07:54 - 2025/03/16

3 فکر پنهان که روابط عاشقانه را از بین می برد

[ad_1] عشق فقط مربوط به حرکات بزرگ یا شیمی نیست بلکه در فضای بین آنچه می گوییم و فکر می کنیم ، شکوفا می شود (یا خرد می شود). اعتقادات پنهان ما در مورد شریک زندگی خود ، که غالباً بررسی نشده است ، می تواند به تدریج زندگی را از حتی مهمترین ر...

3 فکر پنهان که روابط عاشقانه را از بین می برد

[ad_1]

عشق فقط مربوط به حرکات بزرگ یا شیمی نیست بلکه در فضای بین آنچه می گوییم و فکر می کنیم ، شکوفا می شود (یا خرد می شود). اعتقادات پنهان ما در مورد شریک زندگی خود ، که غالباً بررسی نشده است ، می تواند به تدریج زندگی را از حتی مهمترین روابط خارج کند. در اینجا سه ​​فکر موذیانه وجود دارد که ممکن است عشق شما را بدون تحقق آن خراب کند.

1. “اگر آنها مرا دوست داشتند ، آنها فقط می دانند”

سانیتا پنج سال با جیک بود ، اما وقتی او نیازهای او را پیش بینی نمی کرد ، هنوز احساس ناامیدی می کرد. هنگام احساس پایین آمدن ، او از او انتظار داشت که به روشی که لازم است پاسخ دهد و پاسخ دهد – بدون اینکه مجبور شود یک کلمه بگوید. وقتی او این کار را نکرد ، احساس دوست داشتن کرد.

این انتظار ساکت که یک شریک زندگی باید بتواند “فقط” آنچه را که ما نیاز داریم “یک قاتل رابطه مهم باشد. عشق با قدرتهای روانی همراه نیست و انتظار داشتن شریک زندگی شما منجر به ناامیدی ، نارضایتی و فاصله عاطفی می شود.

نکته: “اگر آنها مرا دوست داشتند ، آنها فقط می دانستند” با “اگر آنها را دوست دارم ، نیازهای خود را به روشنی بیان خواهم کرد.” صادقانه ، ارتباط مستقیم نشانه ضعف نیست – این پایه و اساس ارتباط است.

2. “آنها باید تغییر کنند – زیرا من درست هستم”

دانیل دوست دختر خود ، تسا را ​​دوست داشت ، اما او دائماً آرزو می کرد که او سازمان یافته تر ، محبت تر و جاه طلب تر باشد – فقط بیشتر از آنچه او فکر می کرد او باید باشد. او به جای قدردانی از او برای اینکه چه کسی بود ، سعی کرد او را به شریک “عالی” تبدیل کند.

وقتی اعتقاد داریم که روش تفکر ، انجام یا بودن ما از شریک زندگی خود برتر است ، خودمان را برای شکست آماده کردیم. عشق در مورد دیدن و پذیرش است ، نه برطرف کردن – نیاز به کنترل سوخت “درست” است ، نه اتصال.

نکته: به جای پرسیدن ، “چگونه می توانم آنها را تغییر دهم؟” بپرسید ، “چگونه می توانم آنها را بهتر درک کنم؟” از این خیال خارج شوید که راه شما تنها راه است. زیبایی اختلافات را در آغوش بگیرید.

3. “من نباید در این کار کار کنم”

ملیسا و جالن در ابتدا عاشقانه بی دردسر داشتند ، اما پس از چند سال ، درگیری ها شروع به حباب کردند. ملیسا فکر می کرد اگر منظور آنها باشد این کار سخت نخواهد بود، بنابراین او به جای اینکه از طریق چالش های خود کار کنند ، به روابط آنها شک کردند.

این عقیده که عشق همیشه باید احساس راحتی کند ، یک اسطوره خطرناک است. هر رابطه معنی دار نیاز به تلاش دارد – اختلاف نظر ، ایجاد سازش و یادگیری نیازهای در حال تحول یکدیگر. اشتیاق و تعهد خود را حفظ نمی کنند. آنها از طریق تلاش و مراقبت مداوم پرورش می یابند.

نکته: به جای فرض اینکه عشق باید بی دردسر باشد ، طرز فکر خود را به “عشق چیزی است که روزانه انتخاب می کنیم و پرورش می دهیم.” در رابطه خود با همان فداکاری که به حرفه ، دوستی یا رشد شخصی خود می کنید سرمایه گذاری کنید.

فکر نهایی: عشق نیاز به آگاهی دارد

خطرناک ترین افکار مواردی است که ما حتی نمی دانیم که داریم. آوردن این باورهای پنهان به نور ، به روابط ما فرصتی مبارزه برای شکوفایی می بخشد. در کتاب من ، چرا نمی توانید ذهن من را بخوانید؟، من بررسی می کنم که چگونه فرضیات ناگفته و عدم همدلی می تواند عشق را تضعیف کند. خبر خوب؟ با آگاهی و عمل ، می توانید این قاتلان عشق ساکت را با افکاری جایگزین کنید که باعث ایجاد اعتماد ، ارتباط و صمیمیت ماندگار می شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان