ماریسول برای سالها معتقد بود که رابطهاش با دوست پسرش، ویکتور، بهبود مییابد، اگر او هر شب دیر کار نمیکند. ویکتور فکر میکرد که ماریسول اگر بتواند بعد از کار انرژی بیشتری پیدا کند، از آزار دادن او دست میکشد. هر دوی آنها تصور می کردند که مشکل شخص دیگری است.
آشنا به نظر می رسد؟ بسیاری از زوجها در دام این باور میافتند که کشمکشهایشان ناشی از مسائل خاصی است – یک عادت بد در اینجا، یک نقص شخصیتی در آنجا. اما اغلب، مشکل واقعی عمیق تر است: در “قوانین” نامرئی که ما در مورد آنچه در عشق لیاقت داریم ایجاد کرده ایم.
این انتظارات چه ریشه در روابط گذشته، تجربیات دوران کودکی یا پیام های فرهنگی داشته باشند، می توانند آنچه را که ما در زندگی عاشقانه خود تحمل می کنیم، تقاضا می کنیم یا حتی از آن اجتناب می کنیم، شکل دهند. بنابراین، چگونه می دانید که آیا در حال حل و فصل، خرابکاری، یا به سادگی زنده ماندن در رابطه خود هستید؟ بیایید سه راه ظریف را بررسی کنیم که ممکن است کمتر به آن رضایت دهید.
آرامش را بر اشتیاق ترجیح می دهید
پس از 10 سال با هم، ایتان و پریا به خود افتخار کردند که هرگز با هم نزاع نکردند. اما در زیر سطح، هر دو احساس تنهایی می کردند. ایتان آرزو داشت که پریا محبت بیشتری داشته باشد، در حالی که پریا آرزو داشت که ایتان از نظر احساسی باز شود.
یک رابطه “بدون درگیری” می تواند احساس امنیت کند، اما ممکن است به معنای اجتناب از آسیب پذیری باشد. صمیمیت واقعی نیاز به اصطکاک دارد – اختلاف نظرها و بحث هایی که به شما کمک می کند با هم رشد کنید.
نکته: اگر از تعارض اجتناب می کنید، از خود بپرسید چرا. با گفتگوهای کوچک و صادقانه در مورد چیزهایی که دوست داشتید متفاوت باشند شروع کنید و از همان جا بسازید.
شما وابستگی را با فداکاری اشتباه گرفته اید
کورا با نامزدش، دیمین، ماند، حتی با وجود اینکه احساس میکرد کامل نشده است. او به خودش می گفت: «حداقل او برای من است. اما در اعماق وجود، کورا میدانست که رابطه آنها بیشتر بر سر راحتی است تا ارتباط.
قابل اعتماد بودن در یک رابطه ضروری است اما نباید جایگزین صمیمیت عاطفی، اهداف مشترک یا احترام متقابل شود. اگر میمانید چون راحتتر از رفتن است، وقت آن است که دوباره ارزیابی کنید.
نکته: آنچه را که واقعاً از شریک زندگی خود می خواهید فکر کنید. آیا به خاطر ترس یا عشق واقعی می مانید؟
شما نیازهای خود را برای حفظ صلح کم اهمیت جلوه می دهید
نادیا همیشه به شوهرش امیر اجازه میدهد انتخاب کند کجا تعطیلات میگذرند، چه میخورند و حتی آخر هفتهها را چگونه میگذرانند. او به خودش گفت که برایش مهم نیست، اما رنجش به مرور زمان ایجاد شد.
سرکوب نیازهای شما برای حفظ هماهنگی ممکن است نجیب به نظر برسد، اما اساس احترام متقابل را از بین می برد. روابط زمانی شکوفا می شود که هر دو طرف احساس کنند شنیده شده و ارزش دارند.
نکته: ادعا کردن خود را به روش های کوچک تمرین کنید. با بیان ترجیحات ساده، مانند انتخاب فیلم برای شب ملاقات، شروع کنید.
اکنون که آنچه را که ممکن است به بهترین نحو نیاز به انجام آن داشته باشید بررسی کرده ایم، بیایید در مورد آنچه که می توانید برای بهبود رابطه خود انجام دهید بحث کنیم.
چگونه میله را در رابطه خود بالا ببرید
اگر این الگوها آشنا به نظر می رسند، شما تنها نیستید. بسیاری از زوج ها بدون اینکه متوجه شوند در آنها می افتند. اما خبر خوب این است که می توانید با برداشتن چند قدم عمدی ذهنیت و رابطه خود را تغییر دهید.
1. طرح رابطه خود را بازنویسی کنید
به پیام هایی که در مورد عشق دریافت کرده اید فکر کنید. آیا به شما یاد داده اند که سازش یعنی دست کشیدن از آنچه می خواهید؟ اون عشق قراره سخت باشه؟ این باورها را به چالش بکشید. لازم نیست گذشته شما آینده شما را تعیین کند.
2. آنچه را که می خواهید بخواهید، حتی اگر ترسناک باشد
رزا خواهان زمان با کیفیت بیشتری با همسرش، لنا بود، اما نگران بود که به عنوان “نیازمند” شناخته شود. وقتی بالاخره آن را مطرح کرد، لنا اعتراف کرد که همین احساس را داشته است.
شریک زندگی شما ذهن خوان نیست. شفاف بودن در مورد نیازهای خود به شریک زندگی شما این شانس را می دهد که تا نیمه راه شما را ملاقات کند.
3. هنر قدردانی را دوباره بیاموزید
در حالی که درخواست بیشتر ضروری است، توجه به آنچه در حال حاضر خوب است به همان اندازه ضروری است. تلاش های شریک خود را حتی به روش های کوچک تصدیق کنید. قدردانی باعث تقویت اتصال می شود.
4. متعهد به رشد – با هم
یک رابطه عالی در مورد یافتن شریک زندگی مناسب نیست. این در مورد تبدیل شدن به بهترین نسخه از خودتان با هم است. اهداف مشترک تعیین کنید، از رویاهای یکدیگر حمایت کنید و یکدیگر را برای رشد به چالش بکشید.
افکار نهایی
ماریسول و ویکتور در نهایت متوجه شدند که مبارزات آنها به خاطر ساعتهای کاری طولانی یا نق نقیدن نبود، بلکه به خاطر احساس غیبت و قدردانی نبودنشان بود. هنگامی که آنها قوانین نامرئی را که با آنها زندگی می کردند تأیید کردند، رابطه خود را بر اساس وضوح، ارتباط و تلاش متقابل بازسازی کردند.