آیا تا به حال در ترافیک گیر کرده اید که هیچ کس حرکت نمی کند ، شاخ های ثابت در حال لرزیدن ، وسوسه کننده ها در حال افزایش است و شما فقط در آنجا می نشینید ، فقط به جلو می روید تا دوباره مسدود شود؟ این Gridlock است. در اصل ، وقتی همه سعی در پیشروی دارند ، اما آنها آنقدر درگیر هستند که هیچ کس نمی تواند.
حال تصور کنید که در روابط خود – وضعیتی که هر دو سعی می کنید و به همان اندازه به نظر می رسد به یکدیگر اهمیت می دهید. اما به نوعی ، شما همچنان به همان دیوار ضربه می زنید – در همان مبارزه حلقه می زنید ، همان مین های زمینی را گول می زنید و به همان سکوت می چرخید. این احساس می کند مهم نیست که شما چه می گویید یا انجام می دهید ، هیچ چیز تغییر نمی کند. این همان چیزی است که “شبکه رابطه” به نظر می رسد.
این زمانی است که زوجین در درگیری های مکرر که اغلب در ارزش های عمیق نگه داشته می شوند ، نیازهای عاطفی برآورده یا رویاهای ناگفته دارند ، گیر می کنند. اینها اختلاف نظر در سطح نیستند. آنها درگیری های سطح هسته ای هستند که احساس می کنند غیر منقول هستند. با گذشت زمان ، آنها فقط باعث ایجاد اصطکاک نمی شوند بلکه مسافت عاطفی و تعطیل تدریجی ایجاد می کنند.
آنچه باعث می شود زوجین در Gridlock گیر کرده باشند ، همیشه خود مسئله نیست. گاهی اوقات ، این داستانی است که شما شروع به گفتن خود می کنید که چرا همه چیز کار نمی کند. دروغهایی که شما در مورد عشق ، در مورد یکدیگر و در مورد آنچه که “باید” اتفاق می افتد می تواند شما را به دام بیفتد تا درگیری واقعی تا کنون باشد.
در اینجا دو دروغ ذکر شده است که شما را در Gridlock رابطه گیر کرده است.
1. “ما فقط به اندازه کافی ارتباط برقرار نمی کنیم”
در رابطه ای که در Gridlock گیر کرده است ، اغلب احساس می شود که مسئله عدم برقراری ارتباط است. ممکن است خود را بیشتر با شریک زندگی خود بحث کنید یا شاید اصلاً به سختی صحبت کنید. مکالمات ممکن است به ناامیدی مارپیچ شوند و منجر به این عقیده شوند که شما باید “بیشتر صحبت کنید”.
با این حال ، واقعیت این است که شما دائماً در حال برقراری ارتباط هستید اما شاید به طریقی که نزدیکی را ایجاد می کند. غالباً ، آنچه بیان می شود ناامیدی است نه نیازهای اساسی یا احساسات. این می تواند به عنوان سرزنش ، طعنه ، رول چشم یا سکوت آشکار شود ، که همه اشکال ارتباطی هستند که ممکن است پیام های ناخواسته ارسال کنند.
هنگامی که امنیت عاطفی فاقد آن است ، حتی مکالمات روتین نیز می توانند احساس شارژ کنند. کلمات به راحتی می توانند به جای اتصال به ابزاری برای دفاع تبدیل شوند.
یک مطالعه 2021 نشان می دهد که این فقط مربوط به میزان صحبت با یک شریک نیست ، بلکه در مورد آن است چگونه شما صحبت می کنید محققان دریافتند که وقتی زوجین ارتباط منفی کمتری نسبت به حد معمول تجربه می کنند ، تمایل دارند در آن لحظه احساس رضایت بیشتری در رابطه خود کنند.
ارتباط مثبت (مانند تعارف ، گرما یا گوش دادن فعال) پیوندهای محکمی با رضایت در زوج ها به مرور زمان نشان نداد. این بدان معنا نیست که ارتباط مثبت بی اهمیت است ، اما نشان می دهد که کاهش منفی اغلب بیشتر از افزودن مثبت در لحظات کرنش اهمیت دارد.
این امر برای سرزنش ، ناامیدی و طعنه شایع است که به یک هنجار در روابط گیر شده در Gridlock تبدیل شود. با گذشت زمان ، استدلال ها می توانند احساس کمتری مانند بحث و گفتگو کنند و بیشتر شبیه نبردها برای پیروزی هستند – خدمت به نفس به جای تقویت درک.
در این لحظات ، تمرکز از حل مسئله به رضایت از غرور شخصی یا اثبات یک نکته تغییر می کند. برای اصلاح این امر ، به جای هدف “مثبت تر بودن” ، سعی کنید بر کاهش دفاعی و قضاوت تمرکز کنید. تمرین کنید تا احساسات شریک زندگی خود را بازتاب دهید ، حتی اگر موافق نباشید ، فضای امن تری برای تبادل عاطفی ایجاد کنید.
اولویت بندی همدلی و ایجاد فضایی که هر دو شریک زندگی واقعاً شنیده می شوند می توانند به شما کمک کنند تا از این چرخه خلاص شوید. این تغییر امکان برقراری ارتباط عمیق تر را فراهم می کند و رابطه را پویا از درگیری به همکاری می کند.
2. “آنها هرگز تغییر نمی کنند”
وقتی مدت طولانی با کسی بوده اید ، طبیعی است که یک نقشه ذهنی از آنها بسازید – الگوهای ، ترجیحات آنها ، سؤالات و نقص های درک شده. این نسخه از آنها آشنا و قابل پیش بینی می شود ، با تاریخ مشترک و حافظه عاطفی شکل می گیرد.
اما با گذشت زمان ، این آشنایی می تواند سفت و سخت شود. شما نه تنها به آنچه اکنون انجام می دهند بلکه به آنچه انتظار دارید بر اساس تجربیات گذشته انجام دهند ، واکنش نشان می دهید. حتی اگر آنها شروع به ایجاد تغییر جزئی مانند تلاش برای گوش دادن بیشتر ، پاسخ متفاوت یا ظاهر شدن به روش های جدید کنند ، این تغییرات هنوز هم ممکن است مورد توجه قرار گیرند زیرا ممکن است متناسب با نسخه آنها نباشد که قبلاً در ذهن شما زندگی می کنند.
این فیلتر ذهنی می تواند پیشرفت در زمان واقعی را دشوار کند. همچنین احتمال تفسیر اقدامات خنثی یا حتی مثبت را از طریق یک لنز شکاک یا مکرر افزایش می دهد. به عنوان مثال ، ممکن است خودتان فکر کنید ، “آنها فقط این کار را انجام می دهند زیرا من چیزی گفتم” یا “آنها به نحوه بازگشت آنها برمی گردند.” در واقع ، درک شما گیر می شود ، حتی اگر شریک زندگی تان به آرامی در حال تحول باشد.
این مسئله همچنین مسئله دیگری را به سطح می بخشد. هنگامی که رابطه گیر می کند ، کانون توجه اغلب به شریک زندگی شما می رسد – چه آنها نیاز به تغییر یا چگونگی نیاز به رشد آنها. اما این تمرکز می تواند چنان مصرف کننده باشد که به راحتی می توان از نقش خود در پویا غافل شد.
نکته اصلی در اینجا تعادل است. در حالی که شناخت و تشویق رشد شریک زندگی خود مهم است ، تأمل در رفتارهای خود و اینکه چگونه می توانید در یک رابطه سالم تر و در حال تحول مشارکت کنید ، به همان اندازه حیاتی است.
به جای اینکه انتظار داشته باشم که فقط از آنها تغییر کند ، در نظر بگیرید: “چه عادت ها ، واکنش ها یا انتظارات را حفظ می کنم که ممکن است رابطه را در یک حلقه گیر کرده باشد؟” بعضی اوقات ، با تغییر الگوهای خود ، خواه صبور تر شود ، از تلاش آنها یا تغییر سبک ارتباطی خود ، می توانید چرخه را بشکنید و جایی برای تحول متقابل ایجاد کنید. روابط هنگامی شکوفا می شود که هر دو نفر مایل به تکامل باشند ، نه فقط شخص دیگر.
نکته اصلی در خلاص شدن از Gridlock رابطه ، پذیرش این ایده است که رشد یک تلاش یک طرفه نیست. به جای اینکه منتظر تکامل شریک زندگی خود باشید ، با پرسیدن از خود شروع کنید ، “چگونه می توانم متفاوت ظاهر شوم؟ چگونه می توانم در شکستن چرخه کمک کنم؟”
روابط هنگامی رونق می گیرد که هر دو نفر مایل به کنار گذاشتن از الگوهای قدیمی هستند و پویایی را ایجاد می کنند که بر روی دیدگاه های تازه و تکامل مداوم ساخته شده است. تغییر با شما شروع می شود و با داشتن بخشی از خود ، از شریک زندگی خود دعوت می کنید تا همین کار را انجام دهد – باز کردن پتانسیل برای یک ارتباط قوی تر و سازگار تر.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.