به عنوان یک زوج درمانگر، بارها آن را دیدهام: افرادی که مشتاق عشق هستند اما ناآگاهانه آن را کنار میزنند. آنها خود را در چرخه های درگیری، ناامیدی یا تنهایی می بینند و اغلب شریک یا شرایط خود را مقصر می دانند. اما وقتی لایهها را جدا میکنیم، معمولاً خرابکار داخل است. خبر خوب؟ هنگامی که الگوهای خود را تشخیص دادید، می توانید اسکریپت را بازنویسی کنید. بیایید سه روش متداول مردم برای خرابکاری در زندگی عاشقانه خود را بررسی کنیم – و در عوض چه کاری می توانید انجام دهید.
1. طرز فکر «همه یا هیچ».
هنگامی که میا، 32 ساله، پس از پنجمین جدایی خود در دو سال گذشته نزد من آمد، آهی کشید و گفت: “فقط نمی خواهم به توافق برسم.” شکایت او؟ هر یک از شریکها نقصی داشتند که نمیتوانست بر آن غلبه کند: مثلاً یکی به اندازه کافی جاهطلب نبود و دیگری در بیان احساسات عالی نبود. او اعتراف کرد: «مثل اینکه منتظر یک تک شاخ هستم.
میا در دام کمال گرایی افتاد، که مشخصه ذهنیت «همه یا هیچ» بود. در حالی که استانداردهای بالا می توانند از شما در برابر روابط ناسالم محافظت کنند، همچنین می توانند شما را همیشه ناراضی نگه دارند و به دنبال کسی باشید که هر جعبه را علامت بزند.
نکته: انتظارات خود را مجدداً تنظیم کنید. به جای جستجوی کمال، شریکی پیدا کنید که نقاط قوتش با ارزش های اصلی شما همسو باشد. میا یاد گرفت که ایده یک شریک “به اندازه کافی خوب” را بپذیرد – نه یک شخص کامل، بلکه کسی که زندگی او را غنی کند و دیدگاه خود را برای آینده به اشتراک بگذارد.
از خود بپرسید: آیا معامله گرهای من واقعاً در مورد سازگاری هستند یا سپرهایی برای محافظت از من در برابر آسیب پذیری هستند؟
2. چسبیدن به دردهای گذشته
بن، 41 ساله، برای برقراری ارتباط با دوست دختر جدیدش، لیلا، به درمان مراجعه کرد. او گفت: “او عالی است، اما من نمی توانم از این احساس خلاص شوم که او مانند سابقم به من خیانت می کند.”
بن در چیزی که من آن را “PTSD رابطه” می نامم گیر کرده بود. او درد رابطه گذشته خود را به رابطه کنونی خود حمل کرد و دیوارهایی ایجاد کرد که لیلا را در امتداد بازو نگه داشت. بن شانس خود را برای ساختن چیزی جدید با فرض تکرار تاریخ خراب کرد.
نکته: قبل از معامله شفا بده برای درمان زخم های حل نشده از روابط گذشته زمان بگذارید. روزنامه نگاری، درمان یا گفتگوهای باز با یک دوست قابل اعتماد می تواند کمک کننده باشد.
من بن را تشویق کردم تا صادقانه درباره ترسهایش با لیلا صحبت کند – نه اینکه او را مسئول شفایش بدانم، بلکه او را به روند خود دعوت کنم. آنها با هم روی اعتمادسازی قدم به قدم کار کردند.
به یاد داشته باشید: شریک زندگی شما سابق شما نیست. با آنها به عنوان فردی که هستند رفتار کنید، نه به عنوان بازتابی از گذشته خود.
3. تله “تو من را کامل می کنی”.
ریچل 28 ساله با جیک شروع به دوستی کرد و بلافاصله وارد رابطه شد. در عرض چند هفته، دوستانش متوجه شدند که او یوگا را متوقف کرده و به ندرت به پیامهای متنی پاسخ میدهد. وقتی جیک گفت که برای سرگرمیهایش به زمان نیاز دارد، ریچل از ترس این که دارد کنار بکشد وحشت کرد.
راشل در دام “تو من را کامل می کنی” افتاده بود: باور عشق یعنی از دست دادن خودت در مقابل شریک زندگیت. این رویکرد می تواند یک رابطه را غیرقابل تحمل کند و اغلب منجر به احساس خفگی برای یک شریک و ناامنی برای دیگری می شود.
نکته: فردیت خود را حفظ کنید. روابط سالم بر اساس وابستگی متقابل ساخته شده اند، نه هم وابستگی. برای علایق، دوستی ها و مراقبت از خود وقت بگذارید.
ریچل یاد گرفت که مرزهایی تعیین کند، مانند زمانبندی برای خودش و احترام به نیاز جیک به فضا. او متوجه شد که تمام بودن او برای او شادی می آورد و او را برای جیک که استقلال او را تحسین می کرد جذاب تر کرد.
از خود بپرسید: آیا من به همان اندازه که این رابطه را پرورش می دهم از خودم مراقبت می کنم؟
افکار نهایی
خرابکاری در زندگی عاشقانه شما یک حبس ابد نیست. این الگویی است که می توانید تغییر دهید. نکته کلیدی خودآگاهی است، چه برای کمال تلاش کنید، چه در درد گذشته گیر کرده باشید یا خود را به دست شریک زندگی خود گم کنید. با پرسیدن سوالات سخت، جستجوی حمایت و تعهد به رشد شروع کنید.
روابط ضروری خوانده می شود
عشق به ندرت کامل است، اما ارزش کار کردن را دارد. هنگامی که از سر راه خود باز می مانید، دری را برای ارتباط و شادی عمیق تر باز می کنید. امروز چه قدمی برای بازنویسی داستان عشق خود بردارید؟