جیم در یک خانه به هم ریخته و آشفته بزرگ شد. پدرش اغلب غیبت می کرد، در حالی که مادرش که با مصرف مواد دست و پنجه نرم می کرد، به نظر می رسید انرژی کمی برای حمایت از او با رشد او باقی می ماند. پدر و مادرش که با مسائل خودشان دست و پنجه نرم می کردند، اغلب تا شب با صدای بلند بحث می کردند و جیم جوان را ترسان و درمانده می کرد. او اغلب به حال خود رها می شد و در سنین جوانی آشپزی، نظافت و مدیریت تکالیف مدرسه اش را یاد می گرفت.
مانند بسیاری از افراد با تجربیات مشابه، جیم با احساس انزوا و متفاوت رشد کرد. همسالان او، که بسیاری از آنها در محیطهای بسیار حمایتکنندهتر بزرگ شدهاند، به نظر میرسید که به راحتی در مدرسه و بعداً در زندگی موفق شوند.
تجارب او امروز او را تحت تأثیر قرار می دهد، حتی وقتی که او در مقابل من نشسته است، مردی سخت کوش در اواسط 40 سالگی. جیم گفت: “من اغلب نسبت به چیزی که تجربه نکردم احساس حسادت یا حتی رنجش می کنم.”
حتی به عنوان یک بزرگسال، من اغلب نظرات خوبی را از دیگران می شنوم، از جمله همکاران بهداشت روانی، که به سادگی درک نمی کنند که بازماندگان هر روز با چه کشمکش هایی زندگی می کنند. بزرگ شدن در خانه هایی پر از هرج و مرج، ناکارآمدی و آزار خانگی، ما را بدون پایگاه امن می گذارد و این بر هر جنبه ای از یک فرد تا بزرگسالی تأثیر می گذارد. در حالی که همه خانواده های ناکارآمد یکسان نیستند، اغلب متوجه می شوم که کسانی که از خانواده های پر هرج و مرج و آسیب زا می آیند باید سخت تر تلاش کنند تا به نقاط عطف اساسی دست یابند که خانواده های باثبات اغلب آنها را بدیهی می دانند.
منبع: تصویر جوپی لو از Pixabay
یک امتیاز ناشناخته
هنگام کار با مشتریان، اغلب این مقایسه را انجام می دهم که از یک خانواده سالم از نظر روانی یک امتیاز است که بسیاری آن را بدیهی می دانند.
همانطور که امتیازات مالی باعث ایجاد فرصت ها و ثبات می شود، بزرگ شدن در خانواده ای سالم از نظر روانی پایه ای از حمایت عاطفی، امنیت و راهنمایی را فراهم می کند. در مقابل، بزرگ شدن در یک خانواده آسیب زا و ناکارآمد می تواند مانند عبور از یک میدان مین باشد و باعث شود بازماندگان احساس اضطراب، محرومیت و فقط «متفاوت» کنند.
در حالی که به احتمال زیاد لیست بی پایانی وجود دارد که چگونه آمدن از یک خانواده سالم روانی می تواند یک مزیت باشد، در اینجا 10 مورد از رایج ترین مواردی که در تمرین و تجربه شخصی خود دیده ام آورده شده است:
1. ثبات: یک محیط خانوادگی ناکارآمد ثبات و قابل پیش بینی را فراهم می کند و به کودکان اجازه می دهد در زندگی روزمره خود احساس امنیت و حمایت کنند. همه خانواده ها، مانند همه نظام های اجتماعی، درجاتی از ناکارآمدی دارند. اما زمانی که اختلال در عملکرد و هرج و مرج در سطحی به حدی باشد که آسیب زا یا حتی توهین آمیز تلقی شود، این احساس بی ثباتی ایجاد می کند که به شدت بر سلامت عاطفی و روانی کودک تأثیر می گذارد و توانایی او را برای ایجاد روابط سالم، اعتماد به دیگران، و چالش های زندگی را به طور موثر هدایت کنید. کودکانی که در محیط های آسیب زا در خانه قرار دارند، به احتمال زیاد مشکلات رفتاری را در مدرسه نشان می دهند و همچنین به احتمال زیاد روابط پر سر و صدا با همسالان دارند (جافی و همکاران، 2012).
2. رشد عزت نفس و اعتماد به نفس: کودکانی که در یک محیط خانواده سالم بزرگ شدهاند، بیشتر احتمال دارد که عزت نفس مثبت، انعطافپذیری عاطفی و احساس قوی هویت پیدا کنند (کراس و همکاران، 2020؛ اورث، 2018). کسانی که بدون اختلال رشد می کنند، به احتمال زیاد احساس قوی تری از خود دارند، به این معنی که احتمالاً در ابراز خود، پیگیری علایق خود و این باور که توانایی مقابله با چالش های جدید را دارند، اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت (هارتر، 2015).
3. نمونه هایی از روابط سالم: خانوادههای ناکارآمد ارتباطات سالم، حل تعارض و سایر مهارتهای بین فردی را که برای ایجاد و حفظ روابط سالم بزرگسالان ضروری هستند، الگو میکنند. پویایی خانواده سالم همچنین می تواند به بیرون گسترش یابد و به شبکه های اجتماعی به خوبی توسعه یافته منجر شود، زیرا افراد به احتمال زیاد دارای تعاملات اجتماعی مثبت هستند و ارتباطات قوی با دیگران ایجاد می کنند. برعکس، کودکان خانواده هایی با نمونه های ضعیف از روابط بزرگسالان ممکن است فاقد سیستم های حمایتی سالم و ابزارهای مورد نیاز برای ایجاد شبکه های حمایتی خارجی باشند. وقتی در محیطهایی بزرگ میشویم که مملو از درگیریها و نمونههای ضعیف از تعاملات بزرگسالان است، ممکن است در یادگیری نحوه نزدیک شدن و هدایت روابط سالم در بزرگسالی دچار مشکل شویم.
4. موفقیت تحصیلی و شغلی: یک محیط خانواده حمایتی، فضای مساعدی را برای یادگیری، پیشرفت تحصیلی و رشد شناختی ایجاد می کند. در حالی که تحقیقات اخیر بر روی مضرات ناشی از محیطهای اقتصادی-اجتماعی پایینتر در رابطه با موفقیت تحصیلی تمرکز کرده است، برای محققان و مربیان به همان اندازه مهم است که بدانند زندگی در محیطهای آشفته و آسیبزا نیز به طور قابلتوجهی بر توانایی کودک برای موفقیت تحصیلی تأثیر میگذارد (Jaffee et al. .، 2012). ثبات و تشویق خانواده سالم میتواند منجر به موفقیتهای تحصیلی و شغلی بیشتر شود، زیرا افراد اغلب به منابع و حمایتهای داخلی و خارجی دسترسی دارند و ابزارهای لازم برای موفقیت را در اختیار کودکان قرار میدهند.
حتی به عنوان یک دانش آموز جوان، جیم این بینش را داشت که مبارزاتش متفاوت از همسالانش در مدرسه است. او اغلب به این فکر میکرد که اگر میتوانست مانند بسیاری از همسالانش به خانه در یک محیط آرام و پرورشدهنده برود، سوابق تحصیلیاش چگونه خواهد بود. در حالی که مدرسه برای او فضای امنی است، استرس و هرج و مرج در خانه بدون شک بر توانایی او برای مطالعه تأثیر گذاشته است. او کلاسهایش را پشت سر گذاشت اما اغلب احساس میکرد از نظر تحصیلی کوتاهقد است و به دلیل آسیبهای روحی و استرسی که خارج از کلاس با آن مواجه بود، نمیتوانست به حداکثر پتانسیل خود دست یابد.
5. مهارت های ارتباطی سالم: خانوادههای سالم اغلب ارتباط مؤثر را الگوبرداری میکنند و به اعضا کمک میکنند مهارتهای مورد نیاز برای بیان واضح خود و گوش دادن فعالانه را توسعه دهند. در مقابل، خانوادههای آسیبدیده اغلب الگوهای ارتباطی ضعیفی مانند پرخاشگری منفعل، مثلثگویی و خنجر زدن از پشت را نشان میدهند. بازماندگان بزرگسال ممکن است در یادگیری نحوه برقراری ارتباط سالم دچار مشکل شوند، که منجر به درگیری مداوم یا حتی اجتناب از مکالمات دشوار به دلیل ترس از درگیری می شود.
6. حمایت عاطفی: ما اغلب این امتیاز را بدیهی می دانیم که یک بزرگسال سالم و ایمن برای یک کودک خردسال که در مواقع استرس به آن مراجعه کند، اما این حمایت برای رشد آنها ضروری است. بزرگ شدن با حمایت خانواده سالم، پایه ای پایدار را فراهم می کند.
وقتی جیم ناراحت بود، نمیتوانست برای حمایت نزد یک بزرگسال سالم برود. در عوض، او مجبور شد راههایی برای مقابله با احساساتش بیابد که به روابط ناامن و خوددرمانی با الکل تبدیل شد.
7. رشد شخصی: با فقدان اختلال، کودکان این فرصت را دارند که علایق، استعدادها و ارزش های خود را کشف کنند که منجر به رشد شخصی و رضایت بیشتر می شود.
در حالی که همسالانش در یک برنامه تابستانی برای دانش پژوهان ثبت نام می کردند، جیم مجبور شد برای مراقبت از مادرش به خانه برود، که اگر علایق دیگری داشت، اغلب او را دچار گناه می کرد. در حالی که او دوست داشت فرصتی برای کشف علایق و استعدادهای تحصیلی خود به دست آورد، باید به عنوان همسر جانشین مادرش عمل می کرد که باعث می شد او احساس محدودیت و رنجش کند.
8. سلامت جسمانی بیشتر: کودکانی که با مراقبان سالم از نظر روانی بزرگ میشوند، احتمالاً از سلامت جسمانی کلی بیشتری برخوردار هستند، زیرا مراقبان آنها معمولاً برای ارائه حمایت عاطفی، ایجاد روالهای سالم و الگوبرداری از استراتژیهای مقابله با مراقبتهای بهداشتی مجهزتر هستند (مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری، 2023). .
9. نمونه هایی از مهارت های مقابله ای سالم: خانواده های سالم اغلب راه های ایمن برای مدیریت استرس و حل تعارض ها را به کودکان آموزش می دهند. به جای الگوبرداری از رفتارهای مصرف مواد، فریاد زدن یا اجتناب از احساسات، مراقبان بزرگسال با مهارت های مقابله ای سالم به کودکان در حال رشد می آموزند که راه های سالمی برای مدیریت و مقابله با استرس وجود دارد.
10. عشق بی قید و شرط: بزرگ شدن با عشق بی قید و شرط به کودک احساس امنیت و ارزشمندی اساسی می دهد و انعطاف پذیری عاطفی و اعتماد به نفس را تقویت می کند. این حمایت مداوم به کودکان کمک می کند تا با تصویری مثبت از خود و توانایی بیشتر برای ایجاد روابط سالم و قابل اعتماد در طول زندگی خود، چالش ها را پشت سر بگذارند. در تمرین من، دریافتم که عشق مشروط اغلب بهترین نشانه موفقیت در سلامت روان است. کسانی که بدون آن بزرگ می شوند با مشکلاتی روبرو می شوند که بسیاری دیگر هرگز مجبور نیستند با آن دست و پنجه نرم کنند.