19:22 - 2025/05/23

3 راه تداخل خانواده می تواند منجر به طلاق شود

[ad_1] در حالی که ما اغلب در مورد مسائل اعتماد ، بی کفایتی اسلحه یا امور مالی به عنوان دلایل طلاق بحث می کنیم ، یکی از عوامل مهمی که می توانیم از آن غافل شویم ، دخالت بیش از حد خانواده است که به عنوان “حمایت جامعه” یا “س...

3 راه تداخل خانواده می تواند منجر به طلاق شود

[ad_1]

در حالی که ما اغلب در مورد مسائل اعتماد ، بی کفایتی اسلحه یا امور مالی به عنوان دلایل طلاق بحث می کنیم ، یکی از عوامل مهمی که می توانیم از آن غافل شویم ، دخالت بیش از حد خانواده است که به عنوان “حمایت جامعه” یا “سنت فرهنگی” انجام می شود.

برخی از زوجین خوشبخت هستند که واقعاً از همسران پشتیبانی می کنند-کسانی که گوش می دهند ، از آنها مراقبت می کنند ، و حتی فرزندان خود را هنگام بدرفتاری با شرکای خود اصلاح می کنند. در پویایی خانواده سالم ، مراقبت های متقابل و احترام به طور طبیعی شکل می گیرد.

با این حال ، خانواده های دیگر ممکن است شرکای فرزندان خود را که هنجارهای مستقر در خانواده را به چالش نمی کشند ، بخواهند. این قوانین داخلی اغلب سعی در کنترل بیش از حد بر تصمیمات این زوج ، از همسر فرزندشان بی امان و ایجاد تنش مصنوعی در ازدواج دارند.

این رفتار مرزی مرزی به طور سیستماتیک استقلال یک زوج را از بین می برد ، نارضایتی و ناتوان بودن را پرورش می دهد که در نهایت می تواند به طلاق برسد.

در اینجا سه ​​دلیل وجود دارد که ممکن است نفوذ بیش از حد خانواده به ازدواج شما آسیب برساند.

1. توهم درگیری خانواده “مفید”

تصور کنید که افراد در حال بازدید از آنها درست بعد از فرزند خود ، زمانی که واقعاً به کمک اضافی در اطراف خانه نیاز دارید و احتمالاً بعد از مراقبت از یک کودک گریه کننده در تمام شب ، نیاز به کمک اضافی دارید.

اکنون ، آنها را چندین بار در ماه در طول سال تصور کنید ، گاهی اوقات ناخواسته. آنها به جای اینکه با کارهایی مانند همه افراد دیگر وارد شوید ، انتظار دارند که منتظر بمانند ، در حالی که آنها به طور ظریف از دکوراسیون منزل شما انتقاد می کنند یا راه هایی را پیشنهاد می کنند که می توانید یک شریک زندگی یا والدین “بهتر” باشید.

بین بازدید و احترام به قوانین خانوار و ایجاد اختلال در زیر پوشش “سنت” ، “مراقبت” یا “ارزشهای جامعه” تمایز آشکاری وجود دارد. در چنین مواردی ، آنچه به عنوان “پشتیبانی” شروع می شود ، اغلب کنترل می شود و باعث ایجاد استرس برای زوج مورد نظر می شود.

این درگیری بیش از حد می تواند به روش های دیگری نیز آشکار شود – والدینی که تصمیمات مالی را دیکته می کنند ، یا خواهران و برادران و اقوام دائماً خود را در درگیری های زناشویی قرار می دهند. غالباً ، این پویایی ها ناشی از انتظارات فرهنگی است که زوجین را تحت فشار قرار می دهند تا خانواده گسترده را نسبت به مشارکت خود در اولویت قرار دهند.

5. نفوذ خانواده استقلال را از بین می برد

یک ازدواج سالم به دو فرد نیاز دارد که با هم تصمیم بگیرند – نه یک کمیته. هنگامی که خانواده ها نظرات خود را تحمیل می کنند ، زوجین می توانند از دست دادن مالکیت نسبت به روابط خود احساس کنند.

به جای ایجاد زندگی که منعکس کننده ارزش ها و اهداف مشترک آنها باشد ، ممکن است خود را در برابر انتظارات خارجی واکنش نشان دهند ، سعی در مدیریت سیاست خانوادگی یا دائماً توجیه انتخاب خود داشته باشند.

این از دست دادن استقلال فقط ناامید نمی شود بلکه می تواند بر توانایی یک زوج در رشد مشترک تأثیر بگذارد. استقلال یک نیاز اصلی روانشناختی است ، دقیقاً مثل احساس دوست داشتن یا امنیت. هنگامی که نقض می شود ، مردم غالباً با شورش پاسخ می دهند (که می تواند به معنای شلاق زدن یا دور کردن شریک زندگی خود باشد) یا از بین بردن عاطفی ، ایجاد فاصله در روابط.

یک مطالعه 2019 منتشر شده در بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی نشان می دهد که مردم در هنگام حفظ استقلال شخصی خود در مدیریت چالش های روابط بهتر هستند. کسانی که احساس نزدیکی و خودمختار می کردند ، در درگیری ها به طور سازنده ای پاسخ می دادند و کمتر احتمال دارد که شریک زندگی خود را عقب نشینی یا نادیده بگیرند.

حتی هنگامی که مشاوره در مورد همسران یا سایر اقوام از محل عشق یا نگرانی ناشی می شود ، می توان به راحتی به عنوان انتقاد تلقی شد-به ویژه اگر تصمیمات زوج را زیر سوال ببرد یا در مورد توانایی های یک شریک شک داشته باشد.

با گذشت زمان ، این می تواند منجر به احساس دفاعی ، عدم کفایت یا نارضایتی شود ، نه فقط به خانواده گسترده بلکه در درون خود این زوج. شرکا ممکن است احساس کنند که برای وفاداری یا تلاش برای ادعای مرزها در رقابت هستند و این باعث می شود فشار غیر ضروری به پیوند آنها باشد.

در نهایت ، حفظ استقلال به معنای محرومیت از خانواده نیست. این در مورد اطمینان از این است که این زوج همچنان واحد اصلی تصمیم گیری هستند. مرزها دیواری نیستند ، آنها نگهبان هستند که از صمیمیت ، امنیت و اعتماد متقابل محافظت می کنند.

3. فقدان حمایت متقابل باعث ایجاد شکاف در ازدواج می شود

ازدواج یک مشارکت است و هنگامی که زوجین نتوانند از یکدیگر حمایت کنند ، پیمایش درگیری ها به طور فزاینده ای دشوار می شود. بدون جبهه متحد ، آنها در برابر انتقاد و دخالت خانواده ، دوستان و حتی افراد خارجی مانند همسایگان آسیب پذیر می شوند. با گذشت زمان ، این فشار خارجی ثابت می تواند پایه و اساس ازدواج آنها را تضعیف کند.

همسران همچنین ممکن است به دلیل “ایستادن” در خانواده های خود ، از یکدیگر خشمگین شوند. این عدم حمایت می تواند پیوند زوج را تحت الشعاع قرار دهد ، زیرا درگیری های حل نشده و احساس نارضایتی ایجاد می شود.

در چنین شرایطی ، یک شریک ممکن است احساس انزوا ، اضطراب و پشتیبانی کند ، در حالی که دیگری عقب می کشد ، به دلیل عدم توانایی آنها در عقب کشیدن یا ارائه پشتیبانی معنی دار ، احساس درماندگی می کند.

در اینجا نحوه تفکیک پشتیبانی متقابل به طور معمول آشکار می شود:

  • مرحله 1: استدلال ها با تحمل اولیه شروع می شوند. یکی از شریک زندگی با والدین خود کنار می آید و همسر خود را با اظهاراتی مانند “منظور آنها خوب” یا اطمینان می دهد ، یا اصرار دارد که هر آنچه والدین می گویند طبیعی است.
  • مرحله 2: آنچه به عنوان پذیرش شروع می شود به تدریج برای همسر که بین شریک زندگی و خانواده خود پاره می شود ، به ناامیدی تبدیل می شود.
  • مرحله 3: با گذشت زمان ، این ناامیدی باعث جدا شدن عاطفی می شود. این زوج برای جلوگیری از درگیری بیشتر از اطمینان در یکدیگر جلوگیری می کنند.
  • مرحله 4: نارضایتی همچنان در حال ساخت است تا زمانی که یک یا هر دو شریک ممکن است شروع به دیدن طلاق به عنوان تنها راه خروج کنند.

تحقیقات در مورد ازدواج های تایوانی منتشر شده در روانشناس مشاوره دریافتند که همسرانی که با مادران خود درگیری بیشتری داشتند ، از خوشبختی زناشویی کمتری خبر دادند. با این حال ، هنگامی که همسران در طی این درگیری ها از همسران خود حمایت کردند ، رضایت زناشویی بهبود یافت. به سادگی گرفتن سمت همسرشان تفاوت قابل اندازه گیری ایجاد کرد.

در حالی که پویایی خانواده در فرهنگ ها متفاوت است ، درس اصلی به طور جهانی اعمال می شود: اگر می خواهید از پیوند خود محافظت کنید ، باید بهزیستی شریک زندگی خود را در مورد فشارهای خارجی اولویت بندی کنید.

دریافت عشق و پشتیبانی خانوادگی بسیار عالی است ، اما ازدواج شما یک پناهگاه برای دو نفر است. برای کسانی که در همه جنبه های زندگی به راهنمایی والدین عادت دارند ، ایستادن در برابر شریک زندگی شما ممکن است در ابتدا احساس ناراحتی کند. اما اگر به خانواده اجازه دهید روابط خود را دیکته کنند ، نه شما و نه شریک زندگی تان نمی توانند تحقق واقعی را تجربه کنند.

هنگامی که زوجین یاد می گیرند که در حالی که به آرامی مرزها را با دیگران تنظیم می کنند ، به صدای خود احترام بگذارند ، آنها رابطه ای ایجاد می کنند که نه تنها ایمن بلکه واقعاً خودشان احساس می شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان