06:18 - 2024/09/03

10 قدم برای تصمیم گیری که هرگز پشیمان نخواهید شد

[ad_1] فکر کردن به مهم‌ترین لحظات زندگی‌ام باعث می‌شود متوجه شوم که وقتی درنگ کردم تا واقعاً تصمیم‌های پیش رویم را در نظر بگیرم، نتایج چقدر متفاوت بود. خرد به دست آمده به سختی تقویت کرده است که غریزه درونی (که می تواند مفید باشد و باید در...

10 قدم برای تصمیم گیری که هرگز پشیمان نخواهید شد

[ad_1]

فکر کردن به مهم‌ترین لحظات زندگی‌ام باعث می‌شود متوجه شوم که وقتی درنگ کردم تا واقعاً تصمیم‌های پیش رویم را در نظر بگیرم، نتایج چقدر متفاوت بود. خرد به دست آمده به سختی تقویت کرده است که غریزه درونی (که می تواند مفید باشد و باید در هر فرآیند تصمیم گیری نقش داشته باشد) قاطعانه است. نه همان چیزی که برآورده شدن آرزو (که اگر عجولانه دنبال شود، اغلب منجر به نتایج منفی می شود).

بنابراین اغلب ما در طول زندگی غافل از احساسات، افکار، عواطف و احساساتی هستیم که اعمال ما را هدایت می کنند. واضح است که برای تصمیمات بزرگ، این نظارت می تواند تأثیرات مهمی داشته باشد، اما در مورد تصمیمات به ظاهر کوچک نیز صادق است. در طول روز، ما صدها تصمیم می‌گیریم – از اینکه چه زمانی از رختخواب بلند شویم، چه بخوریم، چگونه وقت خود را سازماندهی کنیم یا با دیگران تعامل کنیم، و اینکه چه رفتاری درست و نادرست است. حقیقت این است که همه این تصمیمات واقعیت، هویت و داستان ما را شکل می دهند.

گرفتن بهترین، معنادارترین، سازنده‌ترین و اخلاقی‌ترین تصمیم‌ها – زیرا، بله، پیروی از سیستم مسائل “درست و نادرست” شما – به رویکردی آگاهانه نیاز دارد، رویکردی که به شما کمک می‌کند بین گزینه‌های رقیب تمایز قائل شوید و بین عقل و احتیاط تعادل برقرار کنید. عاطفه، دل و میل.

گام هایی برای تصمیم گیری آگاهانه تر

مراحل زیر را در نظر بگیرید تا به شما کمک کند تصمیمات بهتر و آگاهانه تری بگیرید – تصمیماتی که می توانید در مورد آنها احساس خوبی داشته باشید و بدون پشیمانی با آنها زندگی کنید.

  1. وقت بگذارید و ذهن خود را پاک کنید. وقتی سعی می کنید “درست انجام دهید” نمی توانید عجول باشید. آهسته تر. زمینگیر شوید مطمئن شوید که در “پنجره تحمل” خود هستید. محیطی سازنده پیدا کنید که در آن فکر کنید – این به معنای فضای “خنثی” که اغلب اعلام می شود نیست. در عوض، ذهن خود را با چیزی هماهنگ کنید که به شما الهام می‌دهد یا به شما احساس راحتی و در عین حال زنده بودن می‌دهد. سپس یک نفس عمیق بکشید و دست به کار شوید.
  2. چالش پیش روی خود را شناسایی کنید. بدانید که می خواهید به چه چیزی برسید. مطمئن شوید که درک روشنی از آنچه در نظر دارید دارید. از خود بپرسید: «آیا «این» بهترین و دقیق‌ترین راه برای ارائه موضوع است؟ چه چیزی را از دست داده یا نادیده گرفته ام؟» تصور نکنید که راه آشکار تنها راه است. حداقل دو گزینه را در نظر بگیرید، و سپس گزینه ای را انتخاب کنید که با عقل و منطق شما هماهنگ باشد.
  3. اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را تعیین کنید. از خود بپرسید: «من چه کار کنم نیاز دارند، خواستن، و میل برای رهایی از این تصمیم؟» (نیاز یک امر ضروری برای بقا است؛ «خواستن» یک چیز خوب است؛ و «میل» چیزی است که بر اساس معنا و هدف آرزویش را دارید). سپس اولویت بندی کنید که کدام یک از این موارد بیشتر است مهم است. خود را به چالش بکشید تا تصویر بزرگتر را ببینید. از ارتفاع 30000 پایی به وضعیت نگاه کنید. با خودتان بررسی کنید که چه احساسات، احساسات، باورها و غیره نتیجه گیری شما را به دنبال دارد. سعی کنید در علف های هرز رضایت فوری گم نشوید.
  4. باهوش باش حقایق مربوطه را بدانید – نه چه چیزی شما فکر کن درست است؛ بلکه آنچه را می توان از طریق منابع معتبر تعیین کرد (قابل اعتماد کلمه عامل بودن). از خود بپرسید که آیا افراد/گروهی که اطلاعات را ارائه می دهند معتبر هستند یا خیر. اگر شخصی گفت که چیزی را شنیده، دیده یا می‌داند که «درست» است، صداقت، قصد و حافظه او را بسنجید. اگر منبعی داده‌ها را ارائه می‌دهد، نحوه جمع‌آوری آن‌ها را سوال کنید. مراقب باشید پشتکار اعتقادی، که با وجود کشف اطلاعات جدیدی که کاملاً با آن در تضاد است، به یک باور چسبیده است. برای جستجوی اطلاعات بیشتر و تأیید فرضیات آماده باشید.
  5. تعصبات خود را بپذیرید همه ما آنها را داریم. در نظر بگیرید که در مقابل چه چیزی آسیب پذیر هستید که می تواند بر تفکر شما تأثیر بگذارد یا آن را مخفی کند. همانطور که انجام می دهید، با خودتان بررسی کنید که چه چیزی در زیر سطح حباب می کند. شاید این یک احساس، احساس، یا فکر، یا یک تمایل، فرض، نظر یا روند باشد (مثلاً تیک-توک). همه آنها را در پیش زمینه بیاورید و کنجکاو شوید که چه پیام هایی را ارسال می کنند. همانطور که می خواهید، مراقب هر صدایی باشید که مانع می شود.
  6. ارزش های خود را بررسی کنید. گاهی اوقات ارزش هایی که ما واقعا داریم با ارزش هایی که فکر می کنیم متفاوت به نظر می رسند. هنگامی که ارزش های خود را در نظر می گیرید، از خود بپرسید: “من برای چه چیزی می ایستم و در برابر چه چیزی می ایستم؟” “چه کاری را هرگز انجام نمی دهم؟” “رویای انجام چه کاری را دارم؟” “برای انجام یا نکردن چه چیزی از خودم متنفرم؟” “من بدون چه چیزی (یا چه کسی) نمی توانم زندگی کنم؟” “چه چیزی را هرگز نمی فروشم یا تقدیم نمی کنم؟” “چه چیزی بیشتر همدلی من را تحریک می کند و دلسوزی من را آشکار می کند؟” “از چه چیزی عصبانی هستم؟” “من به چه کسی و چرا نگاه کنم؟” “یک یا دو ارزش را که می خواهم به فرزندانم یا شخص دیگری در زندگی خود منتقل کنم چیست؟” “چه چیزی ارزش فداکاری های بزرگ را برای حفظ آن دارد؟” نکته اینجاست که a واقعی احساس کنید که چه چیزی برای شما مهم است – چه چیزی در زندگی شما اولویت و اولویت دارد – تا بتوانید آنها را در تصمیم خود لحاظ کنید.
  7. گزینه ها را کاوش کنید. تعیین کنید که چه کاری می توانید انجام دهید تا به موضوع مورد نظر رسیدگی کنید و به اهداف خود برسید. حداقل سه ایده داشته باشید. هر چه کمتر و به اندازه کافی سخت فکر نمی کنید. با گفتن این موضوع، به پروازهای فانتزی نروید. گزینه ها را هم از نظر کمیت و هم از نظر ماهیت واقعی نگه دارید. هر خواسته ای را حذف کنید و برآورده شدن آرزوها را از بین ببرید.
  8. عواقب هر عمل را در نظر بگیرید. به هر گزینه در کنار مقادیر اصلی بیان شده خود نگاه کنید. توجه داشته باشید که کدام یک با این مقادیر هماهنگ هستند و کدام یک نیستند. تمام مواردی که آنها را نقض می کند را از بین ببرید. بعد، در نظر بگیرید که با هر گزینه چه چیزی به دست می آورید و چه چیزی را از دست خواهید داد، سپس ذینفعان را در نظر بگیرید – یعنی چه کسانی تحت تأثیر این گزینه ها قرار می گیرند و چگونه آنها را تحت تأثیر قرار می دهند. در نهایت، تعیین کنید که در صورت نیاز به فداکاری چه از سوی شما یا شخص دیگری. به طور مشابه، مشخص کنید که چه کسی، اگر کسی، به دلیل پیگیری هر گزینه آسیب ببیند یا کاهش یابد.
  9. تصمیم خود را بگیرید و متعهد شوید که اقدام کنید. گزینه‌ای را که فکر می‌کنید «درست» است، هم از نظر احساس و هم از نظر فکر، و گزینه‌ای را که معتقدید می‌توانید با آن زندگی کنید، انتخاب کنید – حتی اگر این نیاز به شجاعت داشته باشد. اگر هنوز برای تصمیم‌گیری «درست» تلاش می‌کنید، با یک حرفه‌ای یا شخصی که به او اعتماد دارید صحبت کنید – به‌ویژه، شخصی که به شخصیت و قضاوت او احترام می‌گذارید. همچنین، از خود بپرسید، “اگر این تصمیم علنی شود، چه احساسی خواهم داشت؟” یا “اگر بشنوم که شخص دیگری همین تصمیم را گرفته چه احساسی دارم؟” در نهایت، تصمیم نهایی را بر خلاف روده خود بررسی کنید – یعنی کشش درونی برای بالاترین خیر و خوشبختی شما کار می کند.
  10. در صورت لزوم به مرور زمان بررسی کنید. در ادامه راه، از خود بپرسید، “آیا تصمیمی که گرفتم نتایجی را که در نظر داشتم داشت؟” و “آیا عواقب ناخواسته یا نامطلوبی را به همراه داشته است؟” اگر چنین است، ارزیابی مجدد وضعیت و تنظیم مجدد استراتژی خود را در نظر بگیرید.

گرفتن تصمیم «درست» همیشه آسان نیست. در واقع، اغلب بسیار سخت است، به خصوص در مواجهه با گزینه های رقیب یا متضاد. ترس، دلهره و فشار می‌تواند بر ما سنگینی کند، زیرا پشیمانی یکی از دشوارترین تجربه‌های زندگی است.

زمانی که یک تصمیم معنادار برای زندگی می گیرید، در نهایت، آنچه مهم است این است که در هر مرحله از فرآیند با خودتان صادق باشید. این سالم ترین راه برای ایجاد تعادل “درست” بین سر و قلب است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان