این ایده که خودشیفتگی یک کیفیت پایدار است که در نهایت به یک اختلال شخصیت تبدیل می شود، فرض می کند که افراد یا خودشیفته هستند یا نیستند. شاید با فرد جدیدی آشنا شده باشید که جذاب، با اعتماد به نفس و حتی کمی کاریزماتیک به نظر می رسد. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه یک روز بدون تحریک، این شخص به سمت شما برمی خیزد و جملات توهین آمیزی می کند. ظاهراً با تعریف نکردن کافی از آنها، باعث عصبانیت آنها شده اید. شما صدمه دیده اید اما همچنین گیج شده اید. چگونه میتوانستید از سرنخهای آشکاری که نشان میدهد این شخص آنقدرها هم که فکر میکردید لذتبخش نبوده، غافل شوید؟ آیا این یک خودشیفته بود که به شکل یک فرد خوب ظاهر شده بود؟
به همان اندازه که همه این ها نگران کننده بود، تصمیم می گیرید دوباره به آن بپردازید. مطمئناً دفعه بعد که همدیگر را می بینید، به نظر می رسد که فرد به میزان قابل توجهی آرام شده است. شما تعجب می کنید که آیا آنها را بر اساس این نقص موقت اشتباه ارزیابی کرده اید.
ویژگی های متفاوت خودشیفتگی
اگرچه خودشیفتگی به عنوان یک ویژگی شخصیتی باثبات در نظر گرفته میشود، اما دلیلی وجود دارد که خودشیفتگی را کیفیتی بدانیم که میتواند در طول زمان، حتی روزانه، متفاوت باشد. همانطور که رادوسلاو روگوزا و همکارانش (دانشگاه اقتصاد و علوم انسانی ورشو، 2024) اشاره کردند، خودشیفتگی زمانی که بهعنوان یک «وضعیت» در نظر گرفته میشود میتواند «فرایندی پویا» باشد که بسته به شرایط میتواند بالا و پایین شود. این مجموعه پویایی درونی به طور بالقوه میتواند دلیل رفتار نامنظمی در آشنای جدید شما باشد.
تحقیقات قبلی که توسط نویسندگان لهستانی ذکر شده بود، خودشیفتگی را به عنوان یک نوع مفهوم «اگر-پس» توصیف میکند که بر اساس این که آیا فرد تهدیدی را درک میکند یا نه. شکل عاملی خودشیفتگی به شکل خودفروشی ظاهر می شود، «اگر تهدیدی برای خودانگاره بزرگ وجود نداشته باشد». اما، اگر تهدیدی در افق ظاهر شود، خودشیفتگی روان رنجور یا آسیبپذیر ظاهر میشود و «استراتژی به هر وسیلهای به خودسازی تغییر میدهد» (ص 2). نویسندگان در ادامه پیشنهاد میکنند که این «وسیله» تبدیل به ابزار تضاد میشود – فردی که خودشیفتگی بالایی دارد برای محافظت از حس درونی ضعیف خود به حالت حمله میرود.
به گفته روگوزا و همکاران، اگرچه محققین قبلی موافق هستند که تغییرات حالت مانند در خودشیفتگی ارزش مطالعه دارد، اما به گفته روگوزا و همکارانش، بخش تضاد را از دست دادند. برای رفع این نقص، نویسندگان به توسعه و سپس آزمایش معیاری پرداختند که میتواند نه تنها تغییرات روزانه، بلکه لحظهای در مولفه متضاد خودشیفتگی را ثبت کند.
مقیاس آنتاگونیسم خودشیفتگی (NAS)
روگوزا و همکارانش با مجموعهای از 30 صفت که قبلاً توسعه داده شده بود، بهعنوان مؤلفهای از خودشیفتگی در نظر گرفته شده بود، مجموعهای از شش مطالعه را روی نمونههای آنلاین برای پالایش و اعتبار NAS جدید خود آغاز کردند. در سه مورد از این مطالعات، نویسندگان فرضیههای خود را از قبل ثبت کردند و همه دادههای آنها به چارچوب علوم باز ارسال شد و به آنها اجازه داد کاملاً شفاف باشد.
از آنجا که آنها NAS را آشکارا در دسترس قرار دادند، می توانید خود را روی این 16 مورد آزمایش کنید، که از 30 مورد اصلی بر اساس تجزیه و تحلیل های آماری دقیق پدید آمده است:
هر صفت را بخوانید و مشخص کنید که تا چه حد شما را از 1 (اصلاً) تا 7 (بسیار زیاد) توصیف می کند:
- توهین آمیز
- کینه توز
- نقشه کشی
- تحقیر کننده
- سوء استفاده
- موذیانه
- خائنانه
- زننده
- بی ارزش کردن
- توهین آمیز
- ظالم
- محکوم کردن
- استثمارگر
- دستکاری
- کاهش ارزش
- خودپسند
آزمایش پایداری در طول زمان برای این 16 مورد شامل اداره NAS دو بار به فاصله 8 هفته بود. همانطور که فرض شد، نمرات کلی در NAS در طول زمان ثابت باقی ماندند، همانطور که نمرات معیارهای استاندارد خودشیفتگی عاملی و عصبی ثابت ماند.
با رسیدن به سوال نوسانات روزانه در خودشیفتگی، نویسندگان نسخهای از اقدامات خود را ایجاد کردند که میتوانستند در طول روز اجرا کنند و از شرکتکنندگان میخواستند که خود را «در حال حاضر» ارزیابی کنند.
12 صفت در این معیار نمونه گیری تجربه گنجانده شده است 1، 8، 13 و 15 از NAS، چهار صفت خودشیفتگی عاملی (درخشان، باشکوه، قدرتمند، معتبر) و چهار نفر از مقیاس خودشیفتگی روان رنجور یا آسیب پذیر (نادیده گرفته شده، رنجیده، سوء تفاهم شده و مورد توجه قرار نگرفته است). در این آخرین مطالعه، نویسندگان نیز ارزیابی کردند تاثیر بگذارد (به عنوان مثال، الهام گرفته، شرمنده)، همدلی (مثلاً نرمدل) و عزت نفس (مثلاً «من از خودم راضی هستم»). شرکت کنندگان با استفاده از یک مقیاس آنالوگ بصری از 0 (اصلاً) تا 100 (بسیار زیاد) خود را در همه این صفت ها رتبه بندی کردند.
دادههای روزانه نشان داد که همانطور که نویسندگان پیشبینی کردند، تغییرات روزانه درون فرد در تضاد خودشیفتگی با تغییرات در عاطفه و عزت نفس همزمان است. نمرات تضاد لحظه ای رابطه منفی با همدلی، عاطفه و عزت نفس داشتند، به این معنی که هر چه همه این نمرات کمتر باشد، تضاد بیشتر است.
اگرچه این یافتهها تا حد زیادی از نیاز به ردیابی تضاد خودشیفتگی در طول زمان پشتیبانی میکنند، اما یک نتیجه در مورد معیارهای خودشیفتگی بزرگ در مقابل نوروتیک چنین نبود. افراد دارای خودشیفتگی آسیبپذیر در طول زمان و موقعیتها تغییر نمیکنند، یافتهای که نویسندگان پیشنهاد میکنند با شواهد بالینی مطابقت دارد. اگر این را به زندگی روزمره تبدیل کنیم، این بدان معناست که این افراد دارای خودشیفتگی بزرگ هستند، مانند افرادی که به نظر میرسد به شما روی آوردهاند، که به تصویر متورم خود به عنوان نشانهای برای روشن کردن مکانیسمهای حمله خود توجه میکنند. شما نمی خواهید از خودشیفتگی متخاصم عبور کنید، به خصوص زمانی که این شخص احساس خطر می کند.
نحوه استفاده از NAS
ممکن است برای شما آموزنده باشد که رتبه های روزانه خود را از کل NAS و چهار مورد استفاده شده به عنوان بخشی از روش نمونه گیری تجربه در مطالعه روگوزا و همکاران ارائه دهید. آیا مواقعی وجود دارد که می خواهید به کسی که حباب شما را ترکیده است بچرخانید؟ رتبهبندی خود در این موارد میتواند بینشهای ارزشمندی در مورد تمایلاتی که باید در هنگام کبودی نفس خود به آن واکنش نشان دهید، ارائه دهد.
اعمال مقیاس برای افراد دیگر نیز می تواند آموزنده باشد. قبل از اینکه فردی که دارای خودشیفتگی است به دنبال شما بیاید، ببینید آیا چیزی در زبان او تشخیص می دهید که نشان می دهد ممکن است برخی از موارد NAS را هنگام صحبت در مورد افراد دیگر تأیید کند یا خیر. نشان دادن «بیتابی برای بازگشت» به کسی که تصور میکنند اشتباهی در حقشان کرده است، میتواند نشانهای عالی باشد.
شما همچنین می توانید درک درستی از آنچه که افراد دارای خودشیفتگی بالا را به سمتی سوق می دهد به دست آورید که برای شما غیرقابل پیش بینی به نظر می رسد. اگر کسی است که دوستش دارید یا دوست دارید دوستش داشته باشید، از قدرت همدلی خود استفاده کنید تا بفهمید که شاید از احساس کردن آنطور که انجام می دهند لذت نمی برند. متأسفانه، مطالعه لهستانی رویدادهای خاصی در زندگی روزمره مردم را با نوسانات در امتیازات NAS مرتبط نکرد، اما تحقیقات آینده میتواند این امکان را با استفاده از سهولت اجرای این مقیاس بررسی کند.
برای جمع بندی، خصومتی که می تواند فردی را که دارای ویژگی های خودشیفتگی بالایی است مشخص کند، می تواند دردناک و تحمل آن دشوار باشد. درک اینکه چه چیزی باعث میشود آنها در طول زمان جابجا شوند، میتواند به شما کمک کند تا بینش بیشتری در مورد فرآیندهای درونی که باعث میشود آنها را تغییر دهند.