3 روش روابط پویا “strongman-underdog”
[ad_1] در برخی از روابط ، یک شریک نقش “Strongman” را به عهده می گیرد – کسی که عکس ها را صدا می کند و تصمیمات را کنترل می کند – در حالی که دیگری به “کمبود” تبدیل می شود و به آرامی صدای خود را از دست می د...
[ad_1] در برخی از روابط ، یک شریک نقش “Strongman” را به عهده می گیرد – کسی که عکس ها را صدا می کند و تصمیمات را کنترل می کند – در حالی که دیگری به “کمبود” تبدیل می شود و به آرامی صدای خود را از دست می د...
[ad_1]

در برخی از روابط ، یک شریک نقش “Strongman” را به عهده می گیرد – کسی که عکس ها را صدا می کند و تصمیمات را کنترل می کند – در حالی که دیگری به “کمبود” تبدیل می شود و به آرامی صدای خود را از دست می دهد.
چنین زورگویی می تواند بسیار دردناک باشد. شخصی که یک بار به آن اعتماد کرده اید ، کسی که قرار بود شما را پشتیبانی کند و از آن بالا ببرد ، اکنون باعث می شود احساس کوچک و قدرتمند داشته باشید. در ابتدا ، این کنترل ممکن است به عنوان مراقبت یا نگرانی مبدل شود ، اما با گذشت زمان ، اعتماد به نفس زیرنویس را از بین می برد و باعث می شود آنها به انتخاب و استقلال خود شک کنند.
در اینجا سه روش وجود دارد که “Strongman” در یک رابطه تسلط دارد:
یک شریک کنترل کننده اغلب تصمیمات مهم را به دست می گیرد – جایی که زندگی می کند ، چه کسی می تواند با او بگذرد ، حتی آیا شریک زندگی آنها باید از فرصت شغلی استفاده کند – بدون در نظر گرفتن نیازهای شریک زندگی خود. آنها این کنترل را با ادعای “بهترین می دانند” یا اینکه آنها به سادگی به دنبال بهزیستی شریک زندگی خود هستند ، توجیه می کنند.
به عنوان مثال ، ممکن است فرد قوی بگوید ، “من نمی خواهم شما با آن دوستان در ارتباط باشید – آنها تأثیر بدی دارند” یا “این کار برای شما بی خطر نیست ؛ من فقط می خواهم از شما محافظت کنم. ” در نتیجه ، با گذشت زمان ، underdog احساس نمی کند که برای تصمیم گیری برای خود ناتوان است.
با این حال ، هم قصد و هم ادراک در این پویا است. تحقیقات منتشر شده در بولتن شخصیت و روانشناسی اجتماعی دریافت که وقتی یک شریک مرد با فرصت شغلی زن مخالفت کرد ، راهی که او مخالفت خود را توجیه کرد ، به طور چشمگیری بر واکنش او تأثیر گذاشت.
اگر او یک توجیه محافظ شخصی ارائه داد (به عنوان مثال ، “این برای شما بی خطر نیست”) ، زنان پاسخ مثبت بیشتری دادند و کمتر احتمال داشت که آن را تبعیض آمیز درک کنند. زنانی که اعتقادات جنسی خیرخواهانه داشتند – یا از حمایت مردان در روابط ، ارزش داشتند – به همان اندازه مثبت و بدون توجیهی که برای یک محافظ انجام می دادند ، واکنش نشان دادند.
به همین ترتیب ، از آنجا که مردان به طور معمول در معرض محدودیت های پدرانه قرار نمی گیرند ، کمتر احتمال دارد که مخالفت شریک زندگی را به عنوان تبعیض جنسیتی تفسیر کنند. درعوض ، آنها فرض می کنند که نگرانی شریک زندگی آنها به جای کنترل ناشی از مراقبت است.
این فرد قوی ممکن است به چراغهای گازدار متوسل شود تا افراد زیر نظر احساسات ، خاطرات یا حتی واقعیت آنها را زیر سوال ببرند. این تاکتیک روانشناختی می تواند باعث شود که افراد تحت الشعاع احساس سردرگمی شوند و وابستگی خود را به شریک زندگی خود برای اعتبارسنجی افزایش دهند. با گذشت زمان ، آنها ممکن است به توانایی خود در اعتماد به قضاوت خود شک کنند ، که این امر بیشتر کنترل Strongman را تقویت می کند.
این نیرومند همچنین ممکن است از گناهان خود استفاده کند و باعث می شود که افراد تحت الشعاع احساس پریشانی عاطفی خود را داشته باشند. این می تواند اظهاراتی را شامل شود که دلالت بر این دارد که اگر آنها مطابق خواسته های شریک زندگی خود نباشند ، خودخواهانه یا غیرقابل تحمل است.
به عنوان مثال ، آنها ممکن است بگویند:
در بعضی موارد ، محبت مشروط می شود و تنها در شرایطی که زیرگروه مطابق با انتظارات Strongman باشد ، ارائه می شود. اعمال مهربانی ، ستایش یا محبت جسمی از نظر استراتژیک داده می شود یا برای تقویت کنترل بازداشت می شوند. این دستکاری عاطفی ، زیربنا را در چرخه ای از تأیید ، غالباً به هزینه نیازهای خود و بهزیستی ، نگه می دارد.
ممکن است این نیرومند شریک زندگی خود را از دیدن دوستان یا خانواده خودداری کند و یا حتی وابستگی آنها به آنها را افزایش دهد. آنها همچنین ممکن است جاه طلبی ها ، هوش و توانایی های شریک زندگی خود را کمرنگ کنند و به تدریج عزت نفس خود را از بین ببرند. به عنوان مثال ، آنها ممکن است بگویند ، “شما هرگز بدون من موفق نخواهید شد.”
این تجزیه تدریجی ارزش خود می تواند کمبود زندگی خود را به سمت هم ترازی زندگی خود با خواسته های Strongman و نه خودشان سوق دهد. این می تواند به دو شکل رخ دهد: اولویت بندی هدف شریک و آلودگی هدف شریک زندگی.
در اولویت بندی هدف شریک ، آنها شروع به کار به سمت اهداف می کنند که به نفع شریک زندگی خود به جای خودشان است ، و اغلب آن را به عنوان راهی برای حفظ رابطه توجیه می کنند. در حالت دوم ، زیرگروه ممکن است آرزوهای اصلی خود را از دست بدهد و اهداف شریک زندگی خود را به عنوان خودشان اتخاذ کند ، و معتقدند که این تنها مسیر مناسب پیش رو است.
روابط ضروری می خواند
در نتیجه ، رویاها ، جاه طلبی ها و رشد شخصی زیربنایی کنار گذاشته می شود ، و آنها را در چرخه وابستگی و ایثار که آنها را از زندگی که قبلاً برای خودشان تصور می کردند ، دور می کند.
زندگی در یک رابطه کنترل کننده عوارض عاطفی عمیقی به خود می گیرد. با گذشت زمان ، ممکن است زیرگروه احساس گرفتار شود و به توانایی آنها در تصمیم گیری یا تغییر شرایط آنها شک کند.
تحقیقات کلاسیک منتشر شده در تک نگاری نشان می دهد که وقتی شریک زندگی به عنوان بالقوه تهاجمی تلقی می شود ، افراد کمتر از نگرانی در مورد کنترل رفتارها ابراز می کنند. این پدیده ، معروف به “اثر سرمازدگی” ، به ویژه برای کسانی که از درگیری می ترسند بسیار قوی است. پرخاشگری نمادین ، مانند تهدیدهای کلامی یا ارعاب ، این اثر را تقویت می کند ، به خصوص هنگامی که با ترس از پایان رابطه جفت می شود.
اضطراب و ترس به همراهان همیشگی آنها تبدیل می شود. زیرنویس روی پوسته های تخم مرغ قدم می زند و رفتار خود را با دقت تنظیم می کند تا از عصبانیت یا انتقاد جلوگیری کند.
در این حالت ، آنها همچنین ممکن است از نظر ذهنی جدا شوند و با افکار متناقض درباره رفتار شریک زندگی خود دست و پنجه نرم کنند. آنها ممکن است فکر کنند ، “آنها من را خیلی دوست دارند ، اما گاهی اوقات عصبانی می شوند – شاید این تقصیر من است؟” این نبرد داخلی آنها را گیر می آورد و بدرفتاری را در تلاش برای ادامه روابط منطقی می کند.
اگر آنها سعی در عقب نشینی در برابر کنترل داشته باشند ، ممکن است با حملات کلامی ، سکوت سرد یا حتی تهدیدها روبرو شوند. اما اگر آنها مطابقت داشته باشند ، آنها تسکین موقت را تجربه می کنند – تأثیر ، صلح یا وقفه درگیری. این عقب و جلو چرخه کنترل را تقویت می کند و ترک آن را سخت تر می کند.
شناخت علائم چنین سوء استفاده عاطفی اولین قدم برای شکستن آزاد است. به دنبال پشتیبانی ، خواه از دوستان ، خانواده و چه یک درمانگر ، می تواند وضوح و قدرت لازم برای بازسازی ارزش خود را فراهم کند.
مراحل کوچک ، مانند تعیین مرزها و بازپس گیری استقلال در تصمیمات روزمره ، می تواند به تدریج احساس کنترل را بازگرداند. در بعضی موارد ، دور زدن سالم ترین انتخاب است و به فرد امکان می دهد آزادی و آرامش واقعی را به دست آورد.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.
[ad_2]