07:49 - 2025/04/08

یک محقق اطلاعات نادرست در واقع چه کاری انجام می دهد؟

[ad_1] من به عنوان یک روانشناس اجتماعی ، من مطالعه می کنم که چگونه هویت ، روابط و وابستگی های گروهی ما نحوه تفسیر اطلاعات ، به ویژه اطلاعات نادرست را شکل می دهد. این که آیا این عناوین دروغین ، شایعات ویروسی یا تصاویر دستکاری شده است ، محی...

یک محقق اطلاعات نادرست در واقع چه کاری انجام می دهد؟

[ad_1]

من به عنوان یک روانشناس اجتماعی ، من مطالعه می کنم که چگونه هویت ، روابط و وابستگی های گروهی ما نحوه تفسیر اطلاعات ، به ویژه اطلاعات نادرست را شکل می دهد. این که آیا این عناوین دروغین ، شایعات ویروسی یا تصاویر دستکاری شده است ، محیط اجتماعی ما نقش مهمی در شکل دادن به آنچه ما به عنوان درست می پذیریم یا رد می کنیم ، بازی می کند. چگونه تحقیقات روانشناختی کلاسیک از کار فعلی من الهام می گیرد؟ و چگونه درک زمینه اجتماعی ما به ما کمک می کند تا جهانی را که با ادعاهای سوال برانگیز و اطلاعات نادرست سیل زده است ، حرکت کنیم؟

مطالعات انطباق سلیمان ASCH آزمایشاتی انجام شده در دهه 50 بود که نشان می داد چگونه افراد تحت تأثیر عقاید یک گروه قرار می گیرند ، حتی اگر این عقاید اشتباه باشد. یکی از مطالعات کلاسیک وی شامل گروهی از مردم بود که یک خط را مشاهده می کردند و سپس از آنها خواسته شد که طول آن را با یکی از سه خط دیگر مطابقت دهد. پاسخ واضح بود ، اما در گروه ، فقط یک نفر یک شرکت کننده واقعی بود. بقیه بازیگرانی بودند که به آنها گفته شد که پاسخ اشتباه را به هدف بدهند. وقتی بازیگران همه پاسخ اشتباه دادند ، شرکت کننده واقعی اغلب با گروه همراه می شد ، حتی اگر می دانستند جواب اشتباه است.

من به عنوان یک کارشناسی ، روانشناسی را مطالعه کردم و وقتی در مورد آنها آموختم ، مجذوب مطالعات انطباق ASCH شدم. من همچنین در مورد چگونگی تأثیر تعصب روانی بر من و اطرافیان بسیار کنجکاو شدم. این کنجکاوی در نهایت باعث شد که من به تحصیلات تکمیلی بپردازم ، جایی که من بر مطالعه چگونگی شکل گیری فرایندهای اجتماعی و روانی اعتقادات و رفتار ما متمرکز شدم. من به عنوان یک دانشجوی فارغ التحصیل ، مقاله ای را منتشر کردم که به بررسی رابطه شبکه های اجتماعی و قدرت اعتقادات ما می پردازد. فهمیدم که داشتن فقط یک نفر در شبکه ما با دیدگاههای مختلف سیاسی یا مذهبی به طور قابل توجهی قدرت برخی از اعتقادات ، به ویژه موارد مرتبط با سیاست آمریکا و مسیحیت را تضعیف می کند.

در طی چند سال گذشته ، من مطالعه کرده ام که چگونه عوامل مختلف اجتماعی و روانی بر حساسیت به اطلاعات غلط تأثیر می گذارد. اطلاعات نادرست یک اصطلاح چتر گسترده است که صرف نظر از قصد ، به اطلاعات نادرست یا گمراه کننده اشاره دارد. فریب ها ، کلاهبرداری ها ، عمیق ، تبلیغات و اخبار جعلی همه نوع اطلاعات نادرست هستند. اطلاعات نادرست اصطلاح دانشگاهی بوده است که ده ها سال در علوم اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. به عنوان مثال ، اثر اطلاعات غلط در دهه 1980 محبوبیت زیادی در روانشناسی به دست آورد و این مسئله به چگونگی قرار گرفتن در معرض اطلاعات نادرست یا گمراه کننده می تواند آنچه را که ما از برخی از وقایع به یاد می آوریم ، تعصب کند. این پدیده به ادبیات گسترده تری در مورد تعصب روانشناختی و پردازش اطلاعات متصل می شود.

در مقاله 2024 ، من بررسی کردم که چگونه شبکه های شخصی اعتقاد به اطلاعات غلطبشر مطالعه من از دموکرات ها و جمهوریخواهان خواسته است تا شایعات سیاسی کوتاه را بخوانند که باعث شده گروه سیاسی آنها خوب یا بد به نظر برسد (یک دموکرات یا جمهوری خواه مورد آزار و اذیت یا کمک به کسی). من همچنین آنها را به آنها خوانده ام که عناوین خبری کاملاً ساختگی که گروه سیاسی مخالف آنها را نادیده می گرفت ، خوانده ام. به عنوان مثال ، تیتر “دونالد ترامپ جونیور رکورد اکثر سوئیت های چپ را در یک روز تعیین می کند” در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد و به یک جمهوریخواه برجسته حمله کرد ، اما کاملاً ساخته شد. فهمیدم که هم دموکرات ها و هم جمهوریخواهان وقتی از گروه سیاسی خود حمایت می کردند یا به گروه مخالف حمله می کردند ، به احتمال زیاد این شایعات و اخبار دروغین را به اشتراک می گذارند و به اشتراک می گذارند. من همچنین دریافتم که فقط داشتن یک فرد مجرد در شبکه شما که سیاست های متفاوتی از شما داشته است ، احتمال اعتقاد و به اشتراک گذاری این نوع اطلاعات نادرست را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. سرانجام ، این مطالعه نشان داد كه وقتی شبکه های اجتماعی مردم یکنواخت تر هستند ، آنها تمایل دارند ارتباط قوی تری با هویت سیاسی خود داشته باشند و این می تواند اعتقادات مغرضانه را در مورد گروه سیاسی خود و آنهایی که آنها را مخالفت می کنند تقویت کند.

در حالی که من مطالعه می کنم اطلاعات غلط در یک سطح گسترده ، روش خاص تر برای توصیف تحقیقات من این است که من مطالعه می کنم که چگونه هویت های اجتماعی و شبکه های شخصی بر پردازش اطلاعات و تصمیم گیری تأثیر می گذارند. از آنجا که ما موجودات اجتماعی هستیم ، ما انگیزه ای برای محافظت از هویت های اجتماعی خود داریم و این می تواند ما را به تفسیر اطلاعات به روشی که از آنها پشتیبانی می کند ، حتی اگر کاملاً دقیق نباشد ، تفسیر کنیم. این در مورد هر هویت اجتماعی صادق است ، و ورزش تصادفی نمونه خوبی است. ما می توانیم در مورد اینكه چگونه به احتمال زیاد اعتقاد داریم كه داور در برابر تیم مورد علاقه خود تماس بدی برقرار كرده است ، فکر كنیم. هویت های سیاسی می توانند انواع مختلفی از اطلاعات را تحت تأثیر قرار دهند ، و گروه و گروهی از آنها در ایالات متحده دارند ، که باعث می شود آنها برای تحصیل در علوم اجتماعی بسیار ساده باشند!

تحقیقات من در مورد سانسور مردم یا دیکته کردن آنچه باید باور کنند نیست. من با شرکت های رسانه های اجتماعی برای تلاش برای تنظیم محتوا کار نمی کنم. در عوض ، کار من بر درک چگونگی شکل گیری ارتباطات و هویت های اجتماعی ما نحوه پردازش اطلاعات متمرکز است. درک این فرایندها به ما کمک می کند تا در یک منظره اطلاعاتی به طور فزاینده ای پیچیده تصمیم بگیریم. جدیدترین کار من بر آموزش این مهارتها مستقیم از طریق رسانه و سواد دیجیتال متمرکز شده است.

من و همکاران من یک بازی الهام گرفته از واتس اپ را ایجاد کردیم که در آن یاد می گیرید که چگونه فریب ها و کلاهبرداری هایی را که ممکن است به صورت آنلاین مشاهده کنید (مانند کلاهبرداری مالی یا شایعه درباره یک حیوان وحشی در شهر) شناسایی کنید. ما فهمیدیم که افرادی که بازی ما را انجام داده اند بهتر در تشخیص عناوین ساختگی و نسبت به رفتار اشتراک آنلاین خود محتاط تر هستند. در یک مطالعه جدید دیگر ، ما با موفقیت به مردم آموختیم که چگونه تصاویر دستکاری شده را به صورت آنلاین بهتر بشناسند. این کار به طور گسترده ای تحت چتر “تحقیقات اطلاعات نادرست” قرار می گیرد ، با هدف نهایی توانمندسازی افراد برای ارزیابی انتقادی اطلاعاتی که به صورت آنلاین با آنها روبرو می شوند.

در دنیایی که اطلاعات دروغین یا گمراه کننده سریعتر از همیشه گسترش می یابد ، درک روانشناسی پشت اعتقاد و تعصب چیزی بیش از یک تمرین دانشگاهی است – این یک ضرورت عملی است. تحقیقات من در مورد سانسور یا کنترل آنچه مردم فکر می کنند نیست. این در مورد درک نیروهای بسیار انسانی است که اعتقادات ما را شکل می دهد ، و اینکه چگونه ممکن است خودمان و یکدیگر را بهتر مجهز کنیم تا آنها را اداره کنیم. با شناخت تأثیر هویت های اجتماعی ، شبکه های شخصی و نقاط کور روانی ، می توانیم به مصرف کنندگان اطلاعات متفکرتر تبدیل شویم. با درک تعصبات روانشناختی و تقویت سواد رسانه ای و دیجیتال ، می توانیم در برابر انطباق و اطلاعات نادرست مقاومت کنیم – و تصمیمات آگاهانه تری بگیریم ، در گفتگوهای متفکرانه شرکت کنیم و دنیای اطراف خود را بهتر بشناسیم.

این مقاله همچنین در Misgued: The Newsletter ظاهر می شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان