مشتری ها مانند ساعت کار به دفتر من می روند و هر کدام چمدان معمول مبارزات خود را دارند – ازدواج ، بچه ها ، مشاغل ، به همراه تمام احساسات درهم و برهم که با آنها همراه است. اما اخیراً ، چیزی تغییر یافته است. وزن جدید در هوا آویزان است و نوع دیگری از مبارزات جلسات ما را غلیظ می کند. و من می دانم که این فقط من نیستم. من بررسی کردم – همکارانم در سراسر هیئت مدیره همین موضوع را متوجه می شوند.
دنیای خارج در حال کج شدن است ، و مشتری های من احساس می کنند که زمین در زیر آنها تغییر می کند. با اطمینان از آنها که یک بار به آنها متکی بودند – ثبات جهانی ، دموکراسی ، احساس ایمنی خودشان – اکنون به اندازه یک خانه کارت شکننده هستند. و ترس این باعث می شود که در حال حاضر فقط در حال حاضر باقی بماند. این فاجعه را به جلو می اندازد ، و آنها را در اینجا و اکنون واقعیت می گذارند و مستقیماً به آینده ای پر از دیستوپیایی می پردازند:
آنها همه چیزهای جدید و کشنده تر را که کل جمعیت را از بین می برد ، تصور می کنند ، خانواده هایی که توسط دستورات دولت از هم جدا شده اند ، کشوری که در یک وضعیت نظارتی پیشرفته قرار می گیرند. صدای آنها به محض اینکه این ترس ها را رنگ می کنند ، چشمانشان با عدم قطعیت گسترده می شوند-سپس با خنده عصبی و نگاه امیدوار کننده به جهت من ، آنها می پرسند ، نیمی از شوخی ، نیمه پرشور ،
“بنابراین … آیا می توانید این را برطرف کنید؟”
من به صندلی خود تکیه می دهم ، لبخندی ملایم به آنها ارائه می دهم و می گویم “البته می توانم.”
در زیر روش ها پاسخ ها نهفته است
این درست است – دقیقاً دقیقاً به روشی که آنها امیدوار هستند.
پس من به آنها چه می گویم؟
من به آنها می گویم که علم به من چه می گوید.
“اول ،” من شروع می کنم ، با تکیه های مکالمه ، “من می دانم که شما به دنبال چه چیزی هستید – یک روش ساده و بی پروا که می توانیم اعمال کنیم که دوباره چیزها را درست می کند. پنج قدم ، شاید هفت ، این نه تنها احساس شما را تغییر می دهد بلکه جهان را در حالی که ما در آن هستیم تغییر می دهد. “
من یک پوشه را از کنار صندلی خود می گیرم و با غلظت اغراق آمیز از آن عبور می کنم. “بیایید ببینیم … یک طرح نه مرحله ای؟ نه تنظیم مجدد 30 روزه؟ نزدیک ، اما نه کاملاً. آه ، در اینجا یک امیدوار کننده است … “صدای من خاموش می شود ، سپس من با یک نگاه دلسوزانه نگاه می کنم.
“این چیز است – هیچ یک از این روش ها جواب نمی دهند.”
من توضیح می دهم که هر رویکردی در این پوشه جامد است-با تحقیقات و طراحی تخصصی طراحی شده است. اما همانطور که بروس والپولد و زاک ایمل کشف کردند ، همه آنها در مورد یکسان کار می کنند. تحقیقات آنها نشان داد که تمام روشهای به خوبی توسعه یافته برای تغییر به همان اندازه مؤثر هستند-هیچ قهرمان بزرگی در ترکیب وجود ندارد ، هیچ رویکردی واحد از بقیه پیشی نمی گیرد. (Walpold & Imel ، 2015)
و ، در اینجا یک زنجبیل واقعی وجود دارد: آنها همچنین دریافتند که مردم وقتی در یک روش سفت و سخت و یک اندازه متناسب هستند ، با تغییر می جنگند. به نظر می رسد که وقتی به ما جهت داده می شویم ، اما آزادی حرکت را نیز با تغییر چیزها بهتر می کنیم. (Wampold & Imel ، 2015)
پوشه را به آرامی می بندم. “بنابراین ، من نمی خواهم به شما روشی بدهم. من قصد دارم به شما چیزی بهتر بدهم – آنچه علم به ما می گوید از همه بهتر کار می کند.
محققان کشف مهمی را انجام دادند: وقتی فهمیدند که هیچ روش واحدی بهتر نیست ، آنها را باز کردند ، به داخل آنها نگاه کردند و عناصری را جستجو کردند که در واقع باعث کار آنها شد. و حدس بزنید که چه چیزی پیدا کردند؟ (هافمن و هایز ، 2019)
“معلوم شد که هر روش مؤثر برای تغییر فقط توسط دو عنصر اصلی ساخته شده است. این دو ماده مخفی بودند – جادوی پشت آن. اگر بتوانیم اینها را بیاموزیم ، می توانیم خودمان را تغییر دهیم – و جهان را تغییر دهیم. ” (Zvelc & Zvelc ، 2021)
دو ماده مخفی
اول ، سکون – هنر استقبال از زندگی در هنگام آشکار شدن ، برآورده کردن هر فکر ، تجربه و احساس با باز بودن و کنجکاوی ، عاری از وزن انتظار.
دوم ، دلسوزی – هنر ملاقات با قلب باز و پاسخ دادن به آن با مهربانی ، لطافت و تمایل به ایستادن در کنار خود و دیگران.
اما این چالش است: دنیایی که ما در آن متولد شده ایم ، هیچ یک از این موارد را پرورش نمی دهد. کاملاً برعکس – ما تقریباً از بدو تولد از هر دو دور شده ایم. به ما گفته می شود که سریع حرکت کنیم ، ادامه دهید و با سرعت بی امان فرهنگ عجله کنید. و این دقیقاً همان چیزی است که ما را از سکون باز می دارد – زیرا سرعت بیش از حضور دارد. این همان چیزی است که ما را از دلسوزی فاصله می دهد – زیرا کارآیی در مورد همدلی در اولویت قرار می گیرد.
اما سکون و دلسوزی راه هایی برای این است که بتوانیم هر لحظه به آن برگردیم. و به عنوان دو عنصر اساسی تحول ، ما اکنون بیش از هر زمان دیگری به آنها احتیاج خواهیم داشت – به ویژه هنگامی که جهان احساس می کند که از کنترل خارج می شود و ما آرزو داریم تغییر ایجاد کنیم.
بنابراین ، من یک روش ساده برای شروع ارائه می دهم: قبل از اینکه روزنامه را باز کنید ، روی سایت خبری کلیک کنید یا از طریق رسانه های اجتماعی پیمایش کنید – مکث کنید. نفس خود را بگیرید. آن را عمیق تر کنید. و قصد خود را تنظیم کنید: برای دیدار با هر کجا که با صراحت و کنجکاوی می بینید ، و قلب خود را در برابر رنج هایی که با آن روبرو هستید باز نگه دارید.
“اما صبر کن!” مشتریان من اعتراض می کنند ، صداهای در حال افزایش کفر هستند. “چگونه این واقعاً چیزی را تغییر می دهد؟”
خود عاقلانه بیدار می شود
این زمانی است که من به آنها قسمت مورد علاقه خود را می گویم – آنچه علوم اعصاب و روانشناسی در مورد نحوه تحول خودمان و به نوبه خود دنیای اطراف ما کشف کرده اند.
من توضیح می دهم که علوم اعصاب نشان داده است که مغز دارای دو سیستم عامل اساساً متفاوت است: اول ، می تواند به عنوان ما کار کند خود معمول – کسی که هر روز با آن شناسایی می کنیم. این توسط خاطرات ، صفات ، افکار ، احساسات و احساسات ما شکل گرفته است و دائماً آنها را در یک روایت شخصی می بافت.
اما در پشت این ، بی سر و صدا در حال حاضر و غالباً مورد توجه قرار نمی گیرد ، دومین سیستم عامل مغز ما است: ما عاقلانه – یک حضور پایدار و غیرقابل توصیف که در افکار یا احساسات درهم تنیده نمی شود ، اما به سادگی آنها را متوجه می شود. (لوتز و همکاران ، 2006)
من به مشتریانم می گویم که از خود معمول خود به عنوان ابرها فکر کنند – یک ابر ممکن است یک نگرانی باشد ، دیگری یک خاطره دردناک ، هر یک از آنها در داخل و خارج از دید. سپس ، من توضیح می دهم که خود خردمند خود ابر دیگری نیست – این چیزی است که فراتر از آنها وجود دارد: آسمان آبی وسیع ، ثابت و تغییر ناپذیر ، همیشه موجود است و نور و گرما را فرو می برد.
و اینجاست که سکون و دلسوزی به عنوان عوامل تغییر وارد می شوند. وقتی آنها را در آغوش می گیریم ، خود خردمند قدم می گذارد – و همه چیز تغییر می کند.
اول ، احساسات دشوار چنگال خود را از دست می دهند. واکنش های تند و تیز ما نرم می شود و اصرار ناامید ما برای رفع همه چیز درست در این شلیک دوم. (هیز و همکاران ، 2012)
اما در اینجا بهترین قسمت است. محققان دریافتند که وقتی سکون و دلسوزی خود را از بین می برد ، می تواند کاری خارق العاده انجام دهد. این ظرفیت خود درمانی طبیعی دارد. این بخش آرام و پایدار از ما می دانیم که چگونه می توان سکون و دلسوزی را از طریق آنچه در درون ما و اطراف ما شکسته شده است ، بافته کنیم ، و به آرامی همه چیز را به هم می رسانند و به یک تمامیت عمیق تر و انعطاف پذیر تر می پردازیم. (Zvelc ، 2012)
این نمی تواند گذشته را خنثیسازی کند یا جهان را به آنچه که قبلاً بود برگرداند. اما این می تواند شکستگی را که ما تجربه می کنیم به وجود آورد و آن را به چیزی زیبا تبدیل کنیم.
دقیقاً چگونه خود خردمند ما این کار را برای یک بار دیگر انجام می دهد – من آن را برای پست بعدی خود ذخیره می کنم (قول می دهم). اما در حال حاضر ، این کافی است که این را بدانید: سکون و دلسوزی قدرتمندترین منبع تحول را که داریم بیدار شد.
بنابراین ، آن را برای اندازه امتحان کنید. به خصوص در این مواقع تغییر سریع آتش ، ببینید چه اتفاقی می افتد وقتی مکث می کنید ، نفس می کشید و زندگی را با باز بودن و مهربانی بیشتر ملاقات می کنید. و ، هنگامی که شما انجام می دهید – دوباره بنویسید. به من بگویید چه چیزی را متوجه شده اید ، و آیا و چگونه برای شما کار کرده است.