در جایی بین یک فروند و یک رابطه “وضعیت” – پویایی نامشخص که احساس می کند بیش از دوستی است اما از تعهد کم می شود. در حالی که برخی ممکن است با سهولت در این منطقه خاکستری حرکت کنند ، برخی دیگر خود را به مراتب طولانی تر از آنچه پیش بینی می کردند ، گرفتار می شوند. قبل از اینکه آنها را بدانند ، آنها در اعماق عمیق و بدون هیچ وضوح در مورد آنچه اتفاق می افتد ، عمیق هستند.
یک مطالعه 2024 منتشر شده در جنسیت و فرهنگ موقعیت های تعریف شده به عنوان روابط عاشقانه و بدون وضوح و برچسب ، سطح پایین تعهد اما سطح مشابه محبت ، رابطه جنسی و زمان صرف شده در کنار هم به عنوان زوج های سنتی. این بدان معناست که افراد در وضعیت ممکن است احساس کنند که در یک رابطه هستند ، حتی اگر اینگونه نباشند.
گفته می شود ، همین مطالعه نشان می دهد که افراد در موقعیت ها رضایت و تعهد قابل توجهی را نسبت به افراد در روابط تعریف شده گزارش می دهند. به طور خلاصه ، این ارتباط ممکن است به نظر برسد و احساس واقعی کند اما از نظر عاطفی ، آن را حفظ نمی کند.
بنابراین ، چرا مردم مدت ها پس از متوقف کردن خدمت به آنها در شرایط باقی می مانند؟ عمیق تر از بی احتیاطی است. اگر مطمئن نیستید که چرا گیر کرده اید ، در اینجا سه علامت روانی وجود دارد که قادر به رها کردن آن نیستید – و دلایلی که این کار بسیار دشوار است.
1. مخفیانه منتظر تغییر چیزها هستید
هنگامی که شما در تلاش هستید تا از یک موقعیت استفاده کنید ، ممکن است به خود بگویید ، “این عالی نیست ، اما شاید با گذشت زمان بهتر شود.” با این حال در اعماق ، شما گمان می کنید که این کار را نمی کند.
لحظات پراکنده محبت در یک موقعیت نیز می تواند یک حلقه روانشناختی قدرتمند ایجاد کند که به عنوان “تقویت متناوب” شناخته می شود که در آن پاداش های غیرقابل پیش بینی ، مانند حساسیت یا توجه غیر منتظره ، دلبستگی عاطفی را حتی در صورت عدم ثبات تقویت می کند.
این نوع دلبستگی را می توان با الگوهای رفتاری در رابطه تقویت کرد. بررسی 2020 منتشر شده در علوم اعصاب و بررسیهای بیوبیاوی “تئوری یادگیری دلبستگی” را معرفی کرد ، و نشان می دهد که پیوندهای عاطفی اغلب از طریق الگوهای پاداش و تقویت ایجاد می شوند.
هنگامی که مراقبت یا محبت متناقض انجام می شود – در مواقع معینی ارائه می شود اما به دیگران پس گرفته می شود – مغز شروع به ارتباط شخص دیگر با تسکین می کند ، حتی اگر گاه به گاه باشد. این غیرقابل پیش بینی بودن تمرکز عاطفی را تقویت می کند و باعث شکستن پیوند می شود ، به ویژه در روابطی که تعهد ناشناخته است.
این عدم تطابق بین احساس اوضاع و چه چیزی واقعاً می تواند کسی را در حالت انتظار به دام بیندازد ، به این امید که نزدیکی عاطفی در نهایت به چیزی بیشتر تبدیل شود.
این امر به ویژه در موقعیت های مختلف شایع است ، جایی که افراد ممکن است زمان قابل توجهی را در کنار هم بگذرانند ، صمیمیت را به اشتراک بگذارند و حتی دایره درونی یکدیگر را برآورده کنند-اما هنوز هم فاقد وضوح یا تعهد متقابل است که از ثبات عاطفی بلند مدت پشتیبانی می کند.
افزودن به این “تعصب خوش بینی” است – این عقیده که آینده بدون در نظر گرفتن شواهد موجود بهبود می یابد. ممکن است شما پرچم های قرمز را نادیده بگیرید یا رفتار بد را منطقی کنید و خود را متقاعد کنید که تغییر تقریباً در گوشه و کنار است. در حقیقت ، آنچه شما به آن چسبیده اید بالقوه است ، نه واقعیت. و متأسفانه ، این “پتانسیل” از نظر عاطفی گران است و وقت و انرژی شما را تخلیه می کند.
2. شما مطمئن نیستید که چرا ماندید
اگر ایده تنها بودن از ماندن در چیزی نامشخص احساس غیرقابل تحمل می کند ، وضعیت شما ممکن است مربوط به ارتباط معتبر نباشد ، بلکه در مورد راحتی باشد. بسیاری از افراد ابهام عاطفی را بر تنهایی انتخاب می کنند و معتقدند که چیزی بهتر از هیچ چیز نیست. با این حال ، این اعتقاد اغلب با هزینه های عاطفی پنهان همراه است.
یک مطالعه 2013 منتشر شده در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی دریافتند که افراد با ترس شدید از مجرد بودن ، بیشتر احتمال دارد که در روابط ناراضی بمانند و کمتر به آنها پایان دهند – حتی وقتی نیازهای عاطفی آنها برآورده نشود. این ترس ، وابستگی عاطفی بیشتر و تمایل کمتری به جستجوی گزینه های دیگر را پیش بینی می کرد ، صرف نظر از اینکه رابطه چقدر ناراضی شده است.
مبهم بودن یک وضعیت می تواند احساس فریبنده ای بی خطر کند. این ارتباط کافی را برای تسکین ترس از ترک بدون نیاز به آسیب پذیری ناشی از درخواست بیشتر ارائه می دهد.
بنابراین ، سوال واقعی برای پرسیدن از خود ممکن است “آیا این تا به حال چیزی بیشتر شود؟” اما باید در نظر بگیرید – “آیا من می مانم زیرا واقعاً از من مراقبت می کنم ، یا به این دلیل که از تنها ماندن وحشت دارم؟”
3. شما برای زنده نگه داشتن توهم از “صحبت” جلوگیری می کنید
این سؤال را مطرح می کند که در آن رابطه می تواند خطرناک باشد. پرسیدن “ما چه هستیم؟” می تواند شفافیت را به ارمغان بیاورد ، اما همچنین می تواند بسته شود که شما احساس آمادگی دریافت نمی کنید.
اجتناب از این مکالمه می تواند راهی برای حفظ ارتباط باشد ، اما اغلب ، این راهی برای جلوگیری از ناراحتی است. تحقیقات منتشر شده در مجله روانشناسی اجتماعی و بالینی شرکای رمانتیک که با جدا کردن – از طریق اجتناب ، عقب نشینی یا انکار – با درگیری روبرو شدند ، پاسخ های استرس فیزیولوژیکی قوی تر و بهبودی کندتر را پس از آن نشان دادند.
این مطالعه همچنین خاطرنشان كرد كه اجتناب از شریک زندگی می تواند استرس شخص دیگر را افزایش دهد ، و این نشان می دهد كه فرار از گفتگوهای دشوار باعث كاهش تنش نمی شود اما باعث تقویت آن می شود. بنابراین ، در عوض ، مکالمه به طور نامحدود به تعویق می افتد – نه به این دلیل که لازم نیست ، بلکه به دلیل جلوگیری از آن احساس امنیت می شود.
رها کردن وضعیت فقط مربوط به راه رفتن نیست. این در مورد انتخاب وضوح نسبت به امید بدون جهت است. وضوح همیشه از طرف شخص دیگر حاصل نمی شود. غالباً ، با این سؤال که از چه چیزی اجتناب کرده اید ، شروع می شود.
انگیزه های عمیق تر در پشت سکوت ، امید و تردید خود را در نظر بگیرید. در اینجا چند سوال برای تأمل در مورد:
- آیا با این شخص احساس امنیت می کنم یا در مورد خودم و پویا ما نامشخص است؟
- کدام قسمت از من امیدوار است که آنها تغییر کنند ، و در واقع تاکنون چه چیزی تغییر کرده است؟
- اگر می دانستم که از این نقطه به بعد هیچ چیز بهبود نمی یابد ، آیا من هنوز هم می ماندم؟
- اگر در این شرایط حضور داشته باشم برای کسی که دوستش دارم چه می خواهم؟
رها کردن به این معنی نیست که احساسات واقعی نبودند. این بدان معناست که آنها بوده اند ، و شما به اندازه کافی احساس کرده اید که می دانید چه زمانی چیزی دیگر به آنها احترام نمی گذارد. وضوح چیزی نیست که شما باید تعقیب کنید ، اما این چیزی است که می توانید انتخاب کنید.
سوال این نیست که آیا وضعیت شما می تواند به چیزی بیشتر تبدیل شود. این است که آیا شما در حال حاضر تمام آنچه را که واقعاً از این رابطه به آن احتیاج دارید دریافت می کنید. و اگر جواب خیر ، شاید وقت آن رسیده باشد که از آن عشق “تقریبا” رها شوید ، بنابراین می توانید برای چیزی عمیق تر فضا ایجاد کنید.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.