منبع: lexashka / Adobe Stock
سخت است که در بزرگسالی به تجارب خاص دوران کودکی پی ببریم. افرادی که تربیتهای مشابهی دارند میتوانند بسیار متفاوت باشند، و بچههایی که زندگی خانگی کاملاً متفاوتی دارند میتوانند به بزرگسالانی تبدیل شوند که الگوهای عاطفی یا رفتاری زیادی دارند.
با این وجود، مطالعات تحقیقاتی به طور مداوم نشان می دهد که تجارب دشوار در خانواده اصلی، خطر مشکلات مختلف را در آینده افزایش می دهد. تجربه من به عنوان یک درمانگر این یافته ها را تایید می کند و بسیاری از اثرات طولانی مدت دوران سخت کودکی را آشکار می کند.
در برخی موارد، گذشته دردناک شامل تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACE) مانند بیماری روانی عمده والدین یا شاهد خشونت خانگی است. برای دیگران، استرس دوران کودکی به شکل یک محیط پر هرج و مرج است، مانند یک خانه آشفته و بیش از حد تحریک کننده و فقدان ساختار خانواده و روال معمول (مارش و همکاران، 2020).
16 نشانه زیر از زندگی دشوار اولیه در خانه بر اساس تحقیقات و همچنین مشاهدات من در درمان است.
1. آرام گرفتن سخت است.
شما احساس می کنید که باید همیشه سازنده باشید. اگر یک لحظه خالی دارید، به دنبال چیزی برای پر کردن آن هستید. آرام کردن به معنای پایین آوردن قدرت دفاعی شماست و ناامید کردن گاردتان احساس امنیت نمی کند.
2. کار کردن راحت تر از استراحت است.
به همین ترتیب، شما با تعطیلات و تعطیلات و حتی آخر هفته ها دست و پنجه نرم می کنید. زمان توقف به معنای زمان بیشتری برای احساس ناراحتی و بی قراری است. این یک آرامش است برای بازگشت به سنگ.
3. برنده شدن اعتماد شما سخت و از دست دادن آسان است.
اوایل یاد گرفتید که تنها کسی که واقعاً می توانید روی آن حساب کنید خودتان هستید. شما انتظار ندارید دیگران قابل اعتماد باشند و مطمئن هستید که در یک مقطع زمانی شما را ناامید خواهند کرد، حتی آنهایی که تا کنون همیشه در کنار شما بوده اند.
4. همیشه منتظر افتادن کفش دیگر هستید.
روابط تنها چیزی نیست که به آن اعتماد ندارید. در بیشتر زندگیتان پیشبینی میکنید که فاجعهای رخ دهد – مثلاً در محل کار یا مدرسه چیزهایی از هم پاشیده شوند یا تماس تلفنی دریافت کنید که زندگی شما را برای همیشه تغییر میدهد. گاهی اوقات وقتی همه چیز به خوبی پیش می رود، شما بیش از همه احساس ناراحتی می کنید. به هر طریقی، منتظر بدترین چیزها هستید، درست مانند زمانی که بچه بودید.
5. احساسات شدید شما را ناراحت می کند.
این احساسات می تواند مال شما یا شخص دیگری باشد و ممکن است به اصطلاح احساسات منفی مانند خشم یا غم و یا حتی احساسات مثبت مانند هیجان باشد. ممکن است در سنین پایین یاد گرفته باشید که احساسات قوی اغلب پایان خوبی ندارند، بنابراین ترجیح می دهید در یک محدوده نسبتاً خنثی وجود داشته باشید.
6. از احساسات دیگران بیش از حد آگاه هستید.
شما هرگز نمی خواهید غافلگیر خشم، حسادت یا سایر احساسات دشوار شخص دیگری شوید که می دانید می تواند به چیزی بدتر تبدیل شود. در نتیجه، شما دائماً در حال ارزیابی عملکرد همه اطرافیان خود هستید.
7. برای جلوگیری از مشکلات واقعا سخت کار می کنید.
نه تنها از احساسات دیگران آگاه هستید، بلکه تلاش می کنید تا مطمئن شوید که هر مشکلی قبل از اینکه از کنترل خارج شود رسیدگی شود. شما هنوز در حال تلاش برای یافتن امنیت و ثباتی هستید که در کودکی آرزوی آن را داشتید.
8. شما یک ثابت کننده هستید.
وقتی مشکلی وجود دارد، برای حل آن وارد عمل می شوید. تا زمانی که اوضاع تحت کنترل نباشد، استراحت سخت است.
9. شما ترجیح می دهید که تحت کنترل باشید.
وقتی صحبت از کنترل شد، شما به شدت آن را ترجیح می دهید. شما ترجیح می دهید کاری را خودتان انجام دهید تا اینکه به او تفویض کنید. اگرچه این کار برای شما بیشتر است، حداقل می دانید که به درستی انجام خواهد شد. کنار گذاشتن کنترل مسائل مربوط به اعتماد و احتمال ناامید شدن را ایجاد می کند.
10. برای احساس امنیت در روابط تلاش می کنید.
شما اغلب نگران این هستید که دوستان یا شرکای عاشقانه شما علاقه خود را از دست دهند یا به شما خیانت کنند. روابط اولیه شما غیرقابل پیش بینی بود و نمی توانید انتظار بیشتری از آن داشته باشید. حتی گاهی ممکن است پیشگیرانه یک رابطه را قطع کنید و قبل از اینکه ترک کنید آن را ترک کنید.
11. زمانی که استرس زیاد است مستعد حملات وحشت هستید.
همین حس ناامنی می تواند زمانی که احساس می کنید غرق شده اید یا حتی از حالت عادی خارج می شوید، می تواند به صورت هراس ظاهر شود. ممکن است طلسمهای ناگهانی اضطراب شدید داشته باشید و احساس کنید که با بدن یا محیط اطراف خود جدا شدهاید، همراه با احساس قدرتمندی از عذاب قریبالوقوع. شاید برای رانندگی یا ترک خانه مشکل دارید.
12. شما تمایل دارید مردم را خشنود کنید.
افراد ناراضی غم و اندوه زیادی را برای شما به ارمغان آورده اند، بنابراین شما دست از تلاش خود بردارید و سعی کنید مردم را خوشحال کنید. بر این اساس، شما حاضرید خواسته ها و ترجیحات خود را قربانی کنید تا به دیگران آنچه را که فکر می کنید می خواهند بدهید.
13. اعتماد ندارید که هر چیز خوبی دوام بیاورد.
به نظر می رسد شما این باور اصلی ضمنی را دارید که «هیچ چیز خوب برای مدت طولانی دوام نمی آورد»، بر اساس تجربیات دردناک ناامیدی از دوران کودکی شما. ذهن شما تمایل دارد هر چیز مثبتی را به عنوان استثناهایی که ناپدید می شوند تلقی کند.
14. شما تمایل به افسردگی دارید.
شما سرباز میشوید و سرتان را تا زمانی که میتوانید بالا نگه دارید، اما گاهی اوقات به نقطه شکست میرسید و احساس میکنید همه چیز در حال فروپاشی است. در طول این اپیزودها، یافتن امید یا حتی انگیزه برای بلند شدن از رختخواب سخت است (فون استام، 2024).
15. شما از این که زندگی تان چگونه پیش رفته راضی نیستید.
مشکلات در اوایل زندگی اغلب رضایت کمتری از زندگی را در بزرگسالی پیشبینی میکنند (هیوز و همکاران، 2017)، چه به دلیل ناامیدی از چگونگی پیشرفته و چه به این دلیل که نمیتوانید از خوبیهای زندگیتان لذت ببرید.
16. شما به راحتی مبهوت می شوید.
استرس و ضربه های روحی در سال های اولیه زندگی ممکن است سیستم عصبی شما را به شدت نسبت به توهین های بیرونی حساس کند. محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) شما ممکن است بیش از حد کار کند تا سیستم شما را با کورتیزول و سایر هورمون های استرس پر کند (کرید و همکاران، 2023)، و شما احساس می کنید که همیشه در معرض خطر و تحت محاصره هستید.
اگر در بسیاری از این توصیفات خود را می شناسید، دل ببندید: شما تنها نیستید. و در حالی که ممکن است گاهی اوقات احساس کنید که شکسته اید، شما همچنین قدرت باورنکردنی دارید. با وجود این چالش های اولیه، شما زنده مانده اید. و بیشتر از آن: شما دوستانی پیدا کرده اید و راه هایی برای لذت بردن از زندگی پیدا کرده اید. شما کشف کرده اید که در چه چیزی مهارت دارید. شما یاد گرفته اید که دوست داشتن چیست.
از طریق همه چیزهایی که ادامه داده اید، درست مثل الان – حتی در روزهای تاریک که قلب شما شکسته است و ترک کردن آن بسیار آسان است. تسلیم نشدی پافشاری در مواجهه با این چالش ها نشانه شجاعت و قدرت شماست.
پس هرجا خودت را پیدا کردی با خودت مهربان باش. ممکن است در نظر داشته باشید که با یک درمانگر حمایتی صحبت کنید که می تواند به شما کمک کند درد گذشته را پردازش کنید و در زمان حال لذت بیشتری ببرید. تجربیات اولیه زندگی شما هرچه که باشد، اکنون ارزش مراقبت از آن را دارید.