد. با باز کردن در، کیسه غذا در دست، با دیدن یعقوب که آنجا ایستاده بود و منتظر او بود، مبهوت شد.
“فکر کردم تو به رختخواب رفتی!” آنا در حالی که چشمانش گرد شده بود، به او نگاه می کرد که انگار یک روح دیده است.
“نتونستم بخوابم. شنیدم که وارد شدی.» و به کیفی که در دستش بود نگاه کرد.
«کجا رفتی؟ آیا الان در پمپ بنزین غذای مک دونالد می فروشند؟» لحنش بیشتر غمگین است تا عصبانی
او چیزی نگفت. او ترجیح می دهد سر او فریاد بزند. او چیزی نگفت.
آنا سکوت را شکست. “من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم، جیکوب. من فقط می خواهم به رختخواب بروم.»
“با غذا یا بدون غذا؟” لبه ای در صدایش وجود داشت. شما هرگز نمی خواهید در مورد آن صحبت کنید. مشکل همین است.»
3. فرض اینکه پرخوری عدم کنترل خود است به عشق آسیب می رساند.
این به این دلیل است که نمیفهمید و فقط به من میگویید کمی خودکنترلی داشته باشم، یا مانند روز قبل، بگویید باید برخی از آن داروهای کاهش وزن را دریافت کنم. یا بهتر از آن، به من بگویید که به درمانگرم مراجعه کنم. واقعا فکر می کنی این کمک می کند، جیکوب؟» آنا داشت بالا میرفت «میخواهی وارد دعوای دیگری شوی؟»
می دانید، من در واقع می خواستم به شما بگویم که از اتفاقی که قبلاً رخ داده متاسفم. این یک ایده احمقانه بود، “او پاسخ داد. “من به رختخواب می روم.”
آنا وقتی این کار را کرد از آن متنفر بود. او را تماشا کرد که به طبقه بالا می رفت، بخشی از او ناامیدانه آرزو می کرد که او بچرخد و برگردد و او را در آغوش بگیرد، بخش دیگر او از رفتن او راحت شد. پس از برداشتن یک مشت آب نبات از ظرف آب نبات، او وارد اتاق خانواده شد، تلویزیون را روشن کرد و کیف مک دونالد را باز کرد.
آنا و جیکوب در شرف شروع زوج درمانی هستند. آنها 10 سال است که ازدواج کرده اند، دو فرزند دارند و هر دو کار می کنند. آنا دارای اختلال پرخوری با رفتار پرخوری است که می آید و می رود. وزن او در طول سال ها در نوسان بوده است. وقتی وزنش کمتر می شود، احساس اعتماد به نفس بیشتری می کند و می خواهد به یعقوب نزدیک تر باشد. هنگامی که بالاتر است، او عقب نشینی می کند و فاصله می گیرد. فعلا بالاست او از بدن خود ناراضی است و احساس شرم و نفرت از خود می کند و از صمیمیت جنسی و ارتباط عاطفی اجتناب می کند. جیکوب که به طور فزاینده ای احساس ناتوانی و نارضایتی در رابطه می کرد، قرار ملاقاتی را با یک زوج درمانگر Gottman-RED (روابط با اختلالات خوردن) تعیین کرد.
آیا امیدی به آنا و یعقوب هست؟ بله اما آنها باید راه های سازنده ای را بیاموزند تا در مورد مسائل مربوط به رابطه شان با غذا، ورزش، وزن و تصویر بدن صحبت کنند.
هیچ کس واقعا نمی داند چند نفر با پرخوری دست و پنجه نرم می کنند زیرا اکثر افرادی که پرخوری می کنند این کار را در خفا انجام می دهند و هرگز به کسی نمی گویند. آنچه ما می دانیم این است که هم مردان و هم زنان تحت تأثیر قرار می گیرند و پرخوری معمولاً باعث افزایش وزن می شود، بنابراین بیشتر افرادی که به طور مزمن پرخوری می کنند اضافه وزن یا چاق هستند. در ایالات متحده، از هر 5 بزرگسال، 2 نفر چاق هستند، بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که همین تعداد نیز با پرخوری دست و پنجه نرم کنند.
مطالب ضروری اختلالات خوردن
اختلال پرخوری افراد در هر سن، قومیت و جنسیت را تحت تاثیر قرار می دهد، اگرچه بیشتر کسانی که به دنبال کمک هستند میانسال هستند. اکثر مردم در خفا غذا می خورند و دوره های بهبودی جزئی دارند. مردان در هنگام احساس احساسات مثبت مانند شادی یا شادی و هنگام معاشرت یا سرگرمی بیشتر احتمال دارد پرخوری کنند، در حالی که زنان در هنگام احساس احساسات منفی مانند غم و اندوه، تنهایی، ناتوانی یا خستگی بیشتر احتمال دارد پرخوری کنند. نکته جالب این واقعیت است که 30 تا 50 درصد از افرادی که برای کاهش وزن به دنبال کمک هستند تحت تأثیر پرخوری قرار می گیرند.
همچنین این واقعیت جالب توجه است که اختلال پرخوری تا سال 2013 که برای اولین بار در DSM گنجانده شد به عنوان یک اختلال روانی شناخته نشد. این بدان معنا نیست که همه افرادی که پرخوری میکنند معیارهای تشخیصی را دارند، اما آنچه میگوید این است که زمان زیادی طول کشیده است تا مردم پرخوری را جدی بگیرند و ریشههای روانی آن را بشناسند.
من گمان می کنم که اکثر افراد مبتلا به اختلال پرخوری در یک رابطه متعهدانه هستند، و جرأت می کنم بگویم که اکثر افرادی که پرخوری می کنند نیز همینطور هستند. همانطور که داستان آنا و جیکوب را دنبال می کنیم، در مورد اینکه چگونه این رفتار می تواند بر یک رابطه تأثیر بگذارد و چگونه زوج ها می توانند روی مسائل با هم کار کنند، بیشتر خواهید آموخت.
پس از جلسات ارزیابی اولیه، آنا و جیکوب کار خود را آغاز کردند. درمانگر به آنا نگاه کرد و به آنا پیشنهاد کرد از یعقوب بپرسد: «پرخوری چه تأثیری روی شما میگذارد؟» آنا تردید کرد، سپس گفت: “من نمی توانم این کار را انجام دهم”، گریه کرد و جلسه را ترک کرد. درمانگر آهی کشید و فکر کرد: “این خوب پیش نرفت.”