منبع: الف وینیسیوس / Unsplash
اصطلاح “ماکیاولی” از دیپلمات و فیلسوف ایتالیایی رنسانس نیکولو ماکیاولی گرفته شده است که نام او مترادف با حیله گری، استراتژی و دستکاری شده است.
به عنوان یک ویژگی شخصیتی، ماکیاولیسم با استفاده از فریب و دستکاری برای دستیابی به اهداف شخصی مشخص می شود که اغلب به هزینه دیگران تمام می شود. این بخشی از “چهارتا تاریک” ویژگی های شخصیتی، همراه با خودشیفتگی، روان پریشی و سادیسم است.
تحقیق منتشر شده در مرزها در روانشناسی ویژگیهای عاطفی ماکیاولیسم را مورد بررسی قرار داد و یک تعامل پیچیده بین کمبودهای عاطفی، سطوح پایینتر همدلی و دستکاری بینفردی آن را آشکار کرد.
بر اساس این مطالعه، دو ویژگی اصلی ماکیاولیسم وجود دارد.
1. اختلال عملکرد عاطفی
ویژگی کلیدی افراد دارای سطوح بالای ماکیاولیسم، جدایی عاطفی آنهاست. آنها اغلب رفتاری سرد و گوشه گیر از خود نشان می دهند و دیدگاهی بدبینانه نسبت به جهان اتخاذ می کنند. این گسست عاطفی صرفاً فقدان همدلی نیست. این شامل نقایص عاطفی خاص، مانند “ناگویی خلقی”، ناتوانی در شناسایی و توصیف احساسات خود و “بی لذت”، کاهش حساسیت به تجربیات لذت بخش است.
میتوان فرض کرد که افراد ماکیاولی دارای مهارتهای اجتماعی برتری هستند، مانند توانایی خواندن دقیق احساسات و انگیزههای دیگران، که آنها را قادر میسازد تا موقعیتهای اجتماعی را به نفع خود دستکاری کنند.
با این حال، محققان تصویر ظریف تری ارائه می دهند. در حالی که آنها ممکن است نشانه های اجتماعی اساسی را درک کنند و از آنها به صورت استراتژیک استفاده کنند، اغلب فاقد همدلی شناختی واقعی هستند که شامل درک احساسات پیچیده و تفاوت های ظریف تجربیات دیگران است.
این نقاط کور احساسی، برقراری ارتباط با دیگران را در سطح عاطفی برای آنها دشوار می کند. برای افراد ماکیاولی، این می تواند به عنوان فقدان قابلیت های درون نگر و تمایل به رفتارهای دستکاری تجلی یابد.
فقدان آگاهی عاطفی آنها همچنین می تواند آنها را نسبت به پیامدهای اعمال خود کمتر پاسخگو باشد، زیرا آنها فاقد بازخورد عاطفی هستند که در غیر این صورت ممکن است از رفتارهای مضر جلوگیری کند. در نتیجه، افراد ماکیاولیستی ممکن است از طریق دستکاری و کنترل دیگران به دنبال رضایت باشند تا از طریق تعاملات سالم و مثبت.
2. فریبکاری برای نفع شخصی
افراد ماکیاولی معمولا معتقدند که هدف وسیله را توجیه می کند. این طرز فکر به آنها اجازه می دهد تا از فریب و دستکاری برای دستیابی به اهداف شخصی بدون شک و تردیدهای اخلاقی که معمولاً با چنین رفتاری همراه است، استفاده کنند.
کمبودهای عاطفی آنها میتواند منجر به دیدگاه بدبینانه از انسانیت شود، زیرا ممکن است رفتار دیگران را از دریچه تمایلات دستکاری خود تفسیر کنند، با این فرض که دیگران به یک اندازه خودخواه هستند.
علاوه بر این، یک مطالعه در سال 2017 منتشر شده در مجله روانشناسی اروپا نشان می دهد که چنین رفتاری عمیقاً بر کیفیت روابط بین فردی آنها تأثیر می گذارد.
محققان توضیح میدهند: «زنانی که سطوح بالاتری از ماکیاولیسم داشتند، شریک زندگیشان را کمتر قابل اعتماد میدانستند، گزارش کردند که کمتر به شریک زندگیشان ایمان دارند و تمایل کمتری به ادامه رابطه داشتند.»
محققان با اشاره به تأثیرات نگران کننده این طرز فکر می افزایند: «کسانی که سطوح بالایی از ماکیاولیسم داشتند، بیشتر درگیر کنترل رفتار و سوء استفاده عاطفی بودند.
مطالعه 2023 منتشر شده در شخصیت و تفاوت های فردی همچنین دریافتند که چنین افرادی نسبت به دیگران کمتر بخشنده هستند، به احتمال زیاد بر روی بی عدالتی های ادراک شده تمرکز می کنند و به دنبال انتقام می گردند، که این امر باورهای بدبینانه آنها را بیشتر تقویت می کند.
بوبان ندلکوویچ، نویسنده اصلی، می نویسد: «افراد دارای ماکیاولیسم بالا اگر کسی پاداش یا ارتقای مورد نظر خود را دریافت کند، به راحتی می توانند خشم را در محیط های دانشگاهی یا شرکتی تجربه کنند، و ممکن است دست به اقداماتی دستکاری بزنند تا موفقیت آن فرد را به عنوان جبرانی برای بی عدالتی درک شده، تضعیف کنند. نمونه ای از چگونگی این تمایلات در زندگی واقعی.
با این حال، تشخیص اینکه این صفات در یک طیف وجود دارند ضروری است. در حالی که برخی از افراد ممکن است سطوح بالایی از ماکیاولیسم را نشان دهند، برخی دیگر ممکن است این تمایلات را در سطوح پایین تر یا در موقعیت های بسیار خاص نشان دهند.
این رفتارهای مضر را از بین نمیبرد، بلکه لنزی را ارائه میکند که از طریق آن میتوانیم این اعمال را نه تنها به عنوان انتخابهای محاسبهشده، بلکه نشانههای یک مبارزه روانی عمیقتر ببینیم. چالشهای عاطفی و بدبینی عمیق آنها در مورد طبیعت انسان منجر به تلاشهای نادرست برای کنترل محیط خود به روشهایی میشود که معتقدند برای حفظ خود ضروری است.
برای هر کسی که ممکن است خود را درگیر یک فرد ماکیاولیستی ببیند، تعیین مرزهای واضح و محافظت از خود در برابر دستکاری ضروری است. برای کسانی که این ویژگی ها را در خود می شناسند، جستجوی حمایت و مداخله حرفه ای می تواند گامی قدرتمند به سوی رشد شخصی و روابط سالم تر باشد و به طور بالقوه چرخه دستکاری و بی اعتمادی را بشکند.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.