مردم-لذت بخش ها اغلب نیازهای دیگران را پیش از خودشان می گذارند و معتقدند که آنها صلح را حفظ می کنند. اما در حقیقت ، این عادت می تواند آتش سوزی و ایجاد قطع ارتباط و نارضایتی در روابط ایجاد کند.
آنها با سرکوب احساسات واقعی خود و پوشش دادن نیازهای آنها ، ناخواسته دیواری از ناهنجاری می سازند که روابط را تحت الشعاع قرار می دهد. با گذشت زمان ، این پویا می تواند منجر به بی اعتمادی ، ناامیدی و احساس شکست در شرکای خود شود ، به ویژه هنگامی که مردم-خوشایند مایل به باز کردن در مورد احساسات یا دوست نداشتن آنها نیست.
اگر در یک رابطه مردمی هستید ، درک تأثیر رفتار خود و انجام اقدامات برای تعیین مرزهای سالم ضروری است. در اینجا سه چیز اساسی که باید از دیدگاه شریک زندگی خود درک کنید تا اصالت ، تعادل و صمیمیت عمیق تر در روابط خود را پرورش دهید.
1. شریک زندگی شما ممکن است هر بار احساس سنگین کند که مسئولیت آن را بر عهده بگیرد
یک روش مفید برای درک رفتار لذت بخش مردم با کمک نظریه خودمختاری (SDT) است. این تئوری می گوید که انگیزه بر روی طیف قرار می گیرد-از انجام کارها ، زیرا شما واقعاً می خواهید (خود هدایت کنید) تا کارها را انجام دهید زیرا احساس می کنید تحت فشار قرار می گیرید (به سمت خارجی).
مردم-لذت بخش اغلب به سمت نوع دوم تکیه می کنند و بر اساس آنچه دیگران انتظار دارند یا برای جلوگیری از درگیری ، انتخاب می کنند ، به جای آنچه واقعاً احساس می کنند یا می خواهند. این مثال را در نظر بگیرید: اگر یکی از شرکا پیشنهاد می کند در آخر هفته پیاده روی کنید ، ممکن است یک لذت مردم بله بگوید-نه به این دلیل که از این موضوع هیجان زده هستند ، بلکه به این دلیل که آنها نگران ناراحت شدن شریک زندگی خود هستند. با گذشت زمان ، دائماً کنار گذاشتن احساسات خود می تواند منجر به فرسودگی و نارضایتی شود.
در عین حال ، هنگامی که یک شریک همیشه بدون بیان نیازهای خود با همه چیز همراه می شود ، می تواند شریک زندگی دیگر را احساس غرق کند. آنها ممکن است احساس کنند که در حال تصمیم گیری در حال تصمیم گیری هستند ، که می تواند خسته کننده و ناامید کننده باشد.
علاوه بر این ، اگر فکر می کردند همه چیز خوب است و انتخاب آنها با ترجیحات شما مطابقت دارد ، ممکن است شریک زندگی شما ناامید شود. آنها ممکن است تصور کنند که آنها کار درستی را انجام می دهند ، فقط برای اینکه بدانند که آنها ناخواسته رابطه را هدایت می کنند ، به جای اینکه با درک و تمایل متقابل پیش بروند.
به یاد داشته باشید ، اشکالی ندارد که بگویید چرا انجام می دهید یا نمی خواهید با شریک زندگی خود کاری انجام دهید. با فرض اینکه آنها سوء تفاهم خواهند کرد یا اینکه باعث ایجاد دعوا می شود ، عدم اعتماد به توانایی آنها در رسیدگی به احساسات شما را نشان می دهد ، و این مهم است که در مورد این موضوع تأمل کنید.
در هر رابطه سالم ، هر دو صدا شنیده می شوند و به همان اندازه ارزش دارند. با افزایش قدم ، شما همچنین بار خود را از شریک زندگی خود تغییر می دهید تا همیشه مسئولیت آن را بر عهده بگیرید و یک رابطه صادقانه تر و متعادل تر ایجاد کنید.
2. بطری کردن احساسات ممکن است منجر به شکست اعتماد شود
مردم-خوشحالی اغلب نیازها یا خواسته های دیگران را بر خودشان در اولویت قرار می دهند ، که می تواند نیاز آنها به استقلال را ناامید کند. طبق نظریه اساسی نیاز روانشناختی ، استقلال شامل انتخاب هایی است که برای خود داوطلبانه و معتبر احساس می شود و برای رفاه ما بسیار مهم است.
هنگامی که مردم-خواسته های خود را برای خوشحال کردن دیگران سرکوب می کنند ، ممکن است احساس فشار یا درگیری داخلی را تجربه کنند و منجر به احساس فشار در جهت ناخواسته شوند. آنها ممکن است ناامیدی های خود را تا زمانی که در نهایت منفجر شوند ، پس از تحمل رفتاری که برای مدت طولانی از آن بیزار هستند ، عقب نگه دارند.
این واکنش تأخیر می تواند به از دست دادن اعتماد منجر شود ، زیرا درک این مسئله برای شریک دیگر دشوار می شود که چرا برخی از احساسات زودتر به آن ارتباط برقرار نشده است. صداقت و باز بودن برای حفظ رابطه سالم بسیار مهم است.
برای پرداختن به این امر ، مردم-لذت می توانند با ادعای خود در شرایط کم ارزش شروع کنند. به عنوان مثال ، اگر شریک زندگی شما به طور مرتب برای شما هر دو برنامه می کند ، صحبت کنید و به آنها بگویید که وقتی در هیئت مدیره نیستید. در واقعیت ، شریک زندگی شما ممکن است متوجه نشود که شما به همان اندازه که فرض می کنید از چیزهای خاصی لذت نمی برید ، زیرا شما هرگز چیزی نگفته اید.
3. شریک زندگی شما ممکن است از عدم تعادل قدرت موجود بیزار باشد
شریک زندگی که به طور مداوم دیگری را قرار می دهد ممکن است باور کند که مورد توجه قرار می گیرد ، اما این پویا می تواند احساس کند. شریک زندگی در پایان ممکن است هرگز این عدم تعادل قدرت را در روابط خواسته باشد. آنها ممکن است همکاری با برابر را داشته باشند ، جایی که نیازها و خواسته های افراد مورد احترام و متعادل قرار می گیرند.
در حقیقت ، یک مطالعه 2021 نشان می دهد که تصمیم گیری مشترک در زوج ها با احساس بالاتر از قدرت و رضایت از روابط همراه است. هنگامی که هر دو شریک درگیر تصمیمات هستند ، احساس تأثیر بیشتری می کنند ، که پویایی متعادل تر و هماهنگ تر ایجاد می کند. این رویکرد مشترک به جای اینکه یک نفر بر روند تصمیم گیری مسلط شود ، برابری و همکاری را تقویت می کند.
نیازی به “ارسال” به شریک زندگی خود نیست. شما نباید به کسی قدرت کنترل روابط را بدهید ، به خصوص اگر آنها آن را درخواست نکرده اند. هر دو شریک باید احساس قدرت کنند تا به طور مساوی مشارکت کنند.
زوجین با ارزش گذاری ورودی یکدیگر و تصمیم گیری در کنار یکدیگر ، می توانند رابطه ای قوی تر و تحقق بخش تر برقرار کنند که در آن هر دو نفر احساس شنیدن ، احترام و به همان اندازه سرمایه گذاری می کنند.
هنگامی که هر دو شریک نیازهای خود را به اشتراک می گذارند ، یک رابطه رونق می گیرد. اگر یک نفر دائماً خواسته های خود را سرکوب کند و آنها را به برقراری ارتباط نکند ، می تواند پویایی نامتعادل ایجاد کند که موفقیت این رابطه را تهدید کند.
ارتباطات باز مانع از عدم تعادل روابط و در نهایت ناکامی می شود. یک شریک دوست داشتنی می خواهد نیازهای شما را درک کند و برآورده کند ، اما این رابطه فقط در صورتی که به آنها فرصت انجام این کار را می دهد ، کار می کند.
نسخه مشابهی از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.